نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 وصیت نامه عارف والا مقام حکیم ملا محمد هیدجی (رحمة الله علیه)

مرحوم ملا محمد معصوم علی هیدجی زنجانی در هیدج - از توابع ابهر مابین قزوین و زنجان - متولد شد. از تاریخ تولد و سن آن بزرگوار اطلاعی دقیق در دست نیست . وفات او را در مقدمه ی دیوان اشعارش ۱۳۱۴ شمسی و در ریحانة الادب ۱۳۳۹ قمری آورده اند.  وی از افاضل علمای قرن چهاردهم است که بعد از تکمیل مقدمات و ادبیات. فقه و اصول و حدیث و کلام و ریاضیات و فلسفه و حکمت را آموخت و آنگاه به تحصیل معقول اشتغال ورزید و عاقبت به تصفیه باطن و تدریس معقول مشغول شد.

مرحوم هیدجی به دو زبان فارسی و ترکی نیکو شعر می سرود. تا آخر عمر مجرد بود و در حجره ی مدرسه می زیست و بسیار محبوب القلوب بود. روزی به طلاب مدرسه گفت: فردا شب وفات من است و روز بعد دار فانی را وداع گفت.

متن ذیل وصیت نامه عبرت آموز آن بزرگوار است :

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصی بِهِ العَبدُ الخائفُ الرّاجی عَفَوَ ربّه محمد هیدجی بما جاء النبی صلی الله علیه و اله و علی الطاهرین.

این است آنچه بنده ی گناهکار امیدوار به عفو و بخشش خداوند - محمد هیدجی - وصیت می کند و معتقد و معترف است به آنچه پیغمبر صلوات الله علیه و آله و الطاهرین  آورده :

پوشیده نماناد که کتب متعلقه با این جافی فانی از قراریست که ذکر می شود . آنچه را که جداگانه ثبت و مختوم است وقف کرده ام به طلاب مدرسه منیریه . واقعه در جوار معصوم زاده سید ناصر الدین - علیه السلام - باید به تحویل کتابدار مدرسه داده شود. شرایطی که در کتب مرقومه مدرسه در وقف نامچه ذکر شده در این کتاب ها نیز منظور است.

کتاب اشعار که به موجب صورت وقف که در پشت او نوشته شده باید در هیدج به جناب ملا حسین هیدجی برسد .

کتاب زاد المعاد را بخشیده ام به اخوی زاده عبدالرئوف و کتاب مغنی البیب را به ملا عبد الکریم پسر کربلایی عبد الرحیم  ، پسر عمو ،  هبه کرده ام .

کتاب نهج البلاغه ، خدمت ملا حسین داده شود. باقی مانده منتقل به نور چشم نور علی شود.

عبای زمستانی من داده شود به اخوی زاده و لباده به محمود علی ،  باغ انگوری که از برای من تعیین شده بود ،  در دست حبیب الله اخوی زاده است ،  منتقل به اوست.

عبای تابستانی من از کسی است که بدن مرا غسل می دهد . کاسه بشقاب مرغی با سینی برنجی تخم مرغی، متعلق است به کتابخانه و الباقی اسباب و اثاثیه منزل، از کاسه و پوست و پلاس و غیره، منتقل است به نور علی.مبلغ دوازده تومان در عوض به اشخاص مفصله بدهد.محمد طاهر دو تومان.گوهر خانم دو تومان . قربانعلی دو تومان . احمد دو تومان .سه نفر همشیره های علی هر کدام یک تومان و سلطنت خانم دختر عمو یک تومان کرباسی از بابت کفن خود تهیه نموده ام و اختیار جنازه ی من با رفیق شفیق خود جناب مستطاب آقای حاجی سید حسین لاجوردی است - ادام الله بقاه - هر گاه در تهران باشم وصی من جناب ایشان است .همچنان که در حیات زحمات مرا متقبل بوده اند در ممات هم متقبل خواهند شد. نور علی را بخواهند هر چه ارث پدری داشته ام بعد از فوت پدرم - رحمه الله علیه - هبه کرده ام به اخوان خود و حصه ی من از عمارت پدری، منتقل است به اخوی زاده ی علی، کسی معترض حال او نشود.انا عبد من عبید محمد من از کسی حق و طلبی ندارم و کسی از من حق و طلبی ندارد.لله المنه علی فضله و نواله و الصلوة علی نبیه و آله.انا لله و انا الیه راجعون.سبحان ربک رب العزه عما یصفون. و سلام  علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین

محل خاتم - انا عبد من عبید محمد تتمه وصایا - خواهشی که از حضرت رفقا و دوستان دارم این است که هنگام حرکت جنازه ، عمامه مرا بالای عماری نگذارند و در محل جنازه به کمال اختصار کوشند . های و هوی لازم نیست.از جهت اینکه مجلس ختمی فراهم آید، موی دماغ کسی نشوند .چه عمل من ختم شد.به کسی زحمت ندهند. دوستان شادان و خندان باشند . چرا که من از زندان محنت و بلا رهایی جستم و از دار غرور به سرای سرور یوستم و به جانب مطلوب خود شتافتم. حیات یافتم. اگر جهت مرافقت از همدیگر غمگین و اندوهگین می باشید، عن قریب ، تشریف آورده خدمت شما ان شا الله می رسیم.هر گاه وجهی می داشتیم ، وصیت می کردیم لیله ی دفن که شب وصال من است، دوستان انجمن نموده، سوری فراهم آورده، سروری داشته باشند و به ایشان من شاد شوم. جناب مستطاب آقای حاجی سید مهدی - رحمه الله - به داعی، وعده مهمانی داده اند. البته وفا خواهند فرمود. باری با این همه تجلد و اظهار دلیری، به نهایت هول و ترس دارم.ولی به فضل حق و شفاعت اولیای او امیدوارم.

علی حبهم یا ذالجلال توفنی

و حرّم علیّ النیران شیبی و کبرتی

و قول النبی المرء مع من احبه

یقوی رجایی فی اقاله عُثرتی

خداوندا، مرا به محبت محمد و آل (ص) بمیران و به سپیدی موی و کبر سن من ترحم و آتش را بر من حرام گردان.پیغمبر (ص) فرمود : هر انسانی با آن محشور می گردد که دوستش دارد و این، امید مرا نیرو بخشد که خداوند از لغزش من در گذرد.

به همه ی دوستان سلام و التماس دعای خیر از همگان دارم .همه گونه حق در ذمه ی من دارند.مرا حلال نمایید.

 

مرحوم ملا محمد معصوم علی هیدجی زنجانی در هیدج - از توابع ابهر مابین قزوین و زنجان - متولد شد. از تاریخ تولد و سن آن بزرگوار اطلاعی دقیق در دست نیست . وفات او را در مقدمه ی دیوان اشعارش ۱۳۱۴ شمسی و در ریحانة الادب ۱۳۳۹ قمری آورده اند.  وی از افاضل علمای قرن چهاردهم است که بعد از تکمیل مقدمات و ادبیات. فقه و اصول و حدیث و کلام و ریاضیات و فلسفه و حکمت را آموخت و آنگاه به تحصیل معقول اشتغال ورزید و عاقبت به تصفیه باطن و تدریس معقول مشغول شد.

مرحوم هیدجی به دو زبان فارسی و ترکی نیکو شعر می سرود. تا آخر عمر مجرد بود و در حجره ی مدرسه می زیست و بسیار محبوب القلوب بود. روزی به طلاب مدرسه گفت: فردا شب وفات من است و روز بعد دار فانی را وداع گفت.

متن ذیل وصیت نامه عبرت آموز آن بزرگوار است :

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصی بِهِ العَبدُ الخائفُ الرّاجی عَفَوَ ربّه محمد هیدجی بما جاء النبی صلی الله علیه و اله و علی الطاهرین.

این است آنچه بنده ی گناهکار امیدوار به عفو و بخشش خداوند - محمد هیدجی - وصیت می کند و معتقد و معترف است به آنچه پیغمبر صلوات الله علیه و آله و الطاهرین  آورده :

پوشیده نماناد که کتب متعلقه با این جافی فانی از قراریست که ذکر می شود . آنچه را که جداگانه ثبت و مختوم است وقف کرده ام به طلاب مدرسه منیریه . واقعه در جوار معصوم زاده سید ناصر الدین - علیه السلام - باید به تحویل کتابدار مدرسه داده شود. شرایطی که در کتب مرقومه مدرسه در وقف نامچه ذکر شده در این کتاب ها نیز منظور است.

کتاب اشعار که به موجب صورت وقف که در پشت او نوشته شده باید در هیدج به جناب ملا حسین هیدجی برسد .

کتاب زاد المعاد را بخشیده ام به اخوی زاده عبدالرئوف و کتاب مغنی البیب را به ملا عبد الکریم پسر کربلایی عبد الرحیم  ، پسر عمو ،  هبه کرده ام .

کتاب نهج البلاغه ، خدمت ملا حسین داده شود. باقی مانده منتقل به نور چشم نور علی شود.

عبای زمستانی من داده شود به اخوی زاده و لباده به محمود علی ،  باغ انگوری که از برای من تعیین شده بود ،  در دست حبیب الله اخوی زاده است ،  منتقل به اوست.

عبای تابستانی من از کسی است که بدن مرا غسل می دهد . کاسه بشقاب مرغی با سینی برنجی تخم مرغی، متعلق است به کتابخانه و الباقی اسباب و اثاثیه منزل، از کاسه و پوست و پلاس و غیره، منتقل است به نور علی.مبلغ دوازده تومان در عوض به اشخاص مفصله بدهد.محمد طاهر دو تومان.گوهر خانم دو تومان . قربانعلی دو تومان . احمد دو تومان .سه نفر همشیره های علی هر کدام یک تومان و سلطنت خانم دختر عمو یک تومان کرباسی از بابت کفن خود تهیه نموده ام و اختیار جنازه ی من با رفیق شفیق خود جناب مستطاب آقای حاجی سید حسین لاجوردی است - ادام الله بقاه - هر گاه در تهران باشم وصی من جناب ایشان است .همچنان که در حیات زحمات مرا متقبل بوده اند در ممات هم متقبل خواهند شد. نور علی را بخواهند هر چه ارث پدری داشته ام بعد از فوت پدرم - رحمه الله علیه - هبه کرده ام به اخوان خود و حصه ی من از عمارت پدری، منتقل است به اخوی زاده ی علی، کسی معترض حال او نشود.انا عبد من عبید محمد من از کسی حق و طلبی ندارم و کسی از من حق و طلبی ندارد.لله المنه علی فضله و نواله و الصلوة علی نبیه و آله.انا لله و انا الیه راجعون.سبحان ربک رب العزه عما یصفون. و سلام  علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین

محل خاتم - انا عبد من عبید محمد تتمه وصایا - خواهشی که از حضرت رفقا و دوستان دارم این است که هنگام حرکت جنازه ، عمامه مرا بالای عماری نگذارند و در محل جنازه به کمال اختصار کوشند . های و هوی لازم نیست.از جهت اینکه مجلس ختمی فراهم آید، موی دماغ کسی نشوند .چه عمل من ختم شد.به کسی زحمت ندهند. دوستان شادان و خندان باشند . چرا که من از زندان محنت و بلا رهایی جستم و از دار غرور به سرای سرور یوستم و به جانب مطلوب خود شتافتم. حیات یافتم. اگر جهت مرافقت از همدیگر غمگین و اندوهگین می باشید، عن قریب ، تشریف آورده خدمت شما ان شا الله می رسیم.هر گاه وجهی می داشتیم ، وصیت می کردیم لیله ی دفن که شب وصال من است، دوستان انجمن نموده، سوری فراهم آورده، سروری داشته باشند و به ایشان من شاد شوم. جناب مستطاب آقای حاجی سید مهدی - رحمه الله - به داعی، وعده مهمانی داده اند. البته وفا خواهند فرمود. باری با این همه تجلد و اظهار دلیری، به نهایت هول و ترس دارم.ولی به فضل حق و شفاعت اولیای او امیدوارم.

علی حبهم یا ذالجلال توفنی

و حرّم علیّ النیران شیبی و کبرتی

و قول النبی المرء مع من احبه

یقوی رجایی فی اقاله عُثرتی

خداوندا، مرا به محبت محمد و آل (ص) بمیران و به سپیدی موی و کبر سن من ترحم و آتش را بر من حرام گردان.پیغمبر (ص) فرمود : هر انسانی با آن محشور می گردد که دوستش دارد و این، امید مرا نیرو بخشد که خداوند از لغزش من در گذرد.

به همه ی دوستان سلام و التماس دعای خیر از همگان دارم .همه گونه حق در ذمه ی من دارند.مرا حلال نمایید.

 

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

مرحوم هیدجی به دو زبان فارسی و ترکی نیکو شعر می سرود. تا آخر عمر مجرد بود و در حجره ی مدرسه می زیست و بسیار محبوب القلوب بود. روزی به طلاب مدرسه گفت: فردا شب وفات من است و روز بعد دار فانی را وداع گفت.

متن ذیل وصیت نامه عبرت آموز آن بزرگوار است :

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصی بِهِ العَبدُ الخائفُ الرّاجی عَفَوَ ربّه محمد هیدجی بما جاء النبی صلی الله علیه و اله و علی الطاهرین.

این است آنچه بنده ی گناهکار امیدوار به عفو و بخشش خداوند - محمد هیدجی - وصیت می کند و معتقد و معترف است به آنچه پیغمبر صلوات الله علیه و آله و الطاهرین  آورده :

پوشیده نماناد که کتب متعلقه با این جافی فانی از قراریست که ذکر می شود . آنچه را که جداگانه ثبت و مختوم است وقف کرده ام به طلاب مدرسه منیریه . واقعه در جوار معصوم زاده سید ناصر الدین - علیه السلام - باید به تحویل کتابدار مدرسه داده شود. شرایطی که در کتب مرقومه مدرسه در وقف نامچه ذکر شده در این کتاب ها نیز منظور است.

کتاب اشعار که به موجب صورت وقف که در پشت او نوشته شده باید در هیدج به جناب ملا حسین هیدجی برسد .

کتاب زاد المعاد را بخشیده ام به اخوی زاده عبدالرئوف و کتاب مغنی البیب را به ملا عبد الکریم پسر کربلایی عبد الرحیم  ، پسر عمو ،  هبه کرده ام .

کتاب نهج البلاغه ، خدمت ملا حسین داده شود. باقی مانده منتقل به نور چشم نور علی شود.

عبای زمستانی من داده شود به اخوی زاده و لباده به محمود علی ،  باغ انگوری که از برای من تعیین شده بود ،  در دست حبیب الله اخوی زاده است ،  منتقل به اوست.

عبای تابستانی من از کسی است که بدن مرا غسل می دهد . کاسه بشقاب مرغی با سینی برنجی تخم مرغی، متعلق است به کتابخانه و الباقی اسباب و اثاثیه منزل، از کاسه و پوست و پلاس و غیره، منتقل است به نور علی.مبلغ دوازده تومان در عوض به اشخاص مفصله بدهد.محمد طاهر دو تومان.گوهر خانم دو تومان . قربانعلی دو تومان . احمد دو تومان .سه نفر همشیره های علی هر کدام یک تومان و سلطنت خانم دختر عمو یک تومان کرباسی از بابت کفن خود تهیه نموده ام و اختیار جنازه ی من با رفیق شفیق خود جناب مستطاب آقای حاجی سید حسین لاجوردی است - ادام الله بقاه - هر گاه در تهران باشم وصی من جناب ایشان است .همچنان که در حیات زحمات مرا متقبل بوده اند در ممات هم متقبل خواهند شد. نور علی را بخواهند هر چه ارث پدری داشته ام بعد از فوت پدرم - رحمه الله علیه - هبه کرده ام به اخوان خود و حصه ی من از عمارت پدری، منتقل است به اخوی زاده ی علی، کسی معترض حال او نشود.انا عبد من عبید محمد من از کسی حق و طلبی ندارم و کسی از من حق و طلبی ندارد.لله المنه علی فضله و نواله و الصلوة علی نبیه و آله.انا لله و انا الیه راجعون.سبحان ربک رب العزه عما یصفون. و سلام  علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین

محل خاتم - انا عبد من عبید محمد تتمه وصایا - خواهشی که از حضرت رفقا و دوستان دارم این است که هنگام حرکت جنازه ، عمامه مرا بالای عماری نگذارند و در محل جنازه به کمال اختصار کوشند . های و هوی لازم نیست.از جهت اینکه مجلس ختمی فراهم آید، موی دماغ کسی نشوند .چه عمل من ختم شد.به کسی زحمت ندهند. دوستان شادان و خندان باشند . چرا که من از زندان محنت و بلا رهایی جستم و از دار غرور به سرای سرور یوستم و به جانب مطلوب خود شتافتم. حیات یافتم. اگر جهت مرافقت از همدیگر غمگین و اندوهگین می باشید، عن قریب ، تشریف آورده خدمت شما ان شا الله می رسیم.هر گاه وجهی می داشتیم ، وصیت می کردیم لیله ی دفن که شب وصال من است، دوستان انجمن نموده، سوری فراهم آورده، سروری داشته باشند و به ایشان من شاد شوم. جناب مستطاب آقای حاجی سید مهدی - رحمه الله - به داعی، وعده مهمانی داده اند. البته وفا خواهند فرمود. باری با این همه تجلد و اظهار دلیری، به نهایت هول و ترس دارم.ولی به فضل حق و شفاعت اولیای او امیدوارم.

علی حبهم یا ذالجلال توفنی

و حرّم علیّ النیران شیبی و کبرتی

و قول النبی المرء مع من احبه

یقوی رجایی فی اقاله عُثرتی

خداوندا، مرا به محبت محمد و آل (ص) بمیران و به سپیدی موی و کبر سن من ترحم و آتش را بر من حرام گردان.پیغمبر (ص) فرمود : هر انسانی با آن محشور می گردد که دوستش دارد و این، امید مرا نیرو بخشد که خداوند از لغزش من در گذرد.

به همه ی دوستان سلام و التماس دعای خیر از همگان دارم .همه گونه حق در ذمه ی من دارند.مرا حلال نمایید.

 

Starts: 2011/06/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
مرحوم ملا محمد معصوم علی هیدجی زنجانی در هیدج - از توابع ابهر مابین قزوین و زنجان - متولد شد. از تاریخ تولد و سن آن بزرگوار اطلاعی دقیق در دست نیست . وفات او را در مقدمه ی دیوان اشعارش ۱۳۱۴ شمسی و در ریحانة الادب ۱۳۳۹ قمری آورده اند.  وی از افاضل علمای قرن چهاردهم است که بعد از تکمیل مقدمات و ادبیات. فقه و اصول و حدیث و کلام و ریاضیات و فلسفه و حکمت را آموخت و آنگاه به تحصیل معقول اشتغال ورزید و عاقبت به تصفیه باطن و تدریس معقول مشغول شد.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap