نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 ادعیه و نجواها

نماز صبح با صدای استاد

پخش:



دانلود

دریافت :

 

دعای کمیل با صدای استاد (رمضان سال 1382)

پخش:



دانلود

دریافت :


متون دعایی

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب دعا کردن هنر است و این هنر با تمام زیباییهایش در تخاطب معصومین با حضرت حق- تبارک وتعالی - تجلی یافته است و هیچکس چون آنها با خدا زیبا حرف نزده است. ادب مخاطبه با خدا را باید از آنها یاد گرفت و شقی کسی است که این گنجینه را در اختیارش داشته باشد و آن را نگشاید. این سخنان چنان سفته شده که معنی، غبطه لفظ را می خورد و لفظ غبطه معنی را و حسن النثر آن است که مانند حسن الشعر "تتعشقه الآذان قبل ن تتعشقه الذهان".

ذیلا قطعه هایی از این گنجینه که می توان با آن در خلوتخانه ها، در قنوت، در سجده و ... اسرار دل را به صاحب اسرار عرضه کرد، تقدیم می گردد:

1- اللهم احملني علی عفوک و لا تحملنی علی عدلک یا کریم.

خدایا مرا به عفو خودت حواله بده نه بر عدالتت ای خدای کریم.

2- الهی ظلمت نفسي و تجرت بجهلي و سکنت الی قدیم حسانک لی و منک علی یا رب.

خدایا بر خود ستم کردم و از سر جهل بر مخالفت با تو جرات پیدا کردم و با یاد آوری نیکی هایی که از قدیم بر من عطا نموده ای آرامش پیدا کردم.

3- احینی یا رب سعیدا و توفنی شهیدا.

خدایا مرا با سعادت زنده بدار و با شهادت بمیران.

4- الهی دعوک کما مرت فاستجب لی کما وعدت انک لا تخلف المیعاد.

خدا یا تو را می خوانم که دعوتم کردی، پس اجابت کن که وعده ام دادی، بدرستیکه خلف وعده، تو را نسزد.

5- اللهم اجعل نفسي مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک، مولعة بذکرک و دعائک.

خدایا، مرا آن چنان قرار بده که از تقدیرات تو آرام و از حکم تو راضی و به یاد و نیایش تو حریص باشم.

6- الهي سومني بسیماء الیمان و اختمني بخیر، و اجعل عاقبة امري خیرا.

خدایا با سیمای ایمان مرا نشاندار کن، طومار زندگیم را با خیر مختوم بفرما و عاقبت کارم را با خیر به سرانجام برسان.

7- اللهم اجعل قلبی بارا و رزقی دارا و عیشی قارا واجعل لی عند قبر نبیک مستقرا و قرارا.

خدایا قلبم را نیکو، روزیم را فراوان و زندگیم را توم با خوشحالی و سرور و ابتهاج و موفقیت قرار بده و برای من نزد قبر پیامبرت منزل و موی مرحمت فرما.

8- یا من یرحم من لایرحمه العباد و یا من یقبل من لا تقبله البلاد.

ای خدایی که دلش می سوزد حتی به کسی که هیچکس دل به او نمی سوزاند و ای خدایی که می پذیرد حتی کسی را که هیچ شهری او را نمی پذیرد.

9- الهی لا تؤدبني بعقوبتک و لا تمکر بي في حیلتک من ین لی الخیر یا رب و لا یوجد الا من عندک.

خدایا از راه عقوبت مرا تدیب مفرما و پشت پرده در عقوبتم چاره سازی منما، خدایا از کجا ممکن است به من خیری برسد، در حالیکه خیر جز از تو نیست.

10- الهی من لی غیرک سله کشف ضری و النظر فی مري؟

خدایا غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلاتم را بر طرف و بر اصلاح امورم عنایت داشته باشد؟

11- الویل لي ثم الویل لي ن کانت الجحیم موایی، الویل لي ن کان الحمیم شرابي.

بسیار هلاک شوم اگر جهنم موایم و حمیم جهنم نوشیدنیم باشد.

12- الهي قد جرت علی نفسي في النظر لها فلها الویل ان لم تغفرلها.

خدایا در توجه و محافظت از خودم بر خودم ظلم کردم پس وای بر من اگر مرا نبخشی.

13- اللهم نور ظاهري بطاعتک و باطني بمعرفتک و قلبي بمحبتک و روحي بمشاهدتک.

خدایا، ظاهرم را با طاعت خود و اندرونم را با معرفت خود و قلبم را با محبت خود و روحم را با مشاهده خود نورانی بفرما.

14- الهی، عوذ بک من العدیلة عند الموت.

خدایا به تو پناه می برم که هنگام مرگ از حق عدول کنم

15- اللهم اغنني بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک.

خدایا با حلال خود مرا از حرام و با فضل خود از غیر خودت بی نیازم کن.

16- اللهم لک العتبی حتی ترضی یا کرم من عتذر الیه المسیئون

خدایا عذر به درگاهت آورده ام. بحدی که راضی شوی ای کریمترین کسی که اهل خطا به درگاهش عذر خواهی می کنند.

17- لهی من نا حتی تغضب علی؟ لهی ما نا حتی تغضب علی؟ و ما نا یا سیدی و ما خطری؟

خدایا من چه کسی هستم که بر من خشمگین شوی، خدایا من چه هستم که بر من غضب نمایی، خدایا اگر آتش باشم کجا را می سوازنم.

18- لهی کنت بئس العبد و نت نعم الرب.

خدایا، چه بد بنده ای هستم برای تو و تو چه زیبا پروردگاری برای من!

19- لهی قبح الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

خدایا زشتی گناه از بنده ات صادرشده، پس با زیبایی عفوت این لکه را پاک کن.

20- اناجیک یا موجودا في کل مکان لعلک تسمع ندائي فقد عظم جرمي و قل حیائي.

با تو که در هر مکانی حاضر هستی نجوی می کنم شاید ندای مرا بشنوی، پس به تحقیق که جرمم بزرگ و حیایم اندک است.

21- اللهم انقلني من ذکري لی ذکرک و لا تترک بیني و بین ملکوت عزک بابا لا فتحته و لا حجابا من حجب الغفلة لا هتکته حتی تقیم روحي بین ضیاء عرشک.

خدایا مرا از مقام «ذکر بنده» به مقام«ذکر پروردگار» منتقل کن و تمام درهای حقیقت عزت خودت را بر من بگشا و تمام حجاب های غفلت را از میان بردار تا آنکه روح مرا در برابر نورانیت عرش خودت قرار بدهی.

22- الهی اعني بالبکاء علی نفسي فقد فنیت بالتسویف و الآمال عمري و قد نزلت منزلة الآیسین من خیري.

خدایا کمکم کن تا بر خود بگریم، چرا که تمام عمر خود را با امروز و فردا کردن و با آروزهای طولانی تباه ساخته ام به حدی که به منزله ی کسانیکه از خیر خودشان میوس هستند، در آمده ام.

23- الهی لیک شکو قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین و الطبع متلبسا و عینا عن البکاء من خوفک جامدة و لی ما یسرها طامحة.

خدایا به درگاه تو شکایت دارم از قلبی که او را قساوت و سنگدلی فراگرفته، قلبی که با وسواس زیر و رو می شود و از زنگار لباس می پوشد، به تو شکایت می آورم از چشمی که هیچ اشکی در برابر خوف تو ندارد، در حالیکه دنبال هر آنچه که از آن خوشش می آید حریصانه راه می افتد.

24- اللهم لا تنزع عني صالح ما آتیتنی بدا اللهم لا تکلني لی نفسي طرفة عین ابدا اللهم لا تشمت بی عدوا او حاسدا ابدا اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه ابدا.

خدایا، هیچ وقت نعمت های شایسته ای که بر من دادی، از من سلب مفرما، خدایا هیچ وقت حتی یک چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار، خدایا هیچ وقت زمینه شماتت دشمن یا حسود را بر من مهیا مفرما. خدایا هیچ وقت مرا به بدبختیی که از آن نجات دادی، بر نگردان.

25- الهی عبیدک بفنائک الهی سائلک بفنائک الهی فقیرک بفنائک الهی مسکینک بفنائک.

خدایا کمترین بنده ات به درگاهت آمده است، خدایا سائلت به درگاهت آمده است خدایا فقیرت به درگاهت آمده است، خدایا مسکین تو به درگاهت آمده است.

26- الهی بئس المطیة التی امتطت نفسی من هواها فواها لها لما سولت لها ظنونها و مناها و تبا لها لجراتها علی سیدها و مولاها.

خدایا، عجب مرکب ناجوری را نفس من از هوی وهوس خود به سواری گرفته است، پس عجب نفسی است این نفس که گمانها و آرزوهای خود را برای خودش تزیین داده و مرگ باد بر این نفس که بر آقا و مولای خود جرت پیدا کرده است.

27- لهي عبدک ببابک اقامته الخصاصة بین یدیک یقرع باب احسانک بدعائه.

خدایا بنده تو پشت درت ایستاده و نیاز او را به این مقام رسانده که در برابرت ذلیلانه بایستد، حال با دعای خود در رحمت تو را می کوبد.

28- لهي عادتک الحسان لی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین.

خدایا عادت تو احسان به خلافکاران و روش تو نگه داشتن تجاوزگران در کنار سفره رحمتت است.

29- اللهم اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک و اقربهم منزله منک و اخصهم زلفه لدیک فانه لاینال الا بفضلک.

خدایا مرا از آن قسم بندگانت قرار بده که جایزه آنها زیباترین جایزه هاست و نزدیک ترین منزلت و موقعیت را در نزد تو دارند و تقرب ویژه نزد تو یافته اند. بدرستیکه این مقام جز با فضل تو دست یافتنی نیست.

30- اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی و اول ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی.

خدایا در میان نعمت ها و امانت های ارزشمندی که به من دادی هر گاه قصد گرفتن آنها را داشته باشی، اول جان مرا بگیر (یعنی مرا ناقص العضو قرار مده)

31- اللهم انت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام و دارک دارالسلام حینا ربنا منک بالسلام.

خدایا تو سلامتی مطلق هستی، و سلامتی مطلق از توست و هر کجا مظهر سلامتیست، ریشه اش به تو بر می گردد و بساطی که به آن دعوت کرده ای بساط سلامتیست. خدایا با عنایت خود زندگی مرا با سلامتی مطلق مقرون بدار.

32- اللهم خذ لنفسک من نفسی ما یخلصها و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها فان نفسی هالکة او تعصمها

خدایا از جان من برای خود سهمی بستان که با آن مرا خالص کنی و برای خودم سهمی قرار بده که با آن خود را اصلاح کنم. پس بدرستیکه جانم در معرض هلاکت است، مگر آنکه تو آن را حفظ نمایی.

33- [روایت شده است که حضرت یعقوب بعد از آنکه دو فرزند و دو چشمش را از دست داد، به خداوند عرض کرد یا حسن الصحبه یا کریم المعونه یا خیر اله ایتنی بروح منک و فرج من عندک ، جبرئیل نازل شد و گفت آیا یاد ندهم به تو دعایی که با آن دو فرزند و دو چشم خود را باز یابی ؟ گفت چرا ، گفت این دعا را بخوان ، وقتی دعا را خواند هنوز آفتاب صبح طلوع نکرده بود که پیراهن یوسف از راه رسید . آن دعا این است:]

یا من لم یعلم احد  کیف الا هو یا من سد  الهواء و کبس الارض علی الماء واختار لنفسه حسن الاسماء ایتنی بروح منک و فرج من عندک

ای خدایی که جز او از ذات او خبر ندارد، ای خدایی که هوا را مسدود و محاط کرده است، ای خدایی که زمین را بر آب داخل کرده است و بهترین نامها را بر خود انتخاب کرده است، از جانب خودت راحتی و فرج و خلاصی به من مرحمت بفرما

34-دعای مخصوص امام هادی (ع)

شیخ طوسی در کتاب امالی از محمد بن احمد از عموی پدرش نقل می کند:

روزی در خدمت امام هادی (ع) رسیدم و به ایشان عرضه داشتم: ای سرور من! این مرد (یعنی متوکل) مرا از خود دور نموده و روزی مرا قطع کرده و مرا ملول و دلتنگ نموده است و همه آنها بخاطر این است که می داند من وابسته و ملازم درگاه شما هستم و چون می دانم اگر شما به او سفارش بفرمایید، حتما قبول می کند؛ تقاضا دارم لطفی کنید و از او درخواست کنید در کار من تجدید نظر نماید. امام (ع) فرمودند: ان شاء الله به خواسته ات میرسی، هنگامی که شب فرا رسید فرستاده های متوکل یکی پس از دیگری به سوی خانه من آمدند و مرا به نزد متوکل دعوت کردند، وقتی به آنجا رفتم فتح بن خاقان را دیدم که کنار در ایستاده و گویا منتظر است.

به من گفت: ای مرد چرا امشب در خانه ات آرام نمی گیری؟ متوکل چقدر امشب برای دسترسی به تو اصرار داشت و مرا خسته کرد.

سپس وارد خانه شدم و دیدم متوکل در جای خود نشسته است. همین که مرا دید، صدا زد: ای ابو موسی به خاطر مشغله فراوان از تو غفلت می کنم، چرا تو یاد آوری نمی کنی و خودت را از خاطر ما می بری؟ اکنون بگو چه حقوقی از تو نزد ما باقی مانده و پرداخت نشده است؟ من چند مورد را که می توانستم از جمله فلان عطا و فلان ماهیانه را نام بردم و او دستور داد تا دو برابر آنچه را گفتم به من پرداخت کردند.

هنگام خارج شدن به فتح بن خاقان گفتم: آیا امام هادی (ع) اینجا تشریف آورده اند؟ گفت: نه! کفتم: نامه ای فرستاده اند؟ گفت: نه!

پس از این گفت و گو بیرون آمده و به طرف خانه ام روان شدم.

فتح بن خاقان هم به دنبال من بیرون آمد و به من گفت: هرگز شک ندارم که تو از امام هادی تقاضای دعا کرده ای و ایشان برای تو دعا نموده اند، از تو خواهش دارم از آن حضرت تقاضا کنی برای من هم دعا کند.

هنگامی که به خدمت حضرت هادی (ع) شرفیاب شدم، فرمودند:

ای ابو موسی چهره ات را خشنود و راضی می بینم.

عرض کردم: و این به برکت شما بوده است ای سرور من، ولی به من گفتند شما نزد او نرفته اید و از او درخواست نکرده اید!!!

امام (ع) فرمودند: «ن الله تعالی یعلم نا لا نلج في المهمات لا لیه و لا نتوکل في الملمات لا علیه و عودنا ذا سلناه الجابة و نخاف ن نعدل فیعدل بنا »

خداوند تبارک و تعالی می داند که ما هرگز در امور مهم خود جز به او پناهنده نمی شویم و در سختی و بلاها جز به او اعتماد نمی کنیم و ما را چنین عادت داده اند که هرگاه از او درخواست کنیم اجابت فرماید، می ترسیم از او روی برگردانیم و او هم از ما روی برگرداند.

عرض کردم فتح بن خاقان به من چنین و چنان گفت.

فرمودند: او به ظاهر ما را دوست دارد، ولی در واقع از ما دوری می کند، دعا برای دعا کننده وقتی اثر خواهد داشت که با شرایط آن همراه باشد.

اگر کسی در اطاعت فرمان الهی اخلاص بورزد و به پیامبری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حق ما اهل بیت اعتراف کند، آنگاه از خداوند چیزی درخواست کند، او را محروم نمی فرماید.

عرض کردم: ای سرور من دوست دارم از میان دعاها دعای مخصوص را به من بیاموزی.

امام (علیه السلام) فرمودند:

دعایی را که خواهم گفت، من آن را بسیار می خوانم و از خدا تقاضا کرده ام هر کس بعد از من آن را نزد قبرم بخواند، او را نا امید نفرماید و دعا این است:

یا عدتی عندالعدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد یا احد یا قل هو الله احد اسالک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا ان تصلی علیهم و .... (حاجت خود را ذکر کند)

بحار الانوار  ج 50/ ص 127

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب دعا کردن هنر است و این هنر با تمام زیباییهایش در تخاطب معصومین با حضرت حق- تبارک وتعالی - تجلی یافته است و هیچکس چون آنها با خدا زیبا حرف نزده است. ادب مخاطبه با خدا را باید از آنها یاد گرفت و شقی کسی است که این گنجینه را در اختیارش داشته باشد و آن را نگشاید. این سخنان چنان سفته شده که معنی، غبطه لفظ را می خورد و لفظ غبطه معنی را و حسن النثر آن است که مانند حسن الشعر  "تتعشقه الآذان قبل ن تتعشقه الذهان".

ذیلا قطعه هایی از این گنجینه که می توان با آن در خلوتخانه ها، در قنوت، در سجده و ... اسرار دل را به صاحب اسرار عرضه کرد، تقدیم می گردد:

1- اللهم احملني علی عفوک و لا تحملنی علی عدلک یا کریم.

خدایا مرا به عفو خودت حواله بده نه بر عدالتت ای خدای کریم.

2- الهی ظلمت نفسي و تجرت بجهلي و سکنت الی قدیم حسانک لی و منک علی یا رب.

خدایا بر خود ستم کردم و از سر جهل بر مخالفت با تو جرات پیدا کردم و با یاد آوری نیکی هایی که از قدیم بر من عطا نموده ای آرامش پیدا کردم.

3- احینی یا رب سعیدا و توفنی شهیدا.

خدایا مرا با سعادت زنده بدار و با شهادت بمیران.

4- الهی دعوک کما مرت فاستجب لی کما وعدت انک لا تخلف المیعاد.

خدا یا تو را می خوانم که دعوتم کردی، پس اجابت کن که وعده ام دادی، بدرستیکه خلف وعده، تو را نسزد.

5- اللهم اجعل نفسي مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک، مولعة بذکرک و دعائک.

خدایا، مرا آن چنان قرار بده که از تقدیرات تو آرام و از حکم تو راضی و به یاد و نیایش تو حریص باشم.

6- الهي سومني بسیماء الیمان و اختمني بخیر، و اجعل عاقبة امري خیرا.

خدایا با سیمای ایمان مرا نشاندار کن، طومار زندگیم را با خیر مختوم بفرما و عاقبت کارم را با خیر به سرانجام برسان.

7- اللهم اجعل قلبی بارا و رزقی دارا و عیشی قارا واجعل لی عند قبر نبیک مستقرا و قرارا.

خدایا قلبم را نیکو، روزیم را فراوان و زندگیم را توم با خوشحالی و سرور و ابتهاج و موفقیت قرار بده و برای من نزد قبر پیامبرت منزل و موی مرحمت فرما.

8- یا من یرحم من لایرحمه العباد و یا من یقبل من لا تقبله البلاد.

ای خدایی که دلش می سوزد حتی به کسی که هیچکس دل به او نمی سوزاند و ای خدایی که می پذیرد حتی کسی را که هیچ شهری او را نمی پذیرد.

9- الهی لا تؤدبني بعقوبتک و لا تمکر بي في حیلتک من ین لی الخیر یا رب و لا یوجد الا من عندک.

خدایا از راه عقوبت مرا تدیب مفرما و پشت پرده در عقوبتم چاره سازی منما، خدایا از کجا ممکن است به من خیری برسد، در حالیکه خیر جز از تو نیست.

10- الهی من لی غیرک سله کشف ضری و النظر فی مري؟

خدایا غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلاتم را بر طرف و بر اصلاح امورم عنایت داشته باشد؟

11- الویل لي ثم الویل لي ن کانت الجحیم موایی، الویل لي ن کان الحمیم شرابي.

بسیار هلاک شوم اگر جهنم موایم و حمیم جهنم نوشیدنیم باشد.

12- الهي قد جرت علی نفسي في النظر لها فلها الویل ان لم تغفرلها.

خدایا در توجه و محافظت از خودم بر خودم ظلم کردم پس وای بر من اگر مرا نبخشی.

13- اللهم نور ظاهري بطاعتک و باطني بمعرفتک و قلبي بمحبتک و روحي بمشاهدتک.

خدایا، ظاهرم را با طاعت خود و اندرونم را با معرفت خود و قلبم را با محبت خود و روحم را با مشاهده خود نورانی بفرما.

14- الهی، عوذ بک من العدیلة عند الموت.

خدایا به تو پناه می برم که هنگام مرگ از حق عدول کنم

15- اللهم اغنني بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک.

خدایا با حلال خود مرا از حرام و با فضل خود از غیر خودت بی نیازم کن.

16- اللهم لک العتبی حتی ترضی یا کرم من عتذر الیه المسیئون

خدایا عذر به درگاهت آورده ام. بحدی که راضی شوی ای کریمترین کسی که اهل خطا به درگاهش عذر خواهی می کنند.

17- لهی من نا حتی تغضب علی؟ لهی ما نا حتی تغضب علی؟ و ما نا یا سیدی و ما خطری؟

خدایا من چه کسی هستم که بر من خشمگین شوی، خدایا من چه هستم که بر من غضب نمایی، خدایا اگر آتش باشم کجا را می سوازنم.

18- لهی کنت بئس العبد و نت نعم الرب.

خدایا، چه بد بنده ای هستم برای تو و تو چه زیبا پروردگاری برای من!

19- لهی قبح الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

خدایا زشتی گناه از بنده ات صادرشده، پس با زیبایی عفوت این لکه را پاک کن.

20- اناجیک یا موجودا في کل مکان لعلک تسمع ندائي فقد عظم جرمي و قل حیائي.

با تو که در هر مکانی حاضر هستی نجوی می کنم شاید ندای مرا بشنوی، پس به تحقیق که جرمم بزرگ و حیایم اندک است.

21- اللهم انقلني من ذکري لی ذکرک و لا تترک بیني و بین ملکوت عزک بابا لا فتحته و لا حجابا من حجب الغفلة لا هتکته حتی تقیم روحي بین ضیاء عرشک.

خدایا مرا از مقام «ذکر بنده» به مقام«ذکر پروردگار» منتقل کن و تمام درهای حقیقت عزت خودت را بر من بگشا و تمام حجاب های غفلت را از میان بردار تا آنکه روح مرا در برابر نورانیت عرش خودت قرار بدهی.

22- الهی اعني بالبکاء علی نفسي فقد فنیت بالتسویف و الآمال عمري و قد نزلت منزلة الآیسین من خیري.

خدایا کمکم کن تا بر خود بگریم، چرا که تمام عمر خود را با امروز و فردا کردن و با آروزهای طولانی تباه ساخته ام به حدی که به منزله ی کسانیکه از خیر خودشان میوس هستند، در آمده ام.

23- الهی لیک شکو قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین و الطبع متلبسا و عینا عن البکاء من خوفک جامدة و لی ما یسرها طامحة.

خدایا به درگاه تو شکایت دارم از قلبی که او را قساوت و سنگدلی فراگرفته، قلبی که با وسواس زیر و رو می شود و از زنگار لباس می پوشد، به تو شکایت می آورم از چشمی که هیچ اشکی در برابر خوف تو ندارد، در حالیکه دنبال هر آنچه که از آن خوشش می آید حریصانه راه می افتد.

24- اللهم لا تنزع عني صالح ما آتیتنی بدا اللهم لا تکلني لی نفسي طرفة عین ابدا اللهم لا تشمت بی عدوا او حاسدا ابدا اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه ابدا.

خدایا، هیچ وقت نعمت های شایسته ای که بر من دادی، از من سلب مفرما، خدایا هیچ وقت حتی یک چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار، خدایا هیچ وقت زمینه شماتت دشمن یا حسود را بر من مهیا مفرما. خدایا هیچ وقت مرا به بدبختیی که از آن نجات دادی، بر نگردان.

25- الهی عبیدک بفنائک الهی سائلک بفنائک الهی فقیرک بفنائک الهی مسکینک بفنائک.

خدایا کمترین بنده ات به درگاهت آمده است، خدایا سائلت به درگاهت آمده است خدایا فقیرت به درگاهت آمده است، خدایا مسکین تو به درگاهت آمده است.

26- الهی بئس المطیة التی امتطت نفسی من هواها فواها لها لما سولت لها ظنونها و مناها و تبا لها لجراتها علی سیدها و مولاها.

خدایا، عجب مرکب ناجوری را نفس من از هوی وهوس خود به سواری گرفته است، پس عجب نفسی است این نفس که گمانها و آرزوهای خود را برای خودش تزیین داده و مرگ باد بر این نفس که بر آقا و مولای خود جرت پیدا کرده است.

27- لهي عبدک ببابک اقامته الخصاصة بین یدیک یقرع باب احسانک بدعائه.

خدایا بنده تو پشت درت ایستاده و نیاز او را به این مقام رسانده که در برابرت ذلیلانه بایستد، حال با دعای خود در رحمت تو را می کوبد.

28- لهي عادتک الحسان لی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین.

خدایا عادت تو احسان به خلافکاران و روش تو نگه داشتن تجاوزگران در کنار سفره رحمتت است.

29- اللهم اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک و اقربهم منزله منک و اخصهم زلفه لدیک فانه لاینال الا بفضلک.

خدایا مرا از آن قسم بندگانت قرار بده که جایزه آنها زیباترین جایزه هاست و نزدیک ترین منزلت و موقعیت را در نزد تو دارند و تقرب ویژه نزد تو یافته اند. بدرستیکه این مقام جز با فضل تو دست یافتنی نیست.

30- اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی و اول ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی.

خدایا در میان نعمت ها و امانت های ارزشمندی که به من دادی هر گاه قصد گرفتن آنها را داشته باشی، اول جان مرا بگیر (یعنی مرا ناقص العضو قرار مده)

31- اللهم انت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام و دارک دارالسلام حینا ربنا منک بالسلام.

خدایا تو سلامتی مطلق هستی، و سلامتی مطلق از توست و هر کجا مظهر سلامتیست، ریشه اش به تو بر می گردد و بساطی که به آن دعوت کرده ای بساط سلامتیست. خدایا با عنایت خود زندگی مرا با سلامتی مطلق مقرون بدار.

32- اللهم خذ لنفسک من نفسی ما یخلصها و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها فان نفسی هالکة او تعصمها

خدایا از جان من برای خود سهمی بستان که با آن مرا خالص کنی و برای خودم سهمی قرار بده که با آن خود را اصلاح کنم. پس بدرستیکه جانم در معرض هلاکت است، مگر آنکه تو آن را حفظ نمایی.

33- [روایت شده است که حضرت یعقوب بعد از آنکه دو فرزند و دو چشمش را از دست داد، به خداوند عرض کرد یا حسن الصحبه یا کریم المعونه یا خیر اله ایتنی بروح منک و فرج من عندک ، جبرئیل نازل شد و گفت آیا یاد ندهم به تو دعایی که با آن دو فرزند و دو چشم خود را باز یابی ؟ گفت چرا ، گفت این دعا را بخوان ، وقتی دعا را خواند هنوز آفتاب صبح طلوع نکرده بود که پیراهن یوسف از راه رسید . آن دعا این است:]

یا من لم یعلم احد  کیف الا هو یا من سد  الهواء و کبس الارض علی الماء واختار لنفسه حسن الاسماء ایتنی بروح منک و فرج من عندک

ای خدایی که جز او از ذات او خبر ندارد، ای خدایی که هوا را مسدود و محاط کرده است، ای خدایی که زمین را بر آب داخل کرده است و بهترین نامها را بر خود انتخاب کرده است، از جانب خودت راحتی و فرج و خلاصی به من مرحمت بفرما

شیخ طوسی در کتاب امالی از محمد بن احمد از عموی پدرش نقل می کند:

روزی در خدمت امام هادی (ع) رسیدم و به ایشان عرضه داشتم: ای سرور من! این مرد (یعنی متوکل) مرا از خود دور نموده و روزی مرا قطع کرده و مرا ملول و دلتنگ نموده است و همه آنها بخاطر این است که می داند من وابسته و ملازم درگاه شما هستم و چون می دانم اگر شما به او سفارش بفرمایید، حتما قبول می کند؛ تقاضا دارم لطفی کنید و از او درخواست کنید در کار من تجدید نظر نماید. امام (ع) فرمودند: ان شاء الله به خواسته ات میرسی، هنگامی که شب فرا رسید فرستاده های متوکل یکی پس از دیگری به سوی خانه من آمدند و مرا به نزد متوکل دعوت کردند، وقتی به آنجا رفتم فتح بن خاقان را دیدم که کنار در ایستاده و گویا منتظر است.

به من گفت: ای مرد چرا امشب در خانه ات آرام نمی گیری؟ متوکل چقدر امشب برای دسترسی به تو اصرار داشت و مرا خسته کرد.

سپس وارد خانه شدم و دیدم متوکل در جای خود نشسته است. همین که مرا دید، صدا زد: ای ابو موسی به خاطر مشغله فراوان از تو غفلت می کنم، چرا تو یاد آوری نمی کنی و خودت را از خاطر ما می بری؟ اکنون بگو چه حقوقی از تو نزد ما باقی مانده و پرداخت نشده است؟ من چند مورد را که می توانستم از جمله فلان عطا و فلان ماهیانه را نام بردم و او دستور داد تا دو برابر آنچه را گفتم به من پرداخت کردند.

هنگام خارج شدن به فتح بن خاقان گفتم: آیا امام هادی (ع) اینجا تشریف آورده اند؟

گفت: نه!

کفتم: نامه ای فرستاده اند؟

گفت: نه!

پس از این گفت و گو بیرون آمده و به طرف خانه ام روان شدم.

فتح بن خاقان هم به دنبال من بیرون آمد و به من گفت: هرگز شک ندارم که تو از امام هادی تقاضای دعا کرده ای و ایشان برای تو دعا نموده اند، از تو خواهش دارم از آن حضرت تقاضا کنی برای من هم دعا کند.

هنگامی که به خدمت حضرت هادی (ع) شرفیاب شدم، فرمودند:

ای ابو موسی چهره ات را خشنود و راضی می بینم.

عرض کردم: و این به برکت شما بوده است ای سرور من، ولی به من گفتند شما نزد او نرفته اید و از او درخواست نکرده اید!!!

امام (ع) فرمودند: «ن الله تعالی یعلم نا لا نلج في المهمات لا لیه و لا نتوکل في الملمات لا علیه و عودنا ذا سلناه الجابة و نخاف ن نعدل فیعدل بنا »

خداوند تبارک و تعالی می داند که ما هرگز در امور مهم خود جز به او پناهنده نمی شویم و در سختی و بلاها جز به او اعتماد نمی کنیم و ما را چنین عادت داده اند که هرگاه از او درخواست کنیم اجابت فرماید، می ترسیم از او روی برگردانیم و او هم از ما روی برگرداند.

عرض کردم فتح بن خاقان به من چنین و چنان گفت.

فرمودند: او به ظاهر ما را دوست دارد، ولی در واقع از ما دوری می کند، دعا برای دعا کننده وقتی اثر خواهد داشت که با شرایط آن همراه باشد.

اگر کسی در اطاعت فرمان الهی اخلاص بورزد و به پیامبری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حق ما اهل بیت اعتراف کند، آنگاه از خداوند چیزی درخواست کند، او را محروم نمی فرماید.

عرض کردم: ای سرور من دوست دارم از میان دعاها دعای مخصوص را به من بیاموزی.

امام (علیه السلام) فرمودند:

دعایی را که خواهم گفت، من آن را بسیار می خوانم و از خدا تقاضا کرده ام هر کس بعد از من آن را نزد قبرم بخواند، او را نا امید نفرماید و دعا این است:

یا عدتی عندالعدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد یا احد یا قل هو الله احد اسالک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا ان تصلی علیهم و .... (حاجت خود را ذکر کند)

بحار الانوار  ج 50/ ص 127

 

نماز صبح با صدای استاد

پخش:

{wmaremote}http://darolershad.org/mp3/other/namaz.wma{/wmaremote}

دریافت :

 

دعای کمیل با صدای استاد (رمضان سال 1382)

پخش:

{wmaremote}http://darolershad.org/mp3/other/komeil-820808.wma{/wmaremote}

دریافت :


متون دعایی

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب دعا کردن هنر است و این هنر با تمام زیباییهایش در تخاطب معصومین با حضرت حق- تبارک وتعالی - تجلی یافته است و هیچکس چون آنها با خدا زیبا حرف نزده است. ادب مخاطبه با خدا را باید از آنها یاد گرفت و شقی کسی است که این گنجینه را در اختیارش داشته باشد و آن را نگشاید. این سخنان چنان سفته شده که معنی، غبطه لفظ را می خورد و لفظ غبطه معنی را و حسن النثر آن است که مانند حسن الشعر "تتعشقه الآذان قبل ن تتعشقه الذهان".

ذیلا قطعه هایی از این گنجینه که می توان با آن در خلوتخانه ها، در قنوت، در سجده و ... اسرار دل را به صاحب اسرار عرضه کرد، تقدیم می گردد:

1- اللهم احملني علی عفوک و لا تحملنی علی عدلک یا کریم.

خدایا مرا به عفو خودت حواله بده نه بر عدالتت ای خدای کریم.

2- الهی ظلمت نفسي و تجرت بجهلي و سکنت الی قدیم حسانک لی و منک علی یا رب.

خدایا بر خود ستم کردم و از سر جهل بر مخالفت با تو جرات پیدا کردم و با یاد آوری نیکی هایی که از قدیم بر من عطا نموده ای آرامش پیدا کردم.

3- احینی یا رب سعیدا و توفنی شهیدا.

خدایا مرا با سعادت زنده بدار و با شهادت بمیران.

4- الهی دعوک کما مرت فاستجب لی کما وعدت انک لا تخلف المیعاد.

خدا یا تو را می خوانم که دعوتم کردی، پس اجابت کن که وعده ام دادی، بدرستیکه خلف وعده، تو را نسزد.

5- اللهم اجعل نفسي مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک، مولعة بذکرک و دعائک.

خدایا، مرا آن چنان قرار بده که از تقدیرات تو آرام و از حکم تو راضی و به یاد و نیایش تو حریص باشم.

6- الهي سومني بسیماء الیمان و اختمني بخیر، و اجعل عاقبة امري خیرا.

خدایا با سیمای ایمان مرا نشاندار کن، طومار زندگیم را با خیر مختوم بفرما و عاقبت کارم را با خیر به سرانجام برسان.

7- اللهم اجعل قلبی بارا و رزقی دارا و عیشی قارا واجعل لی عند قبر نبیک مستقرا و قرارا.

خدایا قلبم را نیکو، روزیم را فراوان و زندگیم را توم با خوشحالی و سرور و ابتهاج و موفقیت قرار بده و برای من نزد قبر پیامبرت منزل و موی مرحمت فرما.

8- یا من یرحم من لایرحمه العباد و یا من یقبل من لا تقبله البلاد.

ای خدایی که دلش می سوزد حتی به کسی که هیچکس دل به او نمی سوزاند و ای خدایی که می پذیرد حتی کسی را که هیچ شهری او را نمی پذیرد.

9- الهی لا تؤدبني بعقوبتک و لا تمکر بي في حیلتک من ین لی الخیر یا رب و لا یوجد الا من عندک.

خدایا از راه عقوبت مرا تدیب مفرما و پشت پرده در عقوبتم چاره سازی منما، خدایا از کجا ممکن است به من خیری برسد، در حالیکه خیر جز از تو نیست.

10- الهی من لی غیرک سله کشف ضری و النظر فی مري؟

خدایا غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلاتم را بر طرف و بر اصلاح امورم عنایت داشته باشد؟

11- الویل لي ثم الویل لي ن کانت الجحیم موایی، الویل لي ن کان الحمیم شرابي.

بسیار هلاک شوم اگر جهنم موایم و حمیم جهنم نوشیدنیم باشد.

12- الهي قد جرت علی نفسي في النظر لها فلها الویل ان لم تغفرلها.

خدایا در توجه و محافظت از خودم بر خودم ظلم کردم پس وای بر من اگر مرا نبخشی.

13- اللهم نور ظاهري بطاعتک و باطني بمعرفتک و قلبي بمحبتک و روحي بمشاهدتک.

خدایا، ظاهرم را با طاعت خود و اندرونم را با معرفت خود و قلبم را با محبت خود و روحم را با مشاهده خود نورانی بفرما.

14- الهی، عوذ بک من العدیلة عند الموت.

خدایا به تو پناه می برم که هنگام مرگ از حق عدول کنم

15- اللهم اغنني بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک.

خدایا با حلال خود مرا از حرام و با فضل خود از غیر خودت بی نیازم کن.

16- اللهم لک العتبی حتی ترضی یا کرم من عتذر الیه المسیئون

خدایا عذر به درگاهت آورده ام. بحدی که راضی شوی ای کریمترین کسی که اهل خطا به درگاهش عذر خواهی می کنند.

17- لهی من نا حتی تغضب علی؟ لهی ما نا حتی تغضب علی؟ و ما نا یا سیدی و ما خطری؟

خدایا من چه کسی هستم که بر من خشمگین شوی، خدایا من چه هستم که بر من غضب نمایی، خدایا اگر آتش باشم کجا را می سوازنم.

18- لهی کنت بئس العبد و نت نعم الرب.

خدایا، چه بد بنده ای هستم برای تو و تو چه زیبا پروردگاری برای من!

19- لهی قبح الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

خدایا زشتی گناه از بنده ات صادرشده، پس با زیبایی عفوت این لکه را پاک کن.

20- اناجیک یا موجودا في کل مکان لعلک تسمع ندائي فقد عظم جرمي و قل حیائي.

با تو که در هر مکانی حاضر هستی نجوی می کنم شاید ندای مرا بشنوی، پس به تحقیق که جرمم بزرگ و حیایم اندک است.

21- اللهم انقلني من ذکري لی ذکرک و لا تترک بیني و بین ملکوت عزک بابا لا فتحته و لا حجابا من حجب الغفلة لا هتکته حتی تقیم روحي بین ضیاء عرشک.

خدایا مرا از مقام «ذکر بنده» به مقام«ذکر پروردگار» منتقل کن و تمام درهای حقیقت عزت خودت را بر من بگشا و تمام حجاب های غفلت را از میان بردار تا آنکه روح مرا در برابر نورانیت عرش خودت قرار بدهی.

22- الهی اعني بالبکاء علی نفسي فقد فنیت بالتسویف و الآمال عمري و قد نزلت منزلة الآیسین من خیري.

خدایا کمکم کن تا بر خود بگریم، چرا که تمام عمر خود را با امروز و فردا کردن و با آروزهای طولانی تباه ساخته ام به حدی که به منزله ی کسانیکه از خیر خودشان میوس هستند، در آمده ام.

23- الهی لیک شکو قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین و الطبع متلبسا و عینا عن البکاء من خوفک جامدة و لی ما یسرها طامحة.

خدایا به درگاه تو شکایت دارم از قلبی که او را قساوت و سنگدلی فراگرفته، قلبی که با وسواس زیر و رو می شود و از زنگار لباس می پوشد، به تو شکایت می آورم از چشمی که هیچ اشکی در برابر خوف تو ندارد، در حالیکه دنبال هر آنچه که از آن خوشش می آید حریصانه راه می افتد.

24- اللهم لا تنزع عني صالح ما آتیتنی بدا اللهم لا تکلني لی نفسي طرفة عین ابدا اللهم لا تشمت بی عدوا او حاسدا ابدا اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه ابدا.

خدایا، هیچ وقت نعمت های شایسته ای که بر من دادی، از من سلب مفرما، خدایا هیچ وقت حتی یک چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار، خدایا هیچ وقت زمینه شماتت دشمن یا حسود را بر من مهیا مفرما. خدایا هیچ وقت مرا به بدبختیی که از آن نجات دادی، بر نگردان.

25- الهی عبیدک بفنائک الهی سائلک بفنائک الهی فقیرک بفنائک الهی مسکینک بفنائک.

خدایا کمترین بنده ات به درگاهت آمده است، خدایا سائلت به درگاهت آمده است خدایا فقیرت به درگاهت آمده است، خدایا مسکین تو به درگاهت آمده است.

26- الهی بئس المطیة التی امتطت نفسی من هواها فواها لها لما سولت لها ظنونها و مناها و تبا لها لجراتها علی سیدها و مولاها.

خدایا، عجب مرکب ناجوری را نفس من از هوی وهوس خود به سواری گرفته است، پس عجب نفسی است این نفس که گمانها و آرزوهای خود را برای خودش تزیین داده و مرگ باد بر این نفس که بر آقا و مولای خود جرت پیدا کرده است.

27- لهي عبدک ببابک اقامته الخصاصة بین یدیک یقرع باب احسانک بدعائه.

خدایا بنده تو پشت درت ایستاده و نیاز او را به این مقام رسانده که در برابرت ذلیلانه بایستد، حال با دعای خود در رحمت تو را می کوبد.

28- لهي عادتک الحسان لی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین.

خدایا عادت تو احسان به خلافکاران و روش تو نگه داشتن تجاوزگران در کنار سفره رحمتت است.

29- اللهم اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک و اقربهم منزله منک و اخصهم زلفه لدیک فانه لاینال الا بفضلک.

خدایا مرا از آن قسم بندگانت قرار بده که جایزه آنها زیباترین جایزه هاست و نزدیک ترین منزلت و موقعیت را در نزد تو دارند و تقرب ویژه نزد تو یافته اند. بدرستیکه این مقام جز با فضل تو دست یافتنی نیست.

30- اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی و اول ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی.

خدایا در میان نعمت ها و امانت های ارزشمندی که به من دادی هر گاه قصد گرفتن آنها را داشته باشی، اول جان مرا بگیر (یعنی مرا ناقص العضو قرار مده)

31- اللهم انت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام و دارک دارالسلام حینا ربنا منک بالسلام.

خدایا تو سلامتی مطلق هستی، و سلامتی مطلق از توست و هر کجا مظهر سلامتیست، ریشه اش به تو بر می گردد و بساطی که به آن دعوت کرده ای بساط سلامتیست. خدایا با عنایت خود زندگی مرا با سلامتی مطلق مقرون بدار.

32- اللهم خذ لنفسک من نفسی ما یخلصها و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها فان نفسی هالکة او تعصمها

خدایا از جان من برای خود سهمی بستان که با آن مرا خالص کنی و برای خودم سهمی قرار بده که با آن خود را اصلاح کنم. پس بدرستیکه جانم در معرض هلاکت است، مگر آنکه تو آن را حفظ نمایی.

33- [روایت شده است که حضرت یعقوب بعد از آنکه دو فرزند و دو چشمش را از دست داد، به خداوند عرض کرد یا حسن الصحبه یا کریم المعونه یا خیر اله ایتنی بروح منک و فرج من عندک ، جبرئیل نازل شد و گفت آیا یاد ندهم به تو دعایی که با آن دو فرزند و دو چشم خود را باز یابی ؟ گفت چرا ، گفت این دعا را بخوان ، وقتی دعا را خواند هنوز آفتاب صبح طلوع نکرده بود که پیراهن یوسف از راه رسید . آن دعا این است:]

یا من لم یعلم احد  کیف الا هو یا من سد  الهواء و کبس الارض علی الماء واختار لنفسه حسن الاسماء ایتنی بروح منک و فرج من عندک

ای خدایی که جز او از ذات او خبر ندارد، ای خدایی که هوا را مسدود و محاط کرده است، ای خدایی که زمین را بر آب داخل کرده است و بهترین نامها را بر خود انتخاب کرده است، از جانب خودت راحتی و فرج و خلاصی به من مرحمت بفرما

34-دعای مخصوص امام هادی (ع)

شیخ طوسی در کتاب امالی از محمد بن احمد از عموی پدرش نقل می کند:

روزی در خدمت امام هادی (ع) رسیدم و به ایشان عرضه داشتم: ای سرور من! این مرد (یعنی متوکل) مرا از خود دور نموده و روزی مرا قطع کرده و مرا ملول و دلتنگ نموده است و همه آنها بخاطر این است که می داند من وابسته و ملازم درگاه شما هستم و چون می دانم اگر شما به او سفارش بفرمایید، حتما قبول می کند؛ تقاضا دارم لطفی کنید و از او درخواست کنید در کار من تجدید نظر نماید. امام (ع) فرمودند: ان شاء الله به خواسته ات میرسی، هنگامی که شب فرا رسید فرستاده های متوکل یکی پس از دیگری به سوی خانه من آمدند و مرا به نزد متوکل دعوت کردند، وقتی به آنجا رفتم فتح بن خاقان را دیدم که کنار در ایستاده و گویا منتظر است.

به من گفت: ای مرد چرا امشب در خانه ات آرام نمی گیری؟ متوکل چقدر امشب برای دسترسی به تو اصرار داشت و مرا خسته کرد.

سپس وارد خانه شدم و دیدم متوکل در جای خود نشسته است. همین که مرا دید، صدا زد: ای ابو موسی به خاطر مشغله فراوان از تو غفلت می کنم، چرا تو یاد آوری نمی کنی و خودت را از خاطر ما می بری؟ اکنون بگو چه حقوقی از تو نزد ما باقی مانده و پرداخت نشده است؟ من چند مورد را که می توانستم از جمله فلان عطا و فلان ماهیانه را نام بردم و او دستور داد تا دو برابر آنچه را گفتم به من پرداخت کردند.

هنگام خارج شدن به فتح بن خاقان گفتم: آیا امام هادی (ع) اینجا تشریف آورده اند؟ گفت: نه! کفتم: نامه ای فرستاده اند؟ گفت: نه!

پس از این گفت و گو بیرون آمده و به طرف خانه ام روان شدم.

فتح بن خاقان هم به دنبال من بیرون آمد و به من گفت: هرگز شک ندارم که تو از امام هادی تقاضای دعا کرده ای و ایشان برای تو دعا نموده اند، از تو خواهش دارم از آن حضرت تقاضا کنی برای من هم دعا کند.

هنگامی که به خدمت حضرت هادی (ع) شرفیاب شدم، فرمودند:

ای ابو موسی چهره ات را خشنود و راضی می بینم.

عرض کردم: و این به برکت شما بوده است ای سرور من، ولی به من گفتند شما نزد او نرفته اید و از او درخواست نکرده اید!!!

امام (ع) فرمودند: «ن الله تعالی یعلم نا لا نلج في المهمات لا لیه و لا نتوکل في الملمات لا علیه و عودنا ذا سلناه الجابة و نخاف ن نعدل فیعدل بنا »

خداوند تبارک و تعالی می داند که ما هرگز در امور مهم خود جز به او پناهنده نمی شویم و در سختی و بلاها جز به او اعتماد نمی کنیم و ما را چنین عادت داده اند که هرگاه از او درخواست کنیم اجابت فرماید، می ترسیم از او روی برگردانیم و او هم از ما روی برگرداند.

عرض کردم فتح بن خاقان به من چنین و چنان گفت.

فرمودند: او به ظاهر ما را دوست دارد، ولی در واقع از ما دوری می کند، دعا برای دعا کننده وقتی اثر خواهد داشت که با شرایط آن همراه باشد.

اگر کسی در اطاعت فرمان الهی اخلاص بورزد و به پیامبری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حق ما اهل بیت اعتراف کند، آنگاه از خداوند چیزی درخواست کند، او را محروم نمی فرماید.

عرض کردم: ای سرور من دوست دارم از میان دعاها دعای مخصوص را به من بیاموزی.

امام (علیه السلام) فرمودند:

دعایی را که خواهم گفت، من آن را بسیار می خوانم و از خدا تقاضا کرده ام هر کس بعد از من آن را نزد قبرم بخواند، او را نا امید نفرماید و دعا این است:

یا عدتی عندالعدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد یا احد یا قل هو الله احد اسالک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا ان تصلی علیهم و .... (حاجت خود را ذکر کند)

بحار الانوار  ج 50/ ص 127

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب دعا کردن هنر است و این هنر با تمام زیباییهایش در تخاطب معصومین با حضرت حق- تبارک وتعالی - تجلی یافته است و هیچکس چون آنها با خدا زیبا حرف نزده است. ادب مخاطبه با خدا را باید از آنها یاد گرفت و شقی کسی است که این گنجینه را در اختیارش داشته باشد و آن را نگشاید. این سخنان چنان سفته شده که معنی، غبطه لفظ را می خورد و لفظ غبطه معنی را و حسن النثر آن است که مانند حسن الشعر  "تتعشقه الآذان قبل ن تتعشقه الذهان".

ذیلا قطعه هایی از این گنجینه که می توان با آن در خلوتخانه ها، در قنوت، در سجده و ... اسرار دل را به صاحب اسرار عرضه کرد، تقدیم می گردد:

1- اللهم احملني علی عفوک و لا تحملنی علی عدلک یا کریم.

خدایا مرا به عفو خودت حواله بده نه بر عدالتت ای خدای کریم.

2- الهی ظلمت نفسي و تجرت بجهلي و سکنت الی قدیم حسانک لی و منک علی یا رب.

خدایا بر خود ستم کردم و از سر جهل بر مخالفت با تو جرات پیدا کردم و با یاد آوری نیکی هایی که از قدیم بر من عطا نموده ای آرامش پیدا کردم.

3- احینی یا رب سعیدا و توفنی شهیدا.

خدایا مرا با سعادت زنده بدار و با شهادت بمیران.

4- الهی دعوک کما مرت فاستجب لی کما وعدت انک لا تخلف المیعاد.

خدا یا تو را می خوانم که دعوتم کردی، پس اجابت کن که وعده ام دادی، بدرستیکه خلف وعده، تو را نسزد.

5- اللهم اجعل نفسي مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک، مولعة بذکرک و دعائک.

خدایا، مرا آن چنان قرار بده که از تقدیرات تو آرام و از حکم تو راضی و به یاد و نیایش تو حریص باشم.

6- الهي سومني بسیماء الیمان و اختمني بخیر، و اجعل عاقبة امري خیرا.

خدایا با سیمای ایمان مرا نشاندار کن، طومار زندگیم را با خیر مختوم بفرما و عاقبت کارم را با خیر به سرانجام برسان.

7- اللهم اجعل قلبی بارا و رزقی دارا و عیشی قارا واجعل لی عند قبر نبیک مستقرا و قرارا.

خدایا قلبم را نیکو، روزیم را فراوان و زندگیم را توم با خوشحالی و سرور و ابتهاج و موفقیت قرار بده و برای من نزد قبر پیامبرت منزل و موی مرحمت فرما.

8- یا من یرحم من لایرحمه العباد و یا من یقبل من لا تقبله البلاد.

ای خدایی که دلش می سوزد حتی به کسی که هیچکس دل به او نمی سوزاند و ای خدایی که می پذیرد حتی کسی را که هیچ شهری او را نمی پذیرد.

9- الهی لا تؤدبني بعقوبتک و لا تمکر بي في حیلتک من ین لی الخیر یا رب و لا یوجد الا من عندک.

خدایا از راه عقوبت مرا تدیب مفرما و پشت پرده در عقوبتم چاره سازی منما، خدایا از کجا ممکن است به من خیری برسد، در حالیکه خیر جز از تو نیست.

10- الهی من لی غیرک سله کشف ضری و النظر فی مري؟

خدایا غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلاتم را بر طرف و بر اصلاح امورم عنایت داشته باشد؟

11- الویل لي ثم الویل لي ن کانت الجحیم موایی، الویل لي ن کان الحمیم شرابي.

بسیار هلاک شوم اگر جهنم موایم و حمیم جهنم نوشیدنیم باشد.

12- الهي قد جرت علی نفسي في النظر لها فلها الویل ان لم تغفرلها.

خدایا در توجه و محافظت از خودم بر خودم ظلم کردم پس وای بر من اگر مرا نبخشی.

13- اللهم نور ظاهري بطاعتک و باطني بمعرفتک و قلبي بمحبتک و روحي بمشاهدتک.

خدایا، ظاهرم را با طاعت خود و اندرونم را با معرفت خود و قلبم را با محبت خود و روحم را با مشاهده خود نورانی بفرما.

14- الهی، عوذ بک من العدیلة عند الموت.

خدایا به تو پناه می برم که هنگام مرگ از حق عدول کنم

15- اللهم اغنني بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک.

خدایا با حلال خود مرا از حرام و با فضل خود از غیر خودت بی نیازم کن.

16- اللهم لک العتبی حتی ترضی یا کرم من عتذر الیه المسیئون

خدایا عذر به درگاهت آورده ام. بحدی که راضی شوی ای کریمترین کسی که اهل خطا به درگاهش عذر خواهی می کنند.

17- لهی من نا حتی تغضب علی؟ لهی ما نا حتی تغضب علی؟ و ما نا یا سیدی و ما خطری؟

خدایا من چه کسی هستم که بر من خشمگین شوی، خدایا من چه هستم که بر من غضب نمایی، خدایا اگر آتش باشم کجا را می سوازنم.

18- لهی کنت بئس العبد و نت نعم الرب.

خدایا، چه بد بنده ای هستم برای تو و تو چه زیبا پروردگاری برای من!

19- لهی قبح الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

خدایا زشتی گناه از بنده ات صادرشده، پس با زیبایی عفوت این لکه را پاک کن.

20- اناجیک یا موجودا في کل مکان لعلک تسمع ندائي فقد عظم جرمي و قل حیائي.

با تو که در هر مکانی حاضر هستی نجوی می کنم شاید ندای مرا بشنوی، پس به تحقیق که جرمم بزرگ و حیایم اندک است.

21- اللهم انقلني من ذکري لی ذکرک و لا تترک بیني و بین ملکوت عزک بابا لا فتحته و لا حجابا من حجب الغفلة لا هتکته حتی تقیم روحي بین ضیاء عرشک.

خدایا مرا از مقام «ذکر بنده» به مقام«ذکر پروردگار» منتقل کن و تمام درهای حقیقت عزت خودت را بر من بگشا و تمام حجاب های غفلت را از میان بردار تا آنکه روح مرا در برابر نورانیت عرش خودت قرار بدهی.

22- الهی اعني بالبکاء علی نفسي فقد فنیت بالتسویف و الآمال عمري و قد نزلت منزلة الآیسین من خیري.

خدایا کمکم کن تا بر خود بگریم، چرا که تمام عمر خود را با امروز و فردا کردن و با آروزهای طولانی تباه ساخته ام به حدی که به منزله ی کسانیکه از خیر خودشان میوس هستند، در آمده ام.

23- الهی لیک شکو قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین و الطبع متلبسا و عینا عن البکاء من خوفک جامدة و لی ما یسرها طامحة.

خدایا به درگاه تو شکایت دارم از قلبی که او را قساوت و سنگدلی فراگرفته، قلبی که با وسواس زیر و رو می شود و از زنگار لباس می پوشد، به تو شکایت می آورم از چشمی که هیچ اشکی در برابر خوف تو ندارد، در حالیکه دنبال هر آنچه که از آن خوشش می آید حریصانه راه می افتد.

24- اللهم لا تنزع عني صالح ما آتیتنی بدا اللهم لا تکلني لی نفسي طرفة عین ابدا اللهم لا تشمت بی عدوا او حاسدا ابدا اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه ابدا.

خدایا، هیچ وقت نعمت های شایسته ای که بر من دادی، از من سلب مفرما، خدایا هیچ وقت حتی یک چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار، خدایا هیچ وقت زمینه شماتت دشمن یا حسود را بر من مهیا مفرما. خدایا هیچ وقت مرا به بدبختیی که از آن نجات دادی، بر نگردان.

25- الهی عبیدک بفنائک الهی سائلک بفنائک الهی فقیرک بفنائک الهی مسکینک بفنائک.

خدایا کمترین بنده ات به درگاهت آمده است، خدایا سائلت به درگاهت آمده است خدایا فقیرت به درگاهت آمده است، خدایا مسکین تو به درگاهت آمده است.

26- الهی بئس المطیة التی امتطت نفسی من هواها فواها لها لما سولت لها ظنونها و مناها و تبا لها لجراتها علی سیدها و مولاها.

خدایا، عجب مرکب ناجوری را نفس من از هوی وهوس خود به سواری گرفته است، پس عجب نفسی است این نفس که گمانها و آرزوهای خود را برای خودش تزیین داده و مرگ باد بر این نفس که بر آقا و مولای خود جرت پیدا کرده است.

27- لهي عبدک ببابک اقامته الخصاصة بین یدیک یقرع باب احسانک بدعائه.

خدایا بنده تو پشت درت ایستاده و نیاز او را به این مقام رسانده که در برابرت ذلیلانه بایستد، حال با دعای خود در رحمت تو را می کوبد.

28- لهي عادتک الحسان لی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین.

خدایا عادت تو احسان به خلافکاران و روش تو نگه داشتن تجاوزگران در کنار سفره رحمتت است.

29- اللهم اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک و اقربهم منزله منک و اخصهم زلفه لدیک فانه لاینال الا بفضلک.

خدایا مرا از آن قسم بندگانت قرار بده که جایزه آنها زیباترین جایزه هاست و نزدیک ترین منزلت و موقعیت را در نزد تو دارند و تقرب ویژه نزد تو یافته اند. بدرستیکه این مقام جز با فضل تو دست یافتنی نیست.

30- اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی و اول ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی.

خدایا در میان نعمت ها و امانت های ارزشمندی که به من دادی هر گاه قصد گرفتن آنها را داشته باشی، اول جان مرا بگیر (یعنی مرا ناقص العضو قرار مده)

31- اللهم انت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام و دارک دارالسلام حینا ربنا منک بالسلام.

خدایا تو سلامتی مطلق هستی، و سلامتی مطلق از توست و هر کجا مظهر سلامتیست، ریشه اش به تو بر می گردد و بساطی که به آن دعوت کرده ای بساط سلامتیست. خدایا با عنایت خود زندگی مرا با سلامتی مطلق مقرون بدار.

32- اللهم خذ لنفسک من نفسی ما یخلصها و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها فان نفسی هالکة او تعصمها

خدایا از جان من برای خود سهمی بستان که با آن مرا خالص کنی و برای خودم سهمی قرار بده که با آن خود را اصلاح کنم. پس بدرستیکه جانم در معرض هلاکت است، مگر آنکه تو آن را حفظ نمایی.

33- [روایت شده است که حضرت یعقوب بعد از آنکه دو فرزند و دو چشمش را از دست داد، به خداوند عرض کرد یا حسن الصحبه یا کریم المعونه یا خیر اله ایتنی بروح منک و فرج من عندک ، جبرئیل نازل شد و گفت آیا یاد ندهم به تو دعایی که با آن دو فرزند و دو چشم خود را باز یابی ؟ گفت چرا ، گفت این دعا را بخوان ، وقتی دعا را خواند هنوز آفتاب صبح طلوع نکرده بود که پیراهن یوسف از راه رسید . آن دعا این است:]

یا من لم یعلم احد  کیف الا هو یا من سد  الهواء و کبس الارض علی الماء واختار لنفسه حسن الاسماء ایتنی بروح منک و فرج من عندک

ای خدایی که جز او از ذات او خبر ندارد، ای خدایی که هوا را مسدود و محاط کرده است، ای خدایی که زمین را بر آب داخل کرده است و بهترین نامها را بر خود انتخاب کرده است، از جانب خودت راحتی و فرج و خلاصی به من مرحمت بفرما

شیخ طوسی در کتاب امالی از محمد بن احمد از عموی پدرش نقل می کند:

روزی در خدمت امام هادی (ع) رسیدم و به ایشان عرضه داشتم: ای سرور من! این مرد (یعنی متوکل) مرا از خود دور نموده و روزی مرا قطع کرده و مرا ملول و دلتنگ نموده است و همه آنها بخاطر این است که می داند من وابسته و ملازم درگاه شما هستم و چون می دانم اگر شما به او سفارش بفرمایید، حتما قبول می کند؛ تقاضا دارم لطفی کنید و از او درخواست کنید در کار من تجدید نظر نماید. امام (ع) فرمودند: ان شاء الله به خواسته ات میرسی، هنگامی که شب فرا رسید فرستاده های متوکل یکی پس از دیگری به سوی خانه من آمدند و مرا به نزد متوکل دعوت کردند، وقتی به آنجا رفتم فتح بن خاقان را دیدم که کنار در ایستاده و گویا منتظر است.

به من گفت: ای مرد چرا امشب در خانه ات آرام نمی گیری؟ متوکل چقدر امشب برای دسترسی به تو اصرار داشت و مرا خسته کرد.

سپس وارد خانه شدم و دیدم متوکل در جای خود نشسته است. همین که مرا دید، صدا زد: ای ابو موسی به خاطر مشغله فراوان از تو غفلت می کنم، چرا تو یاد آوری نمی کنی و خودت را از خاطر ما می بری؟ اکنون بگو چه حقوقی از تو نزد ما باقی مانده و پرداخت نشده است؟ من چند مورد را که می توانستم از جمله فلان عطا و فلان ماهیانه را نام بردم و او دستور داد تا دو برابر آنچه را گفتم به من پرداخت کردند.

هنگام خارج شدن به فتح بن خاقان گفتم: آیا امام هادی (ع) اینجا تشریف آورده اند؟

گفت: نه!

کفتم: نامه ای فرستاده اند؟

گفت: نه!

پس از این گفت و گو بیرون آمده و به طرف خانه ام روان شدم.

فتح بن خاقان هم به دنبال من بیرون آمد و به من گفت: هرگز شک ندارم که تو از امام هادی تقاضای دعا کرده ای و ایشان برای تو دعا نموده اند، از تو خواهش دارم از آن حضرت تقاضا کنی برای من هم دعا کند.

هنگامی که به خدمت حضرت هادی (ع) شرفیاب شدم، فرمودند:

ای ابو موسی چهره ات را خشنود و راضی می بینم.

عرض کردم: و این به برکت شما بوده است ای سرور من، ولی به من گفتند شما نزد او نرفته اید و از او درخواست نکرده اید!!!

امام (ع) فرمودند: «ن الله تعالی یعلم نا لا نلج في المهمات لا لیه و لا نتوکل في الملمات لا علیه و عودنا ذا سلناه الجابة و نخاف ن نعدل فیعدل بنا »

خداوند تبارک و تعالی می داند که ما هرگز در امور مهم خود جز به او پناهنده نمی شویم و در سختی و بلاها جز به او اعتماد نمی کنیم و ما را چنین عادت داده اند که هرگاه از او درخواست کنیم اجابت فرماید، می ترسیم از او روی برگردانیم و او هم از ما روی برگرداند.

عرض کردم فتح بن خاقان به من چنین و چنان گفت.

فرمودند: او به ظاهر ما را دوست دارد، ولی در واقع از ما دوری می کند، دعا برای دعا کننده وقتی اثر خواهد داشت که با شرایط آن همراه باشد.

اگر کسی در اطاعت فرمان الهی اخلاص بورزد و به پیامبری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حق ما اهل بیت اعتراف کند، آنگاه از خداوند چیزی درخواست کند، او را محروم نمی فرماید.

عرض کردم: ای سرور من دوست دارم از میان دعاها دعای مخصوص را به من بیاموزی.

امام (علیه السلام) فرمودند:

دعایی را که خواهم گفت، من آن را بسیار می خوانم و از خدا تقاضا کرده ام هر کس بعد از من آن را نزد قبرم بخواند، او را نا امید نفرماید و دعا این است:

یا عدتی عندالعدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد یا احد یا قل هو الله احد اسالک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا ان تصلی علیهم و .... (حاجت خود را ذکر کند)

بحار الانوار  ج 50/ ص 127

 

مدیریت کل
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

نماز صبح با صدای استاد

پخش:

{wmaremote}http://darolershad.org/mp3/other/namaz.wma{/wmaremote}

دریافت :

 

دعای کمیل با صدای استاد (رمضان سال 1382)

پخش:

{wmaremote}http://darolershad.org/mp3/other/komeil-820808.wma{/wmaremote}

دریافت :


متون دعایی

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب دعا کردن هنر است و این هنر با تمام زیباییهایش در تخاطب معصومین با حضرت حق- تبارک وتعالی - تجلی یافته است و هیچکس چون آنها با خدا زیبا حرف نزده است. ادب مخاطبه با خدا را باید از آنها یاد گرفت و شقی کسی است که این گنجینه را در اختیارش داشته باشد و آن را نگشاید. این سخنان چنان سفته شده که معنی، غبطه لفظ را می خورد و لفظ غبطه معنی را و حسن النثر آن است که مانند حسن الشعر "تتعشقه الآذان قبل ن تتعشقه الذهان".

ذیلا قطعه هایی از این گنجینه که می توان با آن در خلوتخانه ها، در قنوت، در سجده و ... اسرار دل را به صاحب اسرار عرضه کرد، تقدیم می گردد:

1- اللهم احملني علی عفوک و لا تحملنی علی عدلک یا کریم.

خدایا مرا به عفو خودت حواله بده نه بر عدالتت ای خدای کریم.

2- الهی ظلمت نفسي و تجرت بجهلي و سکنت الی قدیم حسانک لی و منک علی یا رب.

خدایا بر خود ستم کردم و از سر جهل بر مخالفت با تو جرات پیدا کردم و با یاد آوری نیکی هایی که از قدیم بر من عطا نموده ای آرامش پیدا کردم.

3- احینی یا رب سعیدا و توفنی شهیدا.

خدایا مرا با سعادت زنده بدار و با شهادت بمیران.

4- الهی دعوک کما مرت فاستجب لی کما وعدت انک لا تخلف المیعاد.

خدا یا تو را می خوانم که دعوتم کردی، پس اجابت کن که وعده ام دادی، بدرستیکه خلف وعده، تو را نسزد.

5- اللهم اجعل نفسي مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک، مولعة بذکرک و دعائک.

خدایا، مرا آن چنان قرار بده که از تقدیرات تو آرام و از حکم تو راضی و به یاد و نیایش تو حریص باشم.

6- الهي سومني بسیماء الیمان و اختمني بخیر، و اجعل عاقبة امري خیرا.

خدایا با سیمای ایمان مرا نشاندار کن، طومار زندگیم را با خیر مختوم بفرما و عاقبت کارم را با خیر به سرانجام برسان.

7- اللهم اجعل قلبی بارا و رزقی دارا و عیشی قارا واجعل لی عند قبر نبیک مستقرا و قرارا.

خدایا قلبم را نیکو، روزیم را فراوان و زندگیم را توم با خوشحالی و سرور و ابتهاج و موفقیت قرار بده و برای من نزد قبر پیامبرت منزل و موی مرحمت فرما.

8- یا من یرحم من لایرحمه العباد و یا من یقبل من لا تقبله البلاد.

ای خدایی که دلش می سوزد حتی به کسی که هیچکس دل به او نمی سوزاند و ای خدایی که می پذیرد حتی کسی را که هیچ شهری او را نمی پذیرد.

9- الهی لا تؤدبني بعقوبتک و لا تمکر بي في حیلتک من ین لی الخیر یا رب و لا یوجد الا من عندک.

خدایا از راه عقوبت مرا تدیب مفرما و پشت پرده در عقوبتم چاره سازی منما، خدایا از کجا ممکن است به من خیری برسد، در حالیکه خیر جز از تو نیست.

10- الهی من لی غیرک سله کشف ضری و النظر فی مري؟

خدایا غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلاتم را بر طرف و بر اصلاح امورم عنایت داشته باشد؟

11- الویل لي ثم الویل لي ن کانت الجحیم موایی، الویل لي ن کان الحمیم شرابي.

بسیار هلاک شوم اگر جهنم موایم و حمیم جهنم نوشیدنیم باشد.

12- الهي قد جرت علی نفسي في النظر لها فلها الویل ان لم تغفرلها.

خدایا در توجه و محافظت از خودم بر خودم ظلم کردم پس وای بر من اگر مرا نبخشی.

13- اللهم نور ظاهري بطاعتک و باطني بمعرفتک و قلبي بمحبتک و روحي بمشاهدتک.

خدایا، ظاهرم را با طاعت خود و اندرونم را با معرفت خود و قلبم را با محبت خود و روحم را با مشاهده خود نورانی بفرما.

14- الهی، عوذ بک من العدیلة عند الموت.

خدایا به تو پناه می برم که هنگام مرگ از حق عدول کنم

15- اللهم اغنني بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک.

خدایا با حلال خود مرا از حرام و با فضل خود از غیر خودت بی نیازم کن.

16- اللهم لک العتبی حتی ترضی یا کرم من عتذر الیه المسیئون

خدایا عذر به درگاهت آورده ام. بحدی که راضی شوی ای کریمترین کسی که اهل خطا به درگاهش عذر خواهی می کنند.

17- لهی من نا حتی تغضب علی؟ لهی ما نا حتی تغضب علی؟ و ما نا یا سیدی و ما خطری؟

خدایا من چه کسی هستم که بر من خشمگین شوی، خدایا من چه هستم که بر من غضب نمایی، خدایا اگر آتش باشم کجا را می سوازنم.

18- لهی کنت بئس العبد و نت نعم الرب.

خدایا، چه بد بنده ای هستم برای تو و تو چه زیبا پروردگاری برای من!

19- لهی قبح الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

خدایا زشتی گناه از بنده ات صادرشده، پس با زیبایی عفوت این لکه را پاک کن.

20- اناجیک یا موجودا في کل مکان لعلک تسمع ندائي فقد عظم جرمي و قل حیائي.

با تو که در هر مکانی حاضر هستی نجوی می کنم شاید ندای مرا بشنوی، پس به تحقیق که جرمم بزرگ و حیایم اندک است.

21- اللهم انقلني من ذکري لی ذکرک و لا تترک بیني و بین ملکوت عزک بابا لا فتحته و لا حجابا من حجب الغفلة لا هتکته حتی تقیم روحي بین ضیاء عرشک.

خدایا مرا از مقام «ذکر بنده» به مقام«ذکر پروردگار» منتقل کن و تمام درهای حقیقت عزت خودت را بر من بگشا و تمام حجاب های غفلت را از میان بردار تا آنکه روح مرا در برابر نورانیت عرش خودت قرار بدهی.

22- الهی اعني بالبکاء علی نفسي فقد فنیت بالتسویف و الآمال عمري و قد نزلت منزلة الآیسین من خیري.

خدایا کمکم کن تا بر خود بگریم، چرا که تمام عمر خود را با امروز و فردا کردن و با آروزهای طولانی تباه ساخته ام به حدی که به منزله ی کسانیکه از خیر خودشان میوس هستند، در آمده ام.

23- الهی لیک شکو قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین و الطبع متلبسا و عینا عن البکاء من خوفک جامدة و لی ما یسرها طامحة.

خدایا به درگاه تو شکایت دارم از قلبی که او را قساوت و سنگدلی فراگرفته، قلبی که با وسواس زیر و رو می شود و از زنگار لباس می پوشد، به تو شکایت می آورم از چشمی که هیچ اشکی در برابر خوف تو ندارد، در حالیکه دنبال هر آنچه که از آن خوشش می آید حریصانه راه می افتد.

24- اللهم لا تنزع عني صالح ما آتیتنی بدا اللهم لا تکلني لی نفسي طرفة عین ابدا اللهم لا تشمت بی عدوا او حاسدا ابدا اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه ابدا.

خدایا، هیچ وقت نعمت های شایسته ای که بر من دادی، از من سلب مفرما، خدایا هیچ وقت حتی یک چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار، خدایا هیچ وقت زمینه شماتت دشمن یا حسود را بر من مهیا مفرما. خدایا هیچ وقت مرا به بدبختیی که از آن نجات دادی، بر نگردان.

25- الهی عبیدک بفنائک الهی سائلک بفنائک الهی فقیرک بفنائک الهی مسکینک بفنائک.

خدایا کمترین بنده ات به درگاهت آمده است، خدایا سائلت به درگاهت آمده است خدایا فقیرت به درگاهت آمده است، خدایا مسکین تو به درگاهت آمده است.

26- الهی بئس المطیة التی امتطت نفسی من هواها فواها لها لما سولت لها ظنونها و مناها و تبا لها لجراتها علی سیدها و مولاها.

خدایا، عجب مرکب ناجوری را نفس من از هوی وهوس خود به سواری گرفته است، پس عجب نفسی است این نفس که گمانها و آرزوهای خود را برای خودش تزیین داده و مرگ باد بر این نفس که بر آقا و مولای خود جرت پیدا کرده است.

27- لهي عبدک ببابک اقامته الخصاصة بین یدیک یقرع باب احسانک بدعائه.

خدایا بنده تو پشت درت ایستاده و نیاز او را به این مقام رسانده که در برابرت ذلیلانه بایستد، حال با دعای خود در رحمت تو را می کوبد.

28- لهي عادتک الحسان لی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین.

خدایا عادت تو احسان به خلافکاران و روش تو نگه داشتن تجاوزگران در کنار سفره رحمتت است.

29- اللهم اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک و اقربهم منزله منک و اخصهم زلفه لدیک فانه لاینال الا بفضلک.

خدایا مرا از آن قسم بندگانت قرار بده که جایزه آنها زیباترین جایزه هاست و نزدیک ترین منزلت و موقعیت را در نزد تو دارند و تقرب ویژه نزد تو یافته اند. بدرستیکه این مقام جز با فضل تو دست یافتنی نیست.

30- اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی و اول ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی.

خدایا در میان نعمت ها و امانت های ارزشمندی که به من دادی هر گاه قصد گرفتن آنها را داشته باشی، اول جان مرا بگیر (یعنی مرا ناقص العضو قرار مده)

31- اللهم انت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام و دارک دارالسلام حینا ربنا منک بالسلام.

خدایا تو سلامتی مطلق هستی، و سلامتی مطلق از توست و هر کجا مظهر سلامتیست، ریشه اش به تو بر می گردد و بساطی که به آن دعوت کرده ای بساط سلامتیست. خدایا با عنایت خود زندگی مرا با سلامتی مطلق مقرون بدار.

32- اللهم خذ لنفسک من نفسی ما یخلصها و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها فان نفسی هالکة او تعصمها

خدایا از جان من برای خود سهمی بستان که با آن مرا خالص کنی و برای خودم سهمی قرار بده که با آن خود را اصلاح کنم. پس بدرستیکه جانم در معرض هلاکت است، مگر آنکه تو آن را حفظ نمایی.

33- [روایت شده است که حضرت یعقوب بعد از آنکه دو فرزند و دو چشمش را از دست داد، به خداوند عرض کرد یا حسن الصحبه یا کریم المعونه یا خیر اله ایتنی بروح منک و فرج من عندک ، جبرئیل نازل شد و گفت آیا یاد ندهم به تو دعایی که با آن دو فرزند و دو چشم خود را باز یابی ؟ گفت چرا ، گفت این دعا را بخوان ، وقتی دعا را خواند هنوز آفتاب صبح طلوع نکرده بود که پیراهن یوسف از راه رسید . آن دعا این است:]

یا من لم یعلم احد  کیف الا هو یا من سد  الهواء و کبس الارض علی الماء واختار لنفسه حسن الاسماء ایتنی بروح منک و فرج من عندک

ای خدایی که جز او از ذات او خبر ندارد، ای خدایی که هوا را مسدود و محاط کرده است، ای خدایی که زمین را بر آب داخل کرده است و بهترین نامها را بر خود انتخاب کرده است، از جانب خودت راحتی و فرج و خلاصی به من مرحمت بفرما

34-دعای مخصوص امام هادی (ع)

شیخ طوسی در کتاب امالی از محمد بن احمد از عموی پدرش نقل می کند:

روزی در خدمت امام هادی (ع) رسیدم و به ایشان عرضه داشتم: ای سرور من! این مرد (یعنی متوکل) مرا از خود دور نموده و روزی مرا قطع کرده و مرا ملول و دلتنگ نموده است و همه آنها بخاطر این است که می داند من وابسته و ملازم درگاه شما هستم و چون می دانم اگر شما به او سفارش بفرمایید، حتما قبول می کند؛ تقاضا دارم لطفی کنید و از او درخواست کنید در کار من تجدید نظر نماید. امام (ع) فرمودند: ان شاء الله به خواسته ات میرسی، هنگامی که شب فرا رسید فرستاده های متوکل یکی پس از دیگری به سوی خانه من آمدند و مرا به نزد متوکل دعوت کردند، وقتی به آنجا رفتم فتح بن خاقان را دیدم که کنار در ایستاده و گویا منتظر است.

به من گفت: ای مرد چرا امشب در خانه ات آرام نمی گیری؟ متوکل چقدر امشب برای دسترسی به تو اصرار داشت و مرا خسته کرد.

سپس وارد خانه شدم و دیدم متوکل در جای خود نشسته است. همین که مرا دید، صدا زد: ای ابو موسی به خاطر مشغله فراوان از تو غفلت می کنم، چرا تو یاد آوری نمی کنی و خودت را از خاطر ما می بری؟ اکنون بگو چه حقوقی از تو نزد ما باقی مانده و پرداخت نشده است؟ من چند مورد را که می توانستم از جمله فلان عطا و فلان ماهیانه را نام بردم و او دستور داد تا دو برابر آنچه را گفتم به من پرداخت کردند.

هنگام خارج شدن به فتح بن خاقان گفتم: آیا امام هادی (ع) اینجا تشریف آورده اند؟ گفت: نه! کفتم: نامه ای فرستاده اند؟ گفت: نه!

پس از این گفت و گو بیرون آمده و به طرف خانه ام روان شدم.

فتح بن خاقان هم به دنبال من بیرون آمد و به من گفت: هرگز شک ندارم که تو از امام هادی تقاضای دعا کرده ای و ایشان برای تو دعا نموده اند، از تو خواهش دارم از آن حضرت تقاضا کنی برای من هم دعا کند.

هنگامی که به خدمت حضرت هادی (ع) شرفیاب شدم، فرمودند:

ای ابو موسی چهره ات را خشنود و راضی می بینم.

عرض کردم: و این به برکت شما بوده است ای سرور من، ولی به من گفتند شما نزد او نرفته اید و از او درخواست نکرده اید!!!

امام (ع) فرمودند: «ن الله تعالی یعلم نا لا نلج في المهمات لا لیه و لا نتوکل في الملمات لا علیه و عودنا ذا سلناه الجابة و نخاف ن نعدل فیعدل بنا »

خداوند تبارک و تعالی می داند که ما هرگز در امور مهم خود جز به او پناهنده نمی شویم و در سختی و بلاها جز به او اعتماد نمی کنیم و ما را چنین عادت داده اند که هرگاه از او درخواست کنیم اجابت فرماید، می ترسیم از او روی برگردانیم و او هم از ما روی برگرداند.

عرض کردم فتح بن خاقان به من چنین و چنان گفت.

فرمودند: او به ظاهر ما را دوست دارد، ولی در واقع از ما دوری می کند، دعا برای دعا کننده وقتی اثر خواهد داشت که با شرایط آن همراه باشد.

اگر کسی در اطاعت فرمان الهی اخلاص بورزد و به پیامبری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حق ما اهل بیت اعتراف کند، آنگاه از خداوند چیزی درخواست کند، او را محروم نمی فرماید.

عرض کردم: ای سرور من دوست دارم از میان دعاها دعای مخصوص را به من بیاموزی.

امام (علیه السلام) فرمودند:

دعایی را که خواهم گفت، من آن را بسیار می خوانم و از خدا تقاضا کرده ام هر کس بعد از من آن را نزد قبرم بخواند، او را نا امید نفرماید و دعا این است:

یا عدتی عندالعدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد یا احد یا قل هو الله احد اسالک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا ان تصلی علیهم و .... (حاجت خود را ذکر کند)

بحار الانوار  ج 50/ ص 127

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب دعا کردن هنر است و این هنر با تمام زیباییهایش در تخاطب معصومین با حضرت حق- تبارک وتعالی - تجلی یافته است و هیچکس چون آنها با خدا زیبا حرف نزده است. ادب مخاطبه با خدا را باید از آنها یاد گرفت و شقی کسی است که این گنجینه را در اختیارش داشته باشد و آن را نگشاید. این سخنان چنان سفته شده که معنی، غبطه لفظ را می خورد و لفظ غبطه معنی را و حسن النثر آن است که مانند حسن الشعر  "تتعشقه الآذان قبل ن تتعشقه الذهان".

ذیلا قطعه هایی از این گنجینه که می توان با آن در خلوتخانه ها، در قنوت، در سجده و ... اسرار دل را به صاحب اسرار عرضه کرد، تقدیم می گردد:

1- اللهم احملني علی عفوک و لا تحملنی علی عدلک یا کریم.

خدایا مرا به عفو خودت حواله بده نه بر عدالتت ای خدای کریم.

2- الهی ظلمت نفسي و تجرت بجهلي و سکنت الی قدیم حسانک لی و منک علی یا رب.

خدایا بر خود ستم کردم و از سر جهل بر مخالفت با تو جرات پیدا کردم و با یاد آوری نیکی هایی که از قدیم بر من عطا نموده ای آرامش پیدا کردم.

3- احینی یا رب سعیدا و توفنی شهیدا.

خدایا مرا با سعادت زنده بدار و با شهادت بمیران.

4- الهی دعوک کما مرت فاستجب لی کما وعدت انک لا تخلف المیعاد.

خدا یا تو را می خوانم که دعوتم کردی، پس اجابت کن که وعده ام دادی، بدرستیکه خلف وعده، تو را نسزد.

5- اللهم اجعل نفسي مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک، مولعة بذکرک و دعائک.

خدایا، مرا آن چنان قرار بده که از تقدیرات تو آرام و از حکم تو راضی و به یاد و نیایش تو حریص باشم.

6- الهي سومني بسیماء الیمان و اختمني بخیر، و اجعل عاقبة امري خیرا.

خدایا با سیمای ایمان مرا نشاندار کن، طومار زندگیم را با خیر مختوم بفرما و عاقبت کارم را با خیر به سرانجام برسان.

7- اللهم اجعل قلبی بارا و رزقی دارا و عیشی قارا واجعل لی عند قبر نبیک مستقرا و قرارا.

خدایا قلبم را نیکو، روزیم را فراوان و زندگیم را توم با خوشحالی و سرور و ابتهاج و موفقیت قرار بده و برای من نزد قبر پیامبرت منزل و موی مرحمت فرما.

8- یا من یرحم من لایرحمه العباد و یا من یقبل من لا تقبله البلاد.

ای خدایی که دلش می سوزد حتی به کسی که هیچکس دل به او نمی سوزاند و ای خدایی که می پذیرد حتی کسی را که هیچ شهری او را نمی پذیرد.

9- الهی لا تؤدبني بعقوبتک و لا تمکر بي في حیلتک من ین لی الخیر یا رب و لا یوجد الا من عندک.

خدایا از راه عقوبت مرا تدیب مفرما و پشت پرده در عقوبتم چاره سازی منما، خدایا از کجا ممکن است به من خیری برسد، در حالیکه خیر جز از تو نیست.

10- الهی من لی غیرک سله کشف ضری و النظر فی مري؟

خدایا غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلاتم را بر طرف و بر اصلاح امورم عنایت داشته باشد؟

11- الویل لي ثم الویل لي ن کانت الجحیم موایی، الویل لي ن کان الحمیم شرابي.

بسیار هلاک شوم اگر جهنم موایم و حمیم جهنم نوشیدنیم باشد.

12- الهي قد جرت علی نفسي في النظر لها فلها الویل ان لم تغفرلها.

خدایا در توجه و محافظت از خودم بر خودم ظلم کردم پس وای بر من اگر مرا نبخشی.

13- اللهم نور ظاهري بطاعتک و باطني بمعرفتک و قلبي بمحبتک و روحي بمشاهدتک.

خدایا، ظاهرم را با طاعت خود و اندرونم را با معرفت خود و قلبم را با محبت خود و روحم را با مشاهده خود نورانی بفرما.

14- الهی، عوذ بک من العدیلة عند الموت.

خدایا به تو پناه می برم که هنگام مرگ از حق عدول کنم

15- اللهم اغنني بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک.

خدایا با حلال خود مرا از حرام و با فضل خود از غیر خودت بی نیازم کن.

16- اللهم لک العتبی حتی ترضی یا کرم من عتذر الیه المسیئون

خدایا عذر به درگاهت آورده ام. بحدی که راضی شوی ای کریمترین کسی که اهل خطا به درگاهش عذر خواهی می کنند.

17- لهی من نا حتی تغضب علی؟ لهی ما نا حتی تغضب علی؟ و ما نا یا سیدی و ما خطری؟

خدایا من چه کسی هستم که بر من خشمگین شوی، خدایا من چه هستم که بر من غضب نمایی، خدایا اگر آتش باشم کجا را می سوازنم.

18- لهی کنت بئس العبد و نت نعم الرب.

خدایا، چه بد بنده ای هستم برای تو و تو چه زیبا پروردگاری برای من!

19- لهی قبح الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

خدایا زشتی گناه از بنده ات صادرشده، پس با زیبایی عفوت این لکه را پاک کن.

20- اناجیک یا موجودا في کل مکان لعلک تسمع ندائي فقد عظم جرمي و قل حیائي.

با تو که در هر مکانی حاضر هستی نجوی می کنم شاید ندای مرا بشنوی، پس به تحقیق که جرمم بزرگ و حیایم اندک است.

21- اللهم انقلني من ذکري لی ذکرک و لا تترک بیني و بین ملکوت عزک بابا لا فتحته و لا حجابا من حجب الغفلة لا هتکته حتی تقیم روحي بین ضیاء عرشک.

خدایا مرا از مقام «ذکر بنده» به مقام«ذکر پروردگار» منتقل کن و تمام درهای حقیقت عزت خودت را بر من بگشا و تمام حجاب های غفلت را از میان بردار تا آنکه روح مرا در برابر نورانیت عرش خودت قرار بدهی.

22- الهی اعني بالبکاء علی نفسي فقد فنیت بالتسویف و الآمال عمري و قد نزلت منزلة الآیسین من خیري.

خدایا کمکم کن تا بر خود بگریم، چرا که تمام عمر خود را با امروز و فردا کردن و با آروزهای طولانی تباه ساخته ام به حدی که به منزله ی کسانیکه از خیر خودشان میوس هستند، در آمده ام.

23- الهی لیک شکو قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین و الطبع متلبسا و عینا عن البکاء من خوفک جامدة و لی ما یسرها طامحة.

خدایا به درگاه تو شکایت دارم از قلبی که او را قساوت و سنگدلی فراگرفته، قلبی که با وسواس زیر و رو می شود و از زنگار لباس می پوشد، به تو شکایت می آورم از چشمی که هیچ اشکی در برابر خوف تو ندارد، در حالیکه دنبال هر آنچه که از آن خوشش می آید حریصانه راه می افتد.

24- اللهم لا تنزع عني صالح ما آتیتنی بدا اللهم لا تکلني لی نفسي طرفة عین ابدا اللهم لا تشمت بی عدوا او حاسدا ابدا اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه ابدا.

خدایا، هیچ وقت نعمت های شایسته ای که بر من دادی، از من سلب مفرما، خدایا هیچ وقت حتی یک چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار، خدایا هیچ وقت زمینه شماتت دشمن یا حسود را بر من مهیا مفرما. خدایا هیچ وقت مرا به بدبختیی که از آن نجات دادی، بر نگردان.

25- الهی عبیدک بفنائک الهی سائلک بفنائک الهی فقیرک بفنائک الهی مسکینک بفنائک.

خدایا کمترین بنده ات به درگاهت آمده است، خدایا سائلت به درگاهت آمده است خدایا فقیرت به درگاهت آمده است، خدایا مسکین تو به درگاهت آمده است.

26- الهی بئس المطیة التی امتطت نفسی من هواها فواها لها لما سولت لها ظنونها و مناها و تبا لها لجراتها علی سیدها و مولاها.

خدایا، عجب مرکب ناجوری را نفس من از هوی وهوس خود به سواری گرفته است، پس عجب نفسی است این نفس که گمانها و آرزوهای خود را برای خودش تزیین داده و مرگ باد بر این نفس که بر آقا و مولای خود جرت پیدا کرده است.

27- لهي عبدک ببابک اقامته الخصاصة بین یدیک یقرع باب احسانک بدعائه.

خدایا بنده تو پشت درت ایستاده و نیاز او را به این مقام رسانده که در برابرت ذلیلانه بایستد، حال با دعای خود در رحمت تو را می کوبد.

28- لهي عادتک الحسان لی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین.

خدایا عادت تو احسان به خلافکاران و روش تو نگه داشتن تجاوزگران در کنار سفره رحمتت است.

29- اللهم اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک و اقربهم منزله منک و اخصهم زلفه لدیک فانه لاینال الا بفضلک.

خدایا مرا از آن قسم بندگانت قرار بده که جایزه آنها زیباترین جایزه هاست و نزدیک ترین منزلت و موقعیت را در نزد تو دارند و تقرب ویژه نزد تو یافته اند. بدرستیکه این مقام جز با فضل تو دست یافتنی نیست.

30- اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی و اول ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی.

خدایا در میان نعمت ها و امانت های ارزشمندی که به من دادی هر گاه قصد گرفتن آنها را داشته باشی، اول جان مرا بگیر (یعنی مرا ناقص العضو قرار مده)

31- اللهم انت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام و دارک دارالسلام حینا ربنا منک بالسلام.

خدایا تو سلامتی مطلق هستی، و سلامتی مطلق از توست و هر کجا مظهر سلامتیست، ریشه اش به تو بر می گردد و بساطی که به آن دعوت کرده ای بساط سلامتیست. خدایا با عنایت خود زندگی مرا با سلامتی مطلق مقرون بدار.

32- اللهم خذ لنفسک من نفسی ما یخلصها و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها فان نفسی هالکة او تعصمها

خدایا از جان من برای خود سهمی بستان که با آن مرا خالص کنی و برای خودم سهمی قرار بده که با آن خود را اصلاح کنم. پس بدرستیکه جانم در معرض هلاکت است، مگر آنکه تو آن را حفظ نمایی.

33- [روایت شده است که حضرت یعقوب بعد از آنکه دو فرزند و دو چشمش را از دست داد، به خداوند عرض کرد یا حسن الصحبه یا کریم المعونه یا خیر اله ایتنی بروح منک و فرج من عندک ، جبرئیل نازل شد و گفت آیا یاد ندهم به تو دعایی که با آن دو فرزند و دو چشم خود را باز یابی ؟ گفت چرا ، گفت این دعا را بخوان ، وقتی دعا را خواند هنوز آفتاب صبح طلوع نکرده بود که پیراهن یوسف از راه رسید . آن دعا این است:]

یا من لم یعلم احد  کیف الا هو یا من سد  الهواء و کبس الارض علی الماء واختار لنفسه حسن الاسماء ایتنی بروح منک و فرج من عندک

ای خدایی که جز او از ذات او خبر ندارد، ای خدایی که هوا را مسدود و محاط کرده است، ای خدایی که زمین را بر آب داخل کرده است و بهترین نامها را بر خود انتخاب کرده است، از جانب خودت راحتی و فرج و خلاصی به من مرحمت بفرما

شیخ طوسی در کتاب امالی از محمد بن احمد از عموی پدرش نقل می کند:

روزی در خدمت امام هادی (ع) رسیدم و به ایشان عرضه داشتم: ای سرور من! این مرد (یعنی متوکل) مرا از خود دور نموده و روزی مرا قطع کرده و مرا ملول و دلتنگ نموده است و همه آنها بخاطر این است که می داند من وابسته و ملازم درگاه شما هستم و چون می دانم اگر شما به او سفارش بفرمایید، حتما قبول می کند؛ تقاضا دارم لطفی کنید و از او درخواست کنید در کار من تجدید نظر نماید. امام (ع) فرمودند: ان شاء الله به خواسته ات میرسی، هنگامی که شب فرا رسید فرستاده های متوکل یکی پس از دیگری به سوی خانه من آمدند و مرا به نزد متوکل دعوت کردند، وقتی به آنجا رفتم فتح بن خاقان را دیدم که کنار در ایستاده و گویا منتظر است.

به من گفت: ای مرد چرا امشب در خانه ات آرام نمی گیری؟ متوکل چقدر امشب برای دسترسی به تو اصرار داشت و مرا خسته کرد.

سپس وارد خانه شدم و دیدم متوکل در جای خود نشسته است. همین که مرا دید، صدا زد: ای ابو موسی به خاطر مشغله فراوان از تو غفلت می کنم، چرا تو یاد آوری نمی کنی و خودت را از خاطر ما می بری؟ اکنون بگو چه حقوقی از تو نزد ما باقی مانده و پرداخت نشده است؟ من چند مورد را که می توانستم از جمله فلان عطا و فلان ماهیانه را نام بردم و او دستور داد تا دو برابر آنچه را گفتم به من پرداخت کردند.

هنگام خارج شدن به فتح بن خاقان گفتم: آیا امام هادی (ع) اینجا تشریف آورده اند؟

گفت: نه!

کفتم: نامه ای فرستاده اند؟

گفت: نه!

پس از این گفت و گو بیرون آمده و به طرف خانه ام روان شدم.

فتح بن خاقان هم به دنبال من بیرون آمد و به من گفت: هرگز شک ندارم که تو از امام هادی تقاضای دعا کرده ای و ایشان برای تو دعا نموده اند، از تو خواهش دارم از آن حضرت تقاضا کنی برای من هم دعا کند.

هنگامی که به خدمت حضرت هادی (ع) شرفیاب شدم، فرمودند:

ای ابو موسی چهره ات را خشنود و راضی می بینم.

عرض کردم: و این به برکت شما بوده است ای سرور من، ولی به من گفتند شما نزد او نرفته اید و از او درخواست نکرده اید!!!

امام (ع) فرمودند: «ن الله تعالی یعلم نا لا نلج في المهمات لا لیه و لا نتوکل في الملمات لا علیه و عودنا ذا سلناه الجابة و نخاف ن نعدل فیعدل بنا »

خداوند تبارک و تعالی می داند که ما هرگز در امور مهم خود جز به او پناهنده نمی شویم و در سختی و بلاها جز به او اعتماد نمی کنیم و ما را چنین عادت داده اند که هرگاه از او درخواست کنیم اجابت فرماید، می ترسیم از او روی برگردانیم و او هم از ما روی برگرداند.

عرض کردم فتح بن خاقان به من چنین و چنان گفت.

فرمودند: او به ظاهر ما را دوست دارد، ولی در واقع از ما دوری می کند، دعا برای دعا کننده وقتی اثر خواهد داشت که با شرایط آن همراه باشد.

اگر کسی در اطاعت فرمان الهی اخلاص بورزد و به پیامبری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حق ما اهل بیت اعتراف کند، آنگاه از خداوند چیزی درخواست کند، او را محروم نمی فرماید.

عرض کردم: ای سرور من دوست دارم از میان دعاها دعای مخصوص را به من بیاموزی.

امام (علیه السلام) فرمودند:

دعایی را که خواهم گفت، من آن را بسیار می خوانم و از خدا تقاضا کرده ام هر کس بعد از من آن را نزد قبرم بخواند، او را نا امید نفرماید و دعا این است:

یا عدتی عندالعدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد یا احد یا قل هو الله احد اسالک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا ان تصلی علیهم و .... (حاجت خود را ذکر کند)

بحار الانوار  ج 50/ ص 127

 

Starts: 01-14-2017
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap