نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.
بیانات

مردی از تبار مشفقین

248  

بازخوانی بیانات حضرت آیت الله عاملی در خصوص شخصیت اخلاقی و سیاسی حضرت آیت الله علی مشکینی طاب ثراه

حضرت آیت الله مرحوم آقای مشکینی از شخصیت های بسیار نادر زمان ما بودند ایشان جامعیت بسیار ویژه ای داشتند از یک طرف فقیه بودند، از طرف دیگر شخصیت اخلاقی و عرفانی برجسته ای داشتند . خطیب توانمند بودند یک مبارز نستوه و شجاع و یک مجاهد نترسی بودند سیاست مدار بسیار شایسته ای بودند متواضع و زاهد به تمام معنا بودند حرص و ولع فوق العاده  به علم و قلم  و به نوشتن داشتند ولذا  تالیفات بسیار  وزینی از ایشان به یادگار ماند مردم داری و موقعیت سنجی و عارف به زمان بودن  همه اینها  در ایشان جمع شده بود و لذا  یک برجستگی خاص اجتماعی در دل مردم و قلب ملت ما داشتند اسم این بزرگوار توام بود با تداعی یک قدسیت و اخلاق در ذهن مردم ما برای ما یک وظیفه است رمز موفقیت اینگونه شخصیت ها را بررسی کنیم تا نسل جدید ما آن استعداد لازم را داشته باشد که در کشور ما نقش ویژه ای ایفا کند گاهی در اثر تبیین رموز موفقیت انسانهایی تربیت پیدا می کنند که یک ملت ،یک تاریخ ،یک کشورمدیون آنها می شود از این جهت ما نیم نگاهی قرار است به شخصیت حضرت آیت الله مشکینی داشته باشیم . اینکه بیاییم و تمام جوانب اینگونه شخصیت ها را بررسی کنیم ممکن نیست آن بخشی از شخصیت های آنها که برای ما آشکار است ما آنها را  بررسی کنیم این گونه شخصیت ها عوالم درونی بسیار مبارکی دارند که بزرگترین پشتوانه است برای سلوک اجتماعی و موفقیت اجتماعی این عزیزان . این بزرگوار زمانی برای تبلیغ رفته بودند . وسط ماه مبارک گفته بودند من آذوقه ام و
توشه ام تمام شده است باید به قم برگردم . مردم متوجه نمی شوند که حضرت آقا چه نیتی دارند می گویند ما هر چه بخواهید برای شما توشه آماده می کنیم ایشان می گویند که نه! من به آن گونه  توشه ها  احتیاج ندارم. غرض این بوده است که بگویند انسان باید یک قدرت روحی و معنوی و قدسیت باید تحصیل کند تا در کار های روزانه عصمتی برایش پیدا شود و در کار های خود مصون از خطا باشد و موفقیت لازم را کسب کند. ما دربررسی شخصیت این بزرگوار اول وارد می شویم به این وصف که ایشان ابن الوقت بود. ابن الوقت بودن برای یک جوان یک نیاز بسیار بزرگ است. برای یک نویسنده  ،برای یک محقق وکلا برای کسی که می خواهد حسنات بزرگ در عمر و جامعه خودش داشته باشد ابن الوقت بودن بسیار مهم است. مشهور  است که می گویند همه به وقت نگاه می کنند ولی وقت به هیچ کس نگاه نمی کند.زمان همه چیز را از بین می برد بعضی از انسانها هستند که به جنگ با زمان می روند و جاودانگی پیدا می کنند نظیر بعضی از  آثار باستانی زمان تمام آثار باستانی ،مقابر ،ماذنه ها و گنبدها ،اثار عتیقه را از بین می برد ولی بعضی بناها طوری ساخته شده است که به جنگ با زمان رفته است و رمز جاودانگی را هم خدا خودش گفته است. و اما ینفع الناس فیمکث فی الارض هر کس انفع الناس است می ماند قرآن ینفع الناس است می ماند، اهل بیت ینفع الناس است می ماند و کسانی که سهمی در این دنیا از ینفع الناس دارند می مانند بزرگترین خدمت و بزرگترین نفع ، نفع علمی است علماء ربانی  هیچ وقت نمی میرند ما خیال
 می کنیم آنها از بین رفته اند و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض و اما الزبد فیذهب جفاءا کف روی آب  وخس و خاشاک از بین می رود  کف روی آب  ماندگاری ندارد . حضرت آیت الله مشکینی خودشان به من فرمودند یادم نمی آید 5 دقیقه از عمر خود را هدر داده باشم . آنقدر به وقت حساس بودند که وقتی کتاب را دستشان می گرفتند و دوستان صمیمی می آمدند به حرف آنها گوش می دادند ولی کتاب باز بود حتی اگر شما سرفه می کردید یا یک مشغله چند دقیقه ای  برای شما پیدا می شد باز به کتاب نگاه می کردند در دوران ستم شاهی هم ایشان همیشه با ساواک درگیر بودندساواک همه جا بدنبال آقا بود. حضرت آقا ترجیح می دادند  که تحت تعقیب بمانند اما به زندان نیفتند فقط بخاطر اینکه قلم از دستشان نیفتد و تحقیقات را ادامه دهند و تالیفات را بنویسند ولذا  ایشان جزو اشخاص پر تالیف  زمان ماست . کلا کسانی که به جایی رسیده اند حتما ابن الوقت بوده اند  مثل حضرت علامه طباطبایی ، آیت الله عزالدین زنجانی می گویند  محضر علامه رسیدم دیدم المیزان را می نویسند و نقطه نمی گذارند صفحه که تمام می شود برمی گردند و نقطه می گذارند سوال کردم که حضرت آقا چرا همان لحظه که کلمه را می نویسید نقطه نمی گذارید گفت دستم رعشه دارد ساعت گرفتم وقتی صفحه را تمام  می کنم و برمی گردم  نقطه می گذارم چند دقیقه برایم مقرون به صرفه است. ببینید، سر چند دقیقه اینها حساسیت داشتند که توانستند آثاری درست کنند که هیهات الان در زمان ما کسی بتواند این آثار را تالیف کند. دومین وصف بسیار مبارک حضرت آیت الله مشکینی  معنویت فوق العاده ای بود که ایشان کسب کرده بودند. صد در صد کسانی در زندگی ایشان بوده اند که این اثر را در این   بزرگوار محقق کرده اند.

هر که زدولت اثری یافته       از دم صاحب نفسی یافته

هر که گیرد پیشه ای بی اوستا    ریشخندی شد به شهر و روستا

شهید مطهری می گویند که من در س اخلاق حضرت امام مست می شدم  در درس اخلاق حضرت امام  حضرت آیت الله مشکینی هم شرکت می کردند .بعداحضرت امام تعطیل کردند و فضلا جمع شدند که آقا این همه جمعیت می آمدند  شما چرا تعطیل کردید؟ استاد من آیت الله اشتهاردی می گفتند از درس اخلاق که بیرون
 می آمدیم یک طور دیگری این عوالم را نگاه می کردیم. تاثیربسیار عجیبی داشت. به امام گفتند که چرا درس را تعطیل کردید؟ حضرت امام فرمودند در این مدت که درس اخلاق گفتم در خودم تاثیری ندیدم می ترسم این حرف ها برای من  وبال شود!چه نگاه بلندوچه تقوای عجیب اینها می توانند با این معنویتی که داشتند شاگردان بسیار استثنایی تربیت کنند . حضرت امام نفس استثنایی داشتند از جهت معنوی آقای مشکینی از درس های آقای سید محمد تقی خوانساری خیلی استفاده کرده بود. خودش می گفت که نمازجمعه آقا سید محمد تقی خوانساری ده دقیقه بیشتر طول نمی کشید ولی من در و دیوار فیضیه را شاهد می گیرم، آن ده دقیقه  خطبه نمازجمعه یک هفته ما را به عالم دیگری می برد غالبا هم آن ده دقیقه را گریه می کرد اشک می ریخت و و این شعر را می خواند که:

یک لحظه تو غافل ز بر شاه نباشی        شاید نظری کرد و تو آگاه نباشی

 نفس مرحوم آقا سید محمد تقی خوانساری عجیب بوده است. علتش هم این بوده است که هیچ اثری از منیت در وجودش نبوده است  ایشان در زمان متفقین در قم  نمازاستسقاء که خواندند و باران آمد هیچ کس جرات نمی کرد بخواند و ایشان خواند و عجیب است که بعدا خودش گفت که در نفس خودم یک چیزی احساس
 می کردم که شایسته نبود تصمیم گرفتم که نماز استسقاء بخوانم و باران نیاید و آن صولت نفس شکسته شود! کسی که چنین نیتی  داشته باشد می تواند در کائنات تصرف کند وقتی نماز استسقاء خواند آقای خوانساری بزرگ منبری بزرگ قم در آن زمان رفت منبر و گفت مردم،طلبه ها نمی دانید این سید چکار کرد عالم را بهم ریخت برای اینکه باریدن   باران امر خلق الساعه نیست ، مقدمات زیادی لازم است که باران بیاید آمریکایی ها که آن زمان در قم مستقر بودند اول مسخره می کردند بعداز باران آمدند نشستند کنار آقا گفتند ما شما را نماینده حضرت مسیح می دانیم دعا کنید جنگ تمام شود و ما برگردیم.آیه الله اراکی پدرزن ایشان می فرمود شما یک بار از ایشان باران دیدید من هرروز می دیدم چنین اشخاصی نفسشان به آقای مشکینی خورده. و این شخصیت معنوی درست شده بود. بچه های ما اگر بخواهند تربیت پیدا کنند این درست نیست که تربیت آنها  را  به کوچه و خیابان به پارک ها و جاهای آلوده بسیاریم آنها . باید بزرگ بینند تا بزرگ شوند.  نفس انسان  بزرگ به اینها بخورد شما مولوی را ببینید کتاب او تلاطمی از چند روز شمس تبریزی است. آخوند ساده ای بود می نوشت و پاک می کرد. خودش  خطاب  به شمس  می گوید:

سجاده نشین باوقاری بودم     بازیچه کوی کودکانم کردی

زاهد بودم ترانه گویم کردی     سرفتنه بزم و باده جویم کردی

 حضرت آیت الله مشکینی  یک معنویت عجیب و یک عطش  خاص  برای انس با خدا ، خلوت با خدا، نجوی با خدا وبرای تخاطب با خدا داشتند  نماز تخاطب است حقیقت نماز تخاطب  است. عطش ایشان انگار مصداق این شعر بود که:  ( مرا فرات ز سربرگذشت و  تشنه ترم )وقتی امام سجاد کاسه اش داخل چاه افتاد  خداوند با اذن خودش آب را بالا آورد کاسه هم روی آب آمد که امام کاسه را بردارد حضرت در آنجا حرف عجیبی زدند.. تمام عرفا اینجا خاضعند تمام عرفا اینجا پیاده اند برگشت و گفت خدایا «انت ریی اذا ظمئت»  یعنی اینطور نیست که کاسه را پر آب کنم و بخورم آن عطش و آتش من خاموش شود. وقتی من تشنه شوم این تشنگی من چاره ای جز خود خدا ندارد و لذا به خدای متعال عرض
می کند « و لا یقر قراری دونک» من هیچ بدون تو نمی توانم قرار داشته باشم.. این بی قراری تکوینی نیست. بی قراری تکوینی در تمام ذرات عالم هست. خدا دستش را کنار بکشد همه به هم می ریزند حضرت تمام عمر معتکف بودند اما اینگونه که « عکفت همتی» ! چراما کناراین سفره ها نیستیم؟ حضرت آیت الله مشکینی هم حجره اردبیلی اش. حضرت حجه الاسلام و المسلمین شیخ عبدالرحیم جعفری خودش به من
 می گفت. من با ایشان هم حجره بودم یک بار ندیدم رخت خواب برای خودش بیندازد می دانید که پیامبر ما یک وقت عبا را چند لا کرد در آن شب لحظاتی برای نجوای شبانه خودش دیر بیدار شد گفت دیگر چند لا نکنید این مرا منع کرد از نجوا و برنامه ای که با خدا دارم. می دانید که رسول خدا نمازشان مخصوص بوده است این طور نبوده است که بیدار شوند و نماز شبش را یکبار بخوانند و تمام شود. تقسیم می کرد، دو رکعت می خواند تا چشمش گرم می شد بلند می شد چند رکعت می خواند و می خوابید  باز چشم حضرت  گرم می شد تا خواب لذیذ تر می شد باز بلند می شد و... امام جمعه  رشت حضرت آیت الله قربانی فرمودند که ایشان به منزل ما آمدند وقتی لحظه خواب شد دیدم که پتو را به خودشان پیچیدند تا صبح همانطور ماندند . در حج تمتع با ابوی بنده همسفر بودند آقای ابوی می فرمودند که من در عرفات شب بیدار شدم دیدم دارد نماز می خواند در مزدلفه بیدار شدم دیدم دارد نماز میخواند در 3 روز منا هر لحظه با هم بودیم هر وقت بیدار شدم دیدم مشغول عبادت است و این نشان می دهد که به مراتبی از اعتلاء نفس ناطقه رسیده بودند که این مشقت ها برایش لذت بخش بوده است.  بی خوابی برای ما مشقت است اما  آنها  شیرین ترین از خواب را چشیده اند ولذا آنها عوالمی در شب دارند . شب برای انسانهای عارف لحظه ای مخصوص است.خداوند فرموده

«اللیل لی» شب مال خودم است یعنی شب در تحصیل کمالات حساب خاصی دارد

آقای شیخ عبدالرحیم جعفری هم حجره ایشان می گفتند که ما که در فیضه بودیم شب ها چراغ سه حجره روشن بود  حجره  آقای مشکینی حجره شهید قاضی طباطبایی و حجره شهید مطهری. اینها ولید شب بودند آقای مشکینی در تفسیر که  تبحر خاصی داشتند ذیل آیه ان ناشئه اللیل هی اشد وطئاً و اقوم قیلا حرف بدیعی داشتند  خداوند در این آیه می فرمایند که قطعه ای از شب تاثیر خاصی در واردات انسان دارد  یعنی آن حرف هایی که عارف در شب با خدا  دارد اشد وطئا و اقوم قیلا است یعنی نجوای شب خیلی پایه دار است آقای مشکینی این آیه را به صورت خاصی معنا می کردند می فرمودند ان ناشئه من اللیل یعنی ان النفس الناشئه فی اللیل هی اشد وطئا و اقوم قیلا آن نفسی که در شب پرورش یافته است ،ولید شب و متولدشب است  و شب  او را تربیت کرده است آن شخص با اشخاص دیگر فرق دارد و انسانهایی که می خواهند مسئولیت های بسیار سنگین را عهده دار شوند آنها باید حتما حظی از شب داشته باشند خداوند که می خواهد به پیغمبر ما مسئولیت سنگین دهد « انا سنلقی علیک قولا ثقیلا» اول دستور نماز شب و، دستور تهجد می دهد سپس می گوید که حالا ما برنامه سنگین به تو می دهیم تا اجرا کنی. جامعه آرمانی مدنی با دست خود خدا نوشته شده است پیغمبر برای اجرای آن  باید اهل شب باشد رمز موفقیت بزرگان دین ما هم همین است. آقای مشکینی  برای کسانی که از نماز شب محروم بودند شعری جالب می خواندند جالب بود شعر از شیخ بهایی است. غالبا هم در درس اخلاق این را تکرار می کردند

الی کم کالبهائم انت هائم                و فی  وقت الغنائم انت نائم

 تا کی مانند یک موجود زبان بسته می خواهی در این عالم سرگردان و متحیر بمانی ؟ میخواهی چکار کنی با این کارهای تکراری هی دور خودت بچرخی کجا می رسی؟       

     اگر صد سال دوری می شتابی           نه خود را و نه کس را بازیابی

و در مصرع دوم می گوید و فی الوقت الغنائم انت نائم.  می دانید که بین الطلوعین وقت تقسیم غنائم است آن لحظه ،لحظه مخصوصی است آن لحظه  آنقدر  مخصوص است که شهید مطهری  می گوید بعضی از عرفا بچه را بیدار می کرد تابین اذان صبح و طلوع آفتاب که به آن  بین الطلوعین می گویند بچه نخوابد چون در سرنوشت طفل  تاثیر دارد آن لحظه را می گویند وقت غنائم شاعر می گوید که وقت غنائم  نباید  بخوابی وقت سحر که
می گویند وقت مبارکی است ثلث آخر شب است. از علامه طباطبایی سوال کردند که چرا ثلث آخر شب اینقدر مزیت دارد برای دعا و خلوت و نجوا؟ فرمودند چون ثلث آخر شب اهل معصیت می خوابند چون آنها
خوابیده اند فضا فضای معطری است استعداد فضا برای اجابت دعا و برای واردات قلبی مخصوص است. حضرت آیت الله مشکینی اینگونه بودند.سومین فضیلت حضرت آیت الله مشکینی این  بود که به حالات روحی خودش حساس بود.انسان گاهی تنزل می کند گاهی هیچ جوابی از اندرون نمی آید خاموش خاموش است. بدون احساس نماز
 می خواند و نمی داند که با چه کسی حرف می زند و در برابر چه کسی ایستاده است. امابی خیال است امام سجاد عبا از شانه مبارکشان افتاد. ابوحمزه بعد از نماز  عرض کرد  آقا عبارا درست نکردید؟  فرمود وای بر تو آیا می دانستی در برابر چه کسی ایستاده بودم ؟  انسانی که  در برابر تنزلات روحی خود چرا نگویدبه جایی
نمی رسد  اگرشما نماز خواندید اما نماز بی روح باید بگویید چرا؟حضرت امام می گوید اگر امام معصوم نماز ما رابخواند دق مرگ می شود روایات ما پر است از «ما لی» حضرت آقای مشکینی خیلی این را تکرار می کردند. ما لی؟ برای من چه شده است چرا من اینگونه ام؟  به تعبیر امام سجاد ما لی کل ما قلت قد صلحت سریرتی  و قرب من مجلس التوابین مجلسی عرضت بلیه حالت بینی و بین خدمتک یا سیدی! خدایا من هر وقت می خواهم بیدار شوم و نماز شب بخوانم یک مشکلی پیش می آید انگاز دست رد به سینه من می خورد مثلا خانم می گوید بچه مریض است این را ببریم بیمارستان. این را عمدا مریضش کردند تا تو نماز شب نخوانی. اما م سجاد می گوید خدایا چرا اینطور است؟ حالت بینی و بین خدمتک یا سیدی این بلا حائل بین من  و بین نجوای تو است. چرا من اینطورم؟

تو گویی که چون و چرا را نجویم         همین است در نزد من مذهب خر

در کلیله و دمنه آمده است که طوطی به انسان  می گوید که ما مثل شما انسانها نیستیم که هی بگوییم چرا؟ انسان هم می گوید که برای همین است که شما حیوان ماندید! آقای مشکینی از این جهت خیلی حساس بودند این جمله را خیلی تکرار می کردند که خدایا روز ها گذشت ،هفته ها گذشت، سال ها گذشت ولی من هنوز نتوانستم در برابر تو اشک چشم داشته باشم.

مردم همه دنبال طرب خانه خویشند           من مرثیه خوان دل دیوانه خویشم

امام سجاد وقتی از خداوند حاجتی می خواهد می گوید که مرا روضه خوان خودم کن. اعنی بالبکاء علی نفسی  ایشان فوق العاده  به این گونه دعا ها مسلط بودند  بسیار با دعاها سرو کار داشتند. اکثر این دعاها را حفظ بودند معلوم بود که حشرو نشرش با ادعیه  است. می دانید که ادعیه معصومین ادعیه ای است که در خلوت انشاء شده است ولذا  محدودیت مخاطب در کار نیست. آنقدر  علاقه داشتند به ادعیه حضرات معصومین که مرگشان هم سر دعای ام داوود بود  بحث در این بود که حضرت آیت الله مشکینی حساس بودند  به حالات روحی خودشان و این درس بزرگی  برای ماست کسانی که سیر و سلوک  دارند  ولی به جایی نمی رسند معلوم می شود که یک جای کارشان ایراد دارد آقای مشکینی در این خصوص شعر بسیار جالبی داشتند می گفتند که یک آقایی رفته در نجف کشکول نوشته است و در کشکول این بیت را آورده است 

فی جوار النار قطعات الحدید      کم زمانا یکسب الحر الشدید

این عالم که این کشکول را نوشته از علمایی است که سالهای متمادی در نجف در کنار مضجع شریف امیر المومنین زندگی  کرده است وی از  مجاورین حرم علوی  می پرسد اگر شما آهن را بگذارید کنار آتش چقدر طول می کشد که این آهن گرم شود؟ شما سالهای متمادی است در کنار ولی الله الاعظم حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب هستید چرا گرم نشدید؟ این چرا گفتن  ها در زندگی آیت الله مشکینی جالب بود و این بزرگوار از این جهت بر ذمه همه ما حق دارند با آن نفس  قدسی که در اثر این دقت کاری ها پیدا کرده بودند یکی ازاستثنایی ترین اوصاف حضرت آقای مشکینی  این بود که در ولایت ذوب شده بودند. ذره ای زاویه با ولایت نداشتند با این که از نظر علمی بسیار برجسته بودند از نظر سابقه مبارزاتی بسیار استثنایی بودندسالها تحت شکنجه بودند و خیلی محرومیت دیده بودند و جایگاه اجتماعی خوبی داشتند ولی همیشه مثل یک سرباز خودشان را در برابر ولایت می دیدند آن چه مهم است این است که انقیاد و اطاعت پذیری ایشان در برابر ولایت نه از سر سیاست بودکه مثلا  بگویند نظام ما یک نظام سیاسی مثل سایر نظام های سیاسی است و در راسش ولایت فقیه است و ما هم باید مانند سایر نظام های سیاسی باید در برابر کسی که در راس قدرت است خاضع باشیم  اینطور نبودبلکه  از سر اعتقاد بود به نظام ولایت فقیه بعنوان صرفا یک نظام اجتماعی نگاه نمی کردند بلکه به عنوان یک اعتقاد نگاه می کردند یعنی از متن دین ما برخاسته است این حقیقت که ما مامور هستیم در برابر رهبر اطاعت داشته باشیم فلسفه امامت است اگر قرار شود هر کسی اجتهاد در مقابل نص داشته باشد برداشته های خاص خود را در برابر رهبر داشته باشد شیرازه جامعه به هم می خورد چنانکه حضرت زهراءدر خطبه فدکیه خود فرمودند خداوند امامت ما را قرار داده است است نظاما للامه و امانا من الفرق تا شیرازه دین به هم نریزد واختلاف جامعه  را در بر نگیرد  یعنی هر کس سر خود برداشت های خاص از  دین  نداشته باشدبلکه به مرجعیت علمی رسمی مراجعه کند و امانا من الفرقه  یعنی امامت را گذاشته اند تا جامعه دست خوش تفرق نشود و الان هم ما همین وظیفه را داریم. حضرت آیت الله مشکینی نه تنها خودشان خاضع بودند در برابر ولایت ، در برابر امام، در برابر مقام معظم رهبری بلکه اگر یک طیف سیاسی می خواستند در برابر ولایت موضع گیری داشته باشند ایشان اهل تعارف نبودند. با قاطعیت عمل می کردند  دولا دولا شتر سواری نمی شود کرد همه می دانید در برابر طیف خاصی آقای مشکینی به شدت موضع گرفتند. چرا؟ چون با ولایت زاویه پیدا کرده بودند و تمام ذلت و مرگ ما زمانی است که از ولایت جدا شویم و اجتهاد در برابر ولایت داشته باشیم حضرت آیه الله مشکینی  از این جهت توانستند به نحو شایسته فدایی ولایت باشند 25 سال ریاست مجلس خبرگان را برعهده داشتند اما در این مدت یک لرزش یک ذلت از ایشان دیده نشد. من فرصت را غنیمت می شمارم یک جمله ای را می خواهم  عرض کنم. هر کس که به وزارت می رسید و یا یا به مدیریت موفق می شد می آمد محضر آقای مشکینی و دستورالعمل و دعای خیر می خواستند آقای مشکینی غالبا  برای آنها این روایت را می خواندند: « اذا علم الله من عبده خیر نیته اکتنفه بالعصمه» خداوند وقتی متوجه شود که نیت بنده اش خیر است او را در مدیریتش معصوم
می کند نمی گذاردخطا کند انگار این شخصیت بزرگ علمی و اخلاقی و معنوی مصداق بارز همین روایت بودند جز نیّت خیر در وجودش  نبود و هیچ وقت دیده شد  که در کارها یشان که انتفام گیری داشته باشند و یا  از سر هوا و هوس تصمیم بگیرند او مصداق قلب المومن بین اصبعی الرحمن بود  عاش سعیدا و مات سعیدا طوبی له ثم طوبی له احب الصالحین و لست منهم لعل الله یرزقنی صلاحا


نویسنده : مدیریت کل
1396/04/25

کلمات کلیدی:
نسخهPDF نسخه pdf
نظرات
نظری ثبت نشده است
ارسال نظر در مورد مطلب

نام *
ایمیل *
متن نظر *
ارسال
اخبار اخیر
پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارلارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی