نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آیة الله میرزا عبدالکریم حق شناس

جاهل به روز فتنه ره خانه گم کند

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة (التحريم:6)»، «أشَدَّ النَّاس عَذابِ يَوْمِ الْقِيامَ»، «مِن جَهلِ أَهلِه». این اشاره به موقعیت هاست که انسان موقعیت خودش را مغتنم بشمارد. «عَالِماً أَوْ مُسْتَمِعاً أَوْ مُحِبّاً لأهلِ العلم» دیگر چهارمی نباش.

یعنی یا عالم باش، یا مستمع علم باش یا محل اهل علم. چهارمی نباش که هلاک خواهی شد. این اشاره به موقعیت هاست که قدر موقعیت خودتان را بدانید.

عن النبی(صلی الله علیه وآله وسلم): ‏«فضل العالم على العابد كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب؛ (نهج الفصاحةص: 589)» در شب چهارده که ماه به تمام و کمال ظهور می کند، فضل دانشمند بر عابد همین طور است.

 

عابد کیست آقا جون؟

او گلیم خویش می برد زموج         وین جهد می کند که بگیرد غریق را

عالم و دانشمندان مثل رهبر کبیر(رضوان الله تعالی علیه) که می خواست نجات غریق کند، یعنی مردم را از هلاکت نجات بدهد.

عابد به چه درد می خوردعزیز من؟ بنشیند یک جا و عبادت کند. می خواهد گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.

«وین سعی می کند که بگیردغریق را» دیگران را نجات بدهد. افراد جامعه را به سعادت آینده خودشان متوجه کند. خب این خیلی مقام ویژه ای است. در روز سه طبقه دیگران را شفاعت می کنند «الأنبیاء، ثُم العُلَماء، ثم الشُّهداء» یعنی رتبه دانشمندان از رتبه شهدا هم بالاتر است.

عالمی که افراد جامعه از علم او منتفع شوند، «عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِد؛(بحار الأنوار ج‏2 :1)» هفتاد هزارعابد یک طرف یک دانشمند که رهبر افراد اجتماع است، یک طرف عزیز من.

آن را که علم و دانش و تقوا مسلم است          هرجا قدم نهد، قدمش خیر مقدم است

زبان یاد بگیرید

« الْعِلْمُ عِلْمَانِ، عِلْمُ الْأَدْيَانِ وَ عِلْمُ الْأَبْدَان‏( بحار الأنوار: ج1/209 )» اینکه علم ابدان را مقدم داشته، نه اینکه افضل از علم ادیان است، تقدم موضوعی دارد عزیز من.

اگر می خواهید علم طب بخوانید، باید زبان یاد بگیرید. زبان از جهت موضوعی، بر آن علم مقدم است. شرافت هر علم به موضوع آن است. موضوع علم دین، پروردگار است. موضوع علم طب، جسم انسان است.

جاهل اگرچه یافت مقدم، مؤخر است           عالم اگرچه یافت مؤخر، مقدم است

حالا یک جاهل جلو بیفتد، باز هم مؤخر است عزیز من. آن عالم که عقب ترایستاده ، باز هم مقدم است.

جاهل به روز فتنه ره خانه گم کند                عالم چراغ جامعه وچشم عالم است

رهبر کبیر دنیایی را تکان داد عزیز من. تمام دنیا یک طرف، او یک طرف.

از تمام حیثیتش صرف نظر کرد و با اهل ظلم در عالم تا آخر جنگید.

عالم چراغ جامعه و چشم عالم است.

فرمود: « الفرصة تمرّ مرّ السّحاب فانتهزوا فرص الخير؛( تحريرالمواعظ 87 : 87)» فرصت های خیر را مغتنم بدانید و به بطالت و این طرف و آن طرف رفتن نگدرانید.

روی سخن با افراد آگاه است. فرمود:«للعلماء» درجه هایی است فوق مومنان. مومنان هم درجه ای دارند، اما آنها بالاتراز «بسبغ مأه». هفتصد درجه و بین هر درجه با بعدی پانصد سال فاصله است. چقدر فاصله دارند عزیز من!

علم افضل است

از ابوذر روایتی است که حاضر شدن در مجلس علم – آن علمی که شما را به وظیفه تان آگاه کند. آن که به من بگویید چه خاکی بر سرم کنم.- افضل تر از خواندن هزار رکعت نماز است. همین که شما در مجلس علم حاضر شوید و وظیفه خود را در آن دریابید، از هزار رکعت نماز بالاتر است و از عیادت هزار مریض.

آقای شاه آبادی (رضوان الله علیه) استاد رهبر کبیر بود. سر کلاس درس بود، به او گفتند فلانی فوت کرده، برای تشییع  می آیید؟ گفت: اگر من نیایم، به تشییع او اهانت می شود؟ گفتند: نه، جمعیت زیاد است. گفت پس فعلا این مقدم است. افضل از حاضر شدن نزد جنازه هزار مسلمان است.

گفتند یا رسول الله، از قرائت قرآن هم بالاتر است؟ فرمود قرائت قرآن که علمی در آن نباشد، نفعی ندارد.«أفضل أعمال أُمََّتي قرائَة القرآن مَع التَدبر» چه جوابی داده است.

جدیت پیامبران بر چه بوده؟ چرا ما کار نمی کنیم؟  چرا جدیت نداریم؟ نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وقتی بر می خاست، آب وضو ومسواک و سجاده کوچکش را آماده می کرد. برای همین که بیدار شده سجده می کرد. ممکن است در همین خواب بمیری عزیز من!

پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) چه دعایی می خواند؟

سر به سجده می فرمود: «الحمد للَّه الّذي أحياني بعد ما أماتني؛ (الآداب الدينيه؛ ص: 121)» بعد از اینکه مردم « النوم اخ الموت» مرا زنده کرد.

آن وقت آیه هایی از سوره آل عمران  تلاوت می کرد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ  الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا(آل عمران: 191)»

این را قبل از نماز شب می خواند:

ِ «رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ »و « رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا» و «رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَه (الآداب الدينیه ص: 251)» ای پروردگار عزیز، مبادا ما را در حضور خلق اولین و آخرین رسوا کنی.

این بیان نبی اکرم (ص) است. پس من باید این فرصت را مغتنم بدانم. فرمود حسن جان «أحي قلبك بالموعظة، و أمته بالزّهادة؛(الحیاة ج2 : 513)» یعنی اگر بخواهی قلب زنده شود، باید در مواعظ الهی شرکت کنی، یعنی کم کم علاقه ها را از خودتان بگیرید.

امام هادی (علیه السلام) می فرماید: «الْحِكْمَةُ لَا تَنْجَعُ فِي الطِّبَاعِ الْفَاسِدَ؛ (بحار الأنوار ج‏75/ 365)» یعنی دانش غذاست دیگر، غذای روح. فرمود در طبع فاسد قرار نمی گیرد اگر اهل دنیا باشد، خودش را برای دنیا به آب و آتش بزند، نمی تواند اینها را بشنود و در قلبش مستقر شود.

چه باید کرد؟

پس چه کنیم؟ وقتی من به طبیب مراجعه می کنم،حال نداشته باشم و تب کرده باشم، دستور تنقیه می دهد که مزاج را پاک کند تا بعد توان پذیرش غذای خوب را پیدا کنم.

«اذْكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَيْ أَهْلِكَ- وَ لَا طَبِيبَ يَمْنَعُكَ وَ لَا حَبِيبَ يَنْفَعُ (بحار الأنوارج‏75 /367)» آن وقت که بین اهل خود افتاده ای و آخر عمرت رسیده، نه دوستی به دادت می رسد و نه طبیبی مشکل گشاست. حالا چه کنیم ؟

می فرماید: « إِذَا أَتَاكَ الشَّيْطَانُ مُوَسْوِساً لِيَصُدَّكَ عَنْ سَبِيلِ الْحَقِّ وَ يُنْسِيَكَ ذِكْرَ اللَّهِ فَاسْتَعِذْ بِرَبِّكَ وَ رَبِّه‏؛ (بحار الأنوار ج‏69/ 123)»

یکی از دوستان من می گفت اگرکسی بخواهد بداند چه زمانی شیطان آمد که وسوسه کند، اگر در مقام مراقبت و ذکر خداوند باشد، آمدنش را می فهمد.

این طور نمی شود مگر اینکه مراقبت کنید و استقامت داشته باشید در کار خدا. ذکر خدا هم نه فقط  « لا إله إلا الله» و «سبحان الله و ألحمدالله و لا إله إلا الله و الله اکبر» است. بلکه وقتی در معرض چیزی از منهیات قرار گرفتید،  باید یاد خدا باشید. باید اگر امر خداوند آمد، مواظب آن باشید.

گر برکنم دل از تو و برادرم از تو مهر         این مهر بر که افکنم و این دل کجا برم؟

حضرت فرمود: «أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِ ( بحار الأنوار:ج‏68/314)» ای نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ما آیه های خودمان را در شما و در آفاق قرار داد یم، اما پرده های غفلت و غرور که بر قلب شما افتاده، باعث شده ملاقات پروردگار را فراموش کنید و شما را از اوج عظمت انسانی به سقوط حیوانی کشانده است.

ای پیغمبرما اینها که در تصمیم گیری غافلند، از این مقام محرومند. در دعای عرفه می فرماید:«عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيب؛ (بحار الأنوار: ج‏64/130)» کور باد چشمی که تورا مراقب خود نبیند. کور باد، یعنی کور است.

یعنی کسی که تمام عالم را محضر حق تعالی نمی داند و در مراقبت نیست و خود را در محضر پروردگار نمی بیند، در دعای عرفه نیست وخود را در محضر پروردگار نمی بیند.

در دعای عرفه می فرماید: « عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيب؛ (بحار الأنوار: ج‏64/130)»، « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ (سوره فجر آيه 13)» تمام حرکت ها و نیت های شما، باطن و ظاهر شما در معرض و نمایش پروردگار است. «وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيب؛ (بحار الأنوار ج‏64: 130)» آن بنده ای که نصیبی از حب و عشق تو ندارد، زیان کار است.

کی رفته ای که تمنا کنم تو را؟

یا رسول الله، پروردگار من کجاست؟ حضرت فرمود در قلب است.

باباجون پروردگار پیش خودت است. موسی (علیه السلام) عرض کرد بار الها فریاد کنم یا ملایم بگویم؟ پروردگار فرمود از رگ گردن به تو نزدیک ترم. داد زدن نمی خواهد عزیز من!

با صد هزار جلوه برون آمدی که من     با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

در اثر احیای عقل و مرگ نفس که جوان ها آن را با مجاهدت به دست خواهند آورد، این روایت راحتی اهل تسنن هم نقل می کنند که وقتی موسی عرض کرد: «رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري (طه/25)» پروردگارا سینه من را روشن کن، به او خطاب آمد: «نور تقذف فی القلب».

إن شاءالله آن نورانیت نصیب جوان ها شود. نوری است که در اثر احیای عقل و مرگ نفس و از بین بردن اثر نفس، در قلب ها و دل های پاک شما جوان ها می نشیند تا راهی که هدف پیامبران بزرگ (علیهم السلام) است، دریابید.

منبع: ماهنامه مهر نو- سال دوم ،شماره سوم- ص 82

جاهل به روز فتنه ره خانه گم کند

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة (التحريم:6)»، «أشَدَّ النَّاس عَذابِ يَوْمِ الْقِيامَ»، «مِن جَهلِ أَهلِه». این اشاره به موقعیت هاست که انسان موقعیت خودش را مغتنم بشمارد. «عَالِماً أَوْ مُسْتَمِعاً أَوْ مُحِبّاً لأهلِ العلم» دیگر چهارمی نباش.

یعنی یا عالم باش، یا مستمع علم باش یا محل اهل علم. چهارمی نباش که هلاک خواهی شد. این اشاره به موقعیت هاست که قدر موقعیت خودتان را بدانید.

عن النبی(صلی الله علیه وآله وسلم): ‏«فضل العالم على العابد كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب؛ (نهج الفصاحةص: 589)» در شب چهارده که ماه به تمام و کمال ظهور می کند، فضل دانشمند بر عابد همین طور است.

 

عابد کیست آقا جون؟

او گلیم خویش می برد زموج         وین جهد می کند که بگیرد غریق را

عالم و دانشمندان مثل رهبر کبیر(رضوان الله تعالی علیه) که می خواست نجات غریق کند، یعنی مردم را از هلاکت نجات بدهد.

عابد به چه درد می خوردعزیز من؟ بنشیند یک جا و عبادت کند. می خواهد گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.

«وین سعی می کند که بگیردغریق را» دیگران را نجات بدهد. افراد جامعه را به سعادت آینده خودشان متوجه کند. خب این خیلی مقام ویژه ای است. در روز سه طبقه دیگران را شفاعت می کنند «الأنبیاء، ثُم العُلَماء، ثم الشُّهداء» یعنی رتبه دانشمندان از رتبه شهدا هم بالاتر است.

عالمی که افراد جامعه از علم او منتفع شوند، «عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِد؛(بحار الأنوار ج‏2 :1)» هفتاد هزارعابد یک طرف یک دانشمند که رهبر افراد اجتماع است، یک طرف عزیز من.

آن را که علم و دانش و تقوا مسلم است          هرجا قدم نهد، قدمش خیر مقدم است

زبان یاد بگیرید

« الْعِلْمُ عِلْمَانِ، عِلْمُ الْأَدْيَانِ وَ عِلْمُ الْأَبْدَان‏( بحار الأنوار: ج1/209 )» اینکه علم ابدان را مقدم داشته، نه اینکه افضل از علم ادیان است، تقدم موضوعی دارد عزیز من.

اگر می خواهید علم طب بخوانید، باید زبان یاد بگیرید. زبان از جهت موضوعی، بر آن علم مقدم است. شرافت هر علم به موضوع آن است. موضوع علم دین، پروردگار است. موضوع علم طب، جسم انسان است.

جاهل اگرچه یافت مقدم، مؤخر است           عالم اگرچه یافت مؤخر، مقدم است

حالا یک جاهل جلو بیفتد، باز هم مؤخر است عزیز من. آن عالم که عقب ترایستاده ، باز هم مقدم است.

جاهل به روز فتنه ره خانه گم کند                عالم چراغ جامعه وچشم عالم است

رهبر کبیر دنیایی را تکان داد عزیز من. تمام دنیا یک طرف، او یک طرف.

از تمام حیثیتش صرف نظر کرد و با اهل ظلم در عالم تا آخر جنگید.

عالم چراغ جامعه و چشم عالم است.

فرمود: « الفرصة تمرّ مرّ السّحاب فانتهزوا فرص الخير؛( تحريرالمواعظ 87 : 87)» فرصت های خیر را مغتنم بدانید و به بطالت و این طرف و آن طرف رفتن نگدرانید.

روی سخن با افراد آگاه است. فرمود:«للعلماء» درجه هایی است فوق مومنان. مومنان هم درجه ای دارند، اما آنها بالاتراز «بسبغ مأه». هفتصد درجه و بین هر درجه با بعدی پانصد سال فاصله است. چقدر فاصله دارند عزیز من!

علم افضل است

از ابوذر روایتی است که حاضر شدن در مجلس علم – آن علمی که شما را به وظیفه تان آگاه کند. آن که به من بگویید چه خاکی بر سرم کنم.- افضل تر از خواندن هزار رکعت نماز است. همین که شما در مجلس علم حاضر شوید و وظیفه خود را در آن دریابید، از هزار رکعت نماز بالاتر است و از عیادت هزار مریض.

آقای شاه آبادی (رضوان الله علیه) استاد رهبر کبیر بود. سر کلاس درس بود، به او گفتند فلانی فوت کرده، برای تشییع  می آیید؟ گفت: اگر من نیایم، به تشییع او اهانت می شود؟ گفتند: نه، جمعیت زیاد است. گفت پس فعلا این مقدم است. افضل از حاضر شدن نزد جنازه هزار مسلمان است.

گفتند یا رسول الله، از قرائت قرآن هم بالاتر است؟ فرمود قرائت قرآن که علمی در آن نباشد، نفعی ندارد.«أفضل أعمال أُمََّتي قرائَة القرآن مَع التَدبر» چه جوابی داده است.

جدیت پیامبران بر چه بوده؟ چرا ما کار نمی کنیم؟  چرا جدیت نداریم؟ نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وقتی بر می خاست، آب وضو ومسواک و سجاده کوچکش را آماده می کرد. برای همین که بیدار شده سجده می کرد. ممکن است در همین خواب بمیری عزیز من!

پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) چه دعایی می خواند؟

سر به سجده می فرمود: «الحمد للَّه الّذي أحياني بعد ما أماتني؛ (الآداب الدينيه؛ ص: 121)» بعد از اینکه مردم « النوم اخ الموت» مرا زنده کرد.

آن وقت آیه هایی از سوره آل عمران  تلاوت می کرد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ  الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا(آل عمران: 191)»

این را قبل از نماز شب می خواند:

ِ «رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ »و « رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا» و «رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَه (الآداب الدينیه ص: 251)» ای پروردگار عزیز، مبادا ما را در حضور خلق اولین و آخرین رسوا کنی.

این بیان نبی اکرم (ص) است. پس من باید این فرصت را مغتنم بدانم. فرمود حسن جان «أحي قلبك بالموعظة، و أمته بالزّهادة؛(الحیاة ج2 : 513)» یعنی اگر بخواهی قلب زنده شود، باید در مواعظ الهی شرکت کنی، یعنی کم کم علاقه ها را از خودتان بگیرید.

امام هادی (علیه السلام) می فرماید: «الْحِكْمَةُ لَا تَنْجَعُ فِي الطِّبَاعِ الْفَاسِدَ؛ (بحار الأنوار ج‏75/ 365)» یعنی دانش غذاست دیگر، غذای روح. فرمود در طبع فاسد قرار نمی گیرد اگر اهل دنیا باشد، خودش را برای دنیا به آب و آتش بزند، نمی تواند اینها را بشنود و در قلبش مستقر شود.

چه باید کرد؟

پس چه کنیم؟ وقتی من به طبیب مراجعه می کنم،حال نداشته باشم و تب کرده باشم، دستور تنقیه می دهد که مزاج را پاک کند تا بعد توان پذیرش غذای خوب را پیدا کنم.

«اذْكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَيْ أَهْلِكَ- وَ لَا طَبِيبَ يَمْنَعُكَ وَ لَا حَبِيبَ يَنْفَعُ (بحار الأنوارج‏75 /367)» آن وقت که بین اهل خود افتاده ای و آخر عمرت رسیده، نه دوستی به دادت می رسد و نه طبیبی مشکل گشاست. حالا چه کنیم ؟

می فرماید: « إِذَا أَتَاكَ الشَّيْطَانُ مُوَسْوِساً لِيَصُدَّكَ عَنْ سَبِيلِ الْحَقِّ وَ يُنْسِيَكَ ذِكْرَ اللَّهِ فَاسْتَعِذْ بِرَبِّكَ وَ رَبِّه‏؛ (بحار الأنوار ج‏69/ 123)»

یکی از دوستان من می گفت اگرکسی بخواهد بداند چه زمانی شیطان آمد که وسوسه کند، اگر در مقام مراقبت و ذکر خداوند باشد، آمدنش را می فهمد.

این طور نمی شود مگر اینکه مراقبت کنید و استقامت داشته باشید در کار خدا. ذکر خدا هم نه فقط  « لا إله إلا الله» و «سبحان الله و ألحمدالله و لا إله إلا الله و الله اکبر» است. بلکه وقتی در معرض چیزی از منهیات قرار گرفتید،  باید یاد خدا باشید. باید اگر امر خداوند آمد، مواظب آن باشید.

گر برکنم دل از تو و برادرم از تو مهر         این مهر بر که افکنم و این دل کجا برم؟

حضرت فرمود: «أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِ ( بحار الأنوار:ج‏68/314)» ای نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ما آیه های خودمان را در شما و در آفاق قرار داد یم، اما پرده های غفلت و غرور که بر قلب شما افتاده، باعث شده ملاقات پروردگار را فراموش کنید و شما را از اوج عظمت انسانی به سقوط حیوانی کشانده است.

ای پیغمبرما اینها که در تصمیم گیری غافلند، از این مقام محرومند. در دعای عرفه می فرماید:«عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيب؛ (بحار الأنوار: ج‏64/130)» کور باد چشمی که تورا مراقب خود نبیند. کور باد، یعنی کور است.

یعنی کسی که تمام عالم را محضر حق تعالی نمی داند و در مراقبت نیست و خود را در محضر پروردگار نمی بیند، در دعای عرفه نیست وخود را در محضر پروردگار نمی بیند.

در دعای عرفه می فرماید: « عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيب؛ (بحار الأنوار: ج‏64/130)»، « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ (سوره فجر آيه 13)» تمام حرکت ها و نیت های شما، باطن و ظاهر شما در معرض و نمایش پروردگار است. «وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيب؛ (بحار الأنوار ج‏64: 130)» آن بنده ای که نصیبی از حب و عشق تو ندارد، زیان کار است.

کی رفته ای که تمنا کنم تو را؟

یا رسول الله، پروردگار من کجاست؟ حضرت فرمود در قلب است.

باباجون پروردگار پیش خودت است. موسی (علیه السلام) عرض کرد بار الها فریاد کنم یا ملایم بگویم؟ پروردگار فرمود از رگ گردن به تو نزدیک ترم. داد زدن نمی خواهد عزیز من!

با صد هزار جلوه برون آمدی که من     با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

در اثر احیای عقل و مرگ نفس که جوان ها آن را با مجاهدت به دست خواهند آورد، این روایت راحتی اهل تسنن هم نقل می کنند که وقتی موسی عرض کرد: «رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري (طه/25)» پروردگارا سینه من را روشن کن، به او خطاب آمد: «نور تقذف فی القلب».

إن شاءالله آن نورانیت نصیب جوان ها شود. نوری است که در اثر احیای عقل و مرگ نفس و از بین بردن اثر نفس، در قلب ها و دل های پاک شما جوان ها می نشیند تا راهی که هدف پیامبران بزرگ (علیهم السلام) است، دریابید.

منبع: ماهنامه مهر نو- سال دوم ،شماره سوم- ص 82

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

 

عابد کیست آقا جون؟

او گلیم خویش می برد زموج         وین جهد می کند که بگیرد غریق را

عالم و دانشمندان مثل رهبر کبیر(رضوان الله تعالی علیه) که می خواست نجات غریق کند، یعنی مردم را از هلاکت نجات بدهد.

عابد به چه درد می خوردعزیز من؟ بنشیند یک جا و عبادت کند. می خواهد گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.

«وین سعی می کند که بگیردغریق را» دیگران را نجات بدهد. افراد جامعه را به سعادت آینده خودشان متوجه کند. خب این خیلی مقام ویژه ای است. در روز سه طبقه دیگران را شفاعت می کنند «الأنبیاء، ثُم العُلَماء، ثم الشُّهداء» یعنی رتبه دانشمندان از رتبه شهدا هم بالاتر است.

عالمی که افراد جامعه از علم او منتفع شوند، «عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِد؛(بحار الأنوار ج‏2 :1)» هفتاد هزارعابد یک طرف یک دانشمند که رهبر افراد اجتماع است، یک طرف عزیز من.

آن را که علم و دانش و تقوا مسلم است          هرجا قدم نهد، قدمش خیر مقدم است

زبان یاد بگیرید

« الْعِلْمُ عِلْمَانِ، عِلْمُ الْأَدْيَانِ وَ عِلْمُ الْأَبْدَان‏( بحار الأنوار: ج1/209 )» اینکه علم ابدان را مقدم داشته، نه اینکه افضل از علم ادیان است، تقدم موضوعی دارد عزیز من.

اگر می خواهید علم طب بخوانید، باید زبان یاد بگیرید. زبان از جهت موضوعی، بر آن علم مقدم است. شرافت هر علم به موضوع آن است. موضوع علم دین، پروردگار است. موضوع علم طب، جسم انسان است.

جاهل اگرچه یافت مقدم، مؤخر است           عالم اگرچه یافت مؤخر، مقدم است

حالا یک جاهل جلو بیفتد، باز هم مؤخر است عزیز من. آن عالم که عقب ترایستاده ، باز هم مقدم است.

جاهل به روز فتنه ره خانه گم کند                عالم چراغ جامعه وچشم عالم است

رهبر کبیر دنیایی را تکان داد عزیز من. تمام دنیا یک طرف، او یک طرف.

از تمام حیثیتش صرف نظر کرد و با اهل ظلم در عالم تا آخر جنگید.

عالم چراغ جامعه و چشم عالم است.

فرمود: « الفرصة تمرّ مرّ السّحاب فانتهزوا فرص الخير؛( تحريرالمواعظ 87 : 87)» فرصت های خیر را مغتنم بدانید و به بطالت و این طرف و آن طرف رفتن نگدرانید.

روی سخن با افراد آگاه است. فرمود:«للعلماء» درجه هایی است فوق مومنان. مومنان هم درجه ای دارند، اما آنها بالاتراز «بسبغ مأه». هفتصد درجه و بین هر درجه با بعدی پانصد سال فاصله است. چقدر فاصله دارند عزیز من!

علم افضل است

از ابوذر روایتی است که حاضر شدن در مجلس علم – آن علمی که شما را به وظیفه تان آگاه کند. آن که به من بگویید چه خاکی بر سرم کنم.- افضل تر از خواندن هزار رکعت نماز است. همین که شما در مجلس علم حاضر شوید و وظیفه خود را در آن دریابید، از هزار رکعت نماز بالاتر است و از عیادت هزار مریض.

آقای شاه آبادی (رضوان الله علیه) استاد رهبر کبیر بود. سر کلاس درس بود، به او گفتند فلانی فوت کرده، برای تشییع  می آیید؟ گفت: اگر من نیایم، به تشییع او اهانت می شود؟ گفتند: نه، جمعیت زیاد است. گفت پس فعلا این مقدم است. افضل از حاضر شدن نزد جنازه هزار مسلمان است.

گفتند یا رسول الله، از قرائت قرآن هم بالاتر است؟ فرمود قرائت قرآن که علمی در آن نباشد، نفعی ندارد.«أفضل أعمال أُمََّتي قرائَة القرآن مَع التَدبر» چه جوابی داده است.

جدیت پیامبران بر چه بوده؟ چرا ما کار نمی کنیم؟  چرا جدیت نداریم؟ نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وقتی بر می خاست، آب وضو ومسواک و سجاده کوچکش را آماده می کرد. برای همین که بیدار شده سجده می کرد. ممکن است در همین خواب بمیری عزیز من!

پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) چه دعایی می خواند؟

سر به سجده می فرمود: «الحمد للَّه الّذي أحياني بعد ما أماتني؛ (الآداب الدينيه؛ ص: 121)» بعد از اینکه مردم « النوم اخ الموت» مرا زنده کرد.

آن وقت آیه هایی از سوره آل عمران  تلاوت می کرد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ  الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا(آل عمران: 191)»

این را قبل از نماز شب می خواند:

ِ «رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ »و « رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا» و «رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَه (الآداب الدينیه ص: 251)» ای پروردگار عزیز، مبادا ما را در حضور خلق اولین و آخرین رسوا کنی.

این بیان نبی اکرم (ص) است. پس من باید این فرصت را مغتنم بدانم. فرمود حسن جان «أحي قلبك بالموعظة، و أمته بالزّهادة؛(الحیاة ج2 : 513)» یعنی اگر بخواهی قلب زنده شود، باید در مواعظ الهی شرکت کنی، یعنی کم کم علاقه ها را از خودتان بگیرید.

امام هادی (علیه السلام) می فرماید: «الْحِكْمَةُ لَا تَنْجَعُ فِي الطِّبَاعِ الْفَاسِدَ؛ (بحار الأنوار ج‏75/ 365)» یعنی دانش غذاست دیگر، غذای روح. فرمود در طبع فاسد قرار نمی گیرد اگر اهل دنیا باشد، خودش را برای دنیا به آب و آتش بزند، نمی تواند اینها را بشنود و در قلبش مستقر شود.

چه باید کرد؟

پس چه کنیم؟ وقتی من به طبیب مراجعه می کنم،حال نداشته باشم و تب کرده باشم، دستور تنقیه می دهد که مزاج را پاک کند تا بعد توان پذیرش غذای خوب را پیدا کنم.

«اذْكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَيْ أَهْلِكَ- وَ لَا طَبِيبَ يَمْنَعُكَ وَ لَا حَبِيبَ يَنْفَعُ (بحار الأنوارج‏75 /367)» آن وقت که بین اهل خود افتاده ای و آخر عمرت رسیده، نه دوستی به دادت می رسد و نه طبیبی مشکل گشاست. حالا چه کنیم ؟

می فرماید: « إِذَا أَتَاكَ الشَّيْطَانُ مُوَسْوِساً لِيَصُدَّكَ عَنْ سَبِيلِ الْحَقِّ وَ يُنْسِيَكَ ذِكْرَ اللَّهِ فَاسْتَعِذْ بِرَبِّكَ وَ رَبِّه‏؛ (بحار الأنوار ج‏69/ 123)»

یکی از دوستان من می گفت اگرکسی بخواهد بداند چه زمانی شیطان آمد که وسوسه کند، اگر در مقام مراقبت و ذکر خداوند باشد، آمدنش را می فهمد.

این طور نمی شود مگر اینکه مراقبت کنید و استقامت داشته باشید در کار خدا. ذکر خدا هم نه فقط  « لا إله إلا الله» و «سبحان الله و ألحمدالله و لا إله إلا الله و الله اکبر» است. بلکه وقتی در معرض چیزی از منهیات قرار گرفتید،  باید یاد خدا باشید. باید اگر امر خداوند آمد، مواظب آن باشید.

گر برکنم دل از تو و برادرم از تو مهر         این مهر بر که افکنم و این دل کجا برم؟

حضرت فرمود: «أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِ ( بحار الأنوار:ج‏68/314)» ای نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ما آیه های خودمان را در شما و در آفاق قرار داد یم، اما پرده های غفلت و غرور که بر قلب شما افتاده، باعث شده ملاقات پروردگار را فراموش کنید و شما را از اوج عظمت انسانی به سقوط حیوانی کشانده است.

ای پیغمبرما اینها که در تصمیم گیری غافلند، از این مقام محرومند. در دعای عرفه می فرماید:«عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيب؛ (بحار الأنوار: ج‏64/130)» کور باد چشمی که تورا مراقب خود نبیند. کور باد، یعنی کور است.

یعنی کسی که تمام عالم را محضر حق تعالی نمی داند و در مراقبت نیست و خود را در محضر پروردگار نمی بیند، در دعای عرفه نیست وخود را در محضر پروردگار نمی بیند.

در دعای عرفه می فرماید: « عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيب؛ (بحار الأنوار: ج‏64/130)»، « إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ (سوره فجر آيه 13)» تمام حرکت ها و نیت های شما، باطن و ظاهر شما در معرض و نمایش پروردگار است. «وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيب؛ (بحار الأنوار ج‏64: 130)» آن بنده ای که نصیبی از حب و عشق تو ندارد، زیان کار است.

کی رفته ای که تمنا کنم تو را؟

یا رسول الله، پروردگار من کجاست؟ حضرت فرمود در قلب است.

باباجون پروردگار پیش خودت است. موسی (علیه السلام) عرض کرد بار الها فریاد کنم یا ملایم بگویم؟ پروردگار فرمود از رگ گردن به تو نزدیک ترم. داد زدن نمی خواهد عزیز من!

با صد هزار جلوه برون آمدی که من     با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

در اثر احیای عقل و مرگ نفس که جوان ها آن را با مجاهدت به دست خواهند آورد، این روایت راحتی اهل تسنن هم نقل می کنند که وقتی موسی عرض کرد: «رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري (طه/25)» پروردگارا سینه من را روشن کن، به او خطاب آمد: «نور تقذف فی القلب».

إن شاءالله آن نورانیت نصیب جوان ها شود. نوری است که در اثر احیای عقل و مرگ نفس و از بین بردن اثر نفس، در قلب ها و دل های پاک شما جوان ها می نشیند تا راهی که هدف پیامبران بزرگ (علیهم السلام) است، دریابید.

منبع: ماهنامه مهر نو- سال دوم ،شماره سوم- ص 82

Starts: 2011/05/16
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
جاهل به روز فتنه ره خانه گم کند

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة (التحريم:6)»، «أشَدَّ النَّاس عَذابِ يَوْمِ الْقِيامَ»، «مِن جَهلِ أَهلِه». این اشاره به موقعیت هاست که انسان موقعیت خودش را مغتنم بشمارد. «عَالِماً أَوْ مُسْتَمِعاً أَوْ مُحِبّاً لأهلِ العلم» دیگر چهارمی نباش.

یعنی یا عالم باش، یا مستمع علم باش یا محل اهل علم. چهارمی نباش که هلاک خواهی شد. این اشاره به موقعیت هاست که قدر موقعیت خودتان را بدانید.

عن النبی(صلی الله علیه وآله وسلم): ‏«فضل العالم على العابد كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب؛ (نهج الفصاحةص: 589)» در شب چهارده که ماه به تمام و کمال ظهور می کند، فضل دانشمند بر عابد همین طور است.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap