نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آية الله انصاری شیرازی

مقام توبه

قال الله تبارک و تعالی و تقدّس: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ» (1)
یکی دیگر از مقامات اخلاقی، مقام توبه است. پس از آن که انسان از خواب یا سکر غفلت بیدار می شود و به هوش می آید، متوجه می شود باید به سوی خداوند متعال برگردد و از هر چه غیر خدا است بگذرد، خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرمود: أنا بُدُّکَ الأزمّ ؛ یعنی انسان از هر چه غیر خدا است می تواند بگذرد، اما خداوند متعال لابد منه است و اگر کسی از خدا دور شد باید دوباره به خداوند باز گردد.

البته این بازگشت، مکانی نیست و نمی¬توان تکویناً از او دور شد؛ زیرا ممکن¬الوجود مانند صفر است و خداوند واجب الوجود است و صفر بدون عدد خوانده نمی شود؛ معنای حرف نیز بدون معنای اسمی تحقق پیدا نمی کند و همین طور، تا انسان نباشد سایه ای نیست؛ لذا خداوند متعال با همه ممکنات هست و از او نمی توان دور شد که می فرماید: « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد » (2)، از جان ما به ما نزدیکتر است. در جای دیگر می فرماید: « هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم »(3) . پس، از نظر تکوین، ممکن الوجود که همان مخلوق است، نه می تواند و نه امکان دارد که از خداوند دور شود؛ اما از نظر تشریع، وقتی انسان معصیت می کند و با اوامر خداوند مخالفت می ورزد، از قرب او دور می شود؛ یعنی گناه، حجاب و پرده ضخیمی را بین حبیب و محبوب ایجاد می کند و باعث فاصله او از خدا می شود؛ اما نه فاصله مکانی، بلکه فاصله ای که شاعر به آن اشاره کرده است.
حجاب چهره جان می شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

« وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهيد لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديد »
(4) ، هر انسانی وارد محشر می گردد در حالی که همراه او حرکت دهند و گواهی است (به او خطاب می شود) تو از این صحنه و دادگاه بزرگ الهی غافل بودی، اکنون پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملاً تیزبین است؛ ممکن است بعضی ها دارای موت اختیاری باشند و این حقیقت را قبل از افراد دیگر ببینند.

فرزند مرحوم آیت الله قاضی طباطبائی نقل می کرد که پدرم می فرمود: هر تردید و شکی که باشد تا دم مردن است، وقتی انسان از این دنیا بیرون رفت، همه چیز برای او کشف می شود.


از اثرات سوء گناه این است که بین خالق و مخلوق، حجاب ایجاد می کند و هیچ حجابی ضخیم تر از گناه خودپسندی و خودخواهی وجود ندارد؛ وقتی انسان خود را دید و به خود اعتماد کرد آن وقت گرفتاری ها شروع می شود.


مطلب دیگر آن که، گناه سم است و اگر انسان مسموم شد باید هرچه زودتر به طبیب مراجعه کند؛ در روایتی است که می فرماید: کاری که گناه در وجود انسان انجام می دهد از کاری که قصاب با چاقو و کارد در بدن گوسفند انجام می دهد بدتر است. لذا اگر انسان گناهی مرتکب شد، باید با آب توبه خود را شست و شو دهد.

غسل دراشک زدم که اهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

خداوند متعال منزه و پاک است و کسی که چشمش به مال و جاه و مقام و نوامیس مردم است، نمی تواند خدا را ببیند. خداوند را با چشمی که با نماز شب تطهیر شده باید دید. از حضرت علی (علیه السلام) سؤال کردند: « هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ حِينَ عَبَدْتَه»؟ آیا پروردگار خود را هنگام عبادت دیده ای؟ فرمود: « َ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه»، خداوند ندیده را عبادت نمی کنم؛ بعد فرمود: « لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان »
(5) ، بنابراین با این چشم های آلوده نمی شود چهره یار را دید.

بنابراین انسان همواره باید در تدارک زاد و توشه باشد و اگر حق الله و حق الناسی به گردن دارد و یا غیبت و تهمت و استهزا کسی را کرده است، از آنان حلالیت بطلبد. زیرا آنهایی که چشم برزخی شان باز است می بینند کسانی که غیبت می کنند، به چه عذابی گرفتار شده اند.


آیه شریفه می فرماید: « وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ »
(6)، غیبت در قرآن، به خوردن گوشت برادر دینی خود تعبیر شده است.

کسی که می خواهد به آغوش پروردگار باز گردد و از گناهان و تقصیرات توبه کند، باید چند مرحله را پشت سر بگذارد. ابتدا توبه از گناه است؛ یعنی انسان واجبات خدا را انجام بدهد و محرمات را ترک کند. این اولین قدمی است که انسان در راه سیر و سلوک بر می دارد. اگر کسی این کلاس را طی کرد، کلاس دوم توبه، ترک اولی و حتی مباهات است؛ یعنی انسان تا می تواند مکروهات را انجام ندهد؛ هرچند اگر انجام داد عذاب و عقابی ندارد، اما اهل سیر و سلوک نمی شود.


کلاس سوم، توبه از غیر خداوند است، یعنی مانند یک سربازی که درب پادگان نگهبانی می دهد مواظب باشد غیر خداوند در قلب او وارد نشود.

دفتر حق است دل، به حق بنگارش حیف بود پر نقوش باطله باشد

روایت است که می فرماید: « قلبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ »
(7) خداوند می فرماید: «أنا عِندَ المُنكَسِرَةِ قلوبُهُم »(8) ، من در نزد دلهای شکسته ام.
نیازارم ز خود هرگز دلی را از آن ترسم در آن جای تو باشد

« التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ »
(9)؛ توبه در سیر و سلوک اهمیت فراوانی دارد و کسی که توبه می کند به منزله آن است که گناه نکرده است. مرحوم شیخ کاشی از اساتید آیه الله بروجردی، فرموده بود: من می خواهم از عبادات هفتاد ساله خود توبه کنم؛ عباداتی که خلوص نیت در آن نبود یا برای ریا بوده است. بنابراین توبه از گناهان را نباید دست کم گرفت. والسلام علیکم و رحمه الله

پا نوشتها
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1 . بقره : 222

2. ق : 16

3. حدید : 4

4. ق : 21 و 22

5. الكافي،ج 1 ،ص: 138(باب جوامع التوحيد ..)

6. حجرات : 12

7. بحارالأنوار،ج 55 ،ص: 39 (باب 4- العرش و الكرسي و حملتهما ...)

8. بحارالأنوار ، ج 70 ،ص: 157 (باب 125- الغفلة و اللهو و كثرة ..)

9. الكافي،ج 2 ،ص: 435 (باب التوبة..)

مقام توبه

قال الله تبارک و تعالی و تقدّس: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ» (1)
یکی دیگر از مقامات اخلاقی، مقام توبه است. پس از آن که انسان از خواب یا سکر غفلت بیدار می شود و به هوش می آید، متوجه می شود باید به سوی خداوند متعال برگردد و از هر چه غیر خدا است بگذرد، خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرمود: أنا بُدُّکَ الأزمّ ؛ یعنی انسان از هر چه غیر خدا است می تواند بگذرد، اما خداوند متعال لابد منه است و اگر کسی از خدا دور شد باید دوباره به خداوند باز گردد.

البته این بازگشت، مکانی نیست و نمی¬توان تکویناً از او دور شد؛ زیرا ممکن¬الوجود مانند صفر است و خداوند واجب الوجود است و صفر بدون عدد خوانده نمی شود؛ معنای حرف نیز بدون معنای اسمی تحقق پیدا نمی کند و همین طور، تا انسان نباشد سایه ای نیست؛ لذا خداوند متعال با همه ممکنات هست و از او نمی توان دور شد که می فرماید: « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد » (2)، از جان ما به ما نزدیکتر است. در جای دیگر می فرماید: « هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم »(3) . پس، از نظر تکوین، ممکن الوجود که همان مخلوق است، نه می تواند و نه امکان دارد که از خداوند دور شود؛ اما از نظر تشریع، وقتی انسان معصیت می کند و با اوامر خداوند مخالفت می ورزد، از قرب او دور می شود؛ یعنی گناه، حجاب و پرده ضخیمی را بین حبیب و محبوب ایجاد می کند و باعث فاصله او از خدا می شود؛ اما نه فاصله مکانی، بلکه فاصله ای که شاعر به آن اشاره کرده است.
حجاب چهره جان می شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

« وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهيد لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديد »
(4) ، هر انسانی وارد محشر می گردد در حالی که همراه او حرکت دهند و گواهی است (به او خطاب می شود) تو از این صحنه و دادگاه بزرگ الهی غافل بودی، اکنون پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملاً تیزبین است؛ ممکن است بعضی ها دارای موت اختیاری باشند و این حقیقت را قبل از افراد دیگر ببینند.

فرزند مرحوم آیت الله قاضی طباطبائی نقل می کرد که پدرم می فرمود: هر تردید و شکی که باشد تا دم مردن است، وقتی انسان از این دنیا بیرون رفت، همه چیز برای او کشف می شود.


از اثرات سوء گناه این است که بین خالق و مخلوق، حجاب ایجاد می کند و هیچ حجابی ضخیم تر از گناه خودپسندی و خودخواهی وجود ندارد؛ وقتی انسان خود را دید و به خود اعتماد کرد آن وقت گرفتاری ها شروع می شود.


مطلب دیگر آن که، گناه سم است و اگر انسان مسموم شد باید هرچه زودتر به طبیب مراجعه کند؛ در روایتی است که می فرماید: کاری که گناه در وجود انسان انجام می دهد از کاری که قصاب با چاقو و کارد در بدن گوسفند انجام می دهد بدتر است. لذا اگر انسان گناهی مرتکب شد، باید با آب توبه خود را شست و شو دهد.

غسل دراشک زدم که اهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

خداوند متعال منزه و پاک است و کسی که چشمش به مال و جاه و مقام و نوامیس مردم است، نمی تواند خدا را ببیند. خداوند را با چشمی که با نماز شب تطهیر شده باید دید. از حضرت علی (علیه السلام) سؤال کردند: « هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ حِينَ عَبَدْتَه»؟ آیا پروردگار خود را هنگام عبادت دیده ای؟ فرمود: « َ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه»، خداوند ندیده را عبادت نمی کنم؛ بعد فرمود: « لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان »
(5) ، بنابراین با این چشم های آلوده نمی شود چهره یار را دید.

بنابراین انسان همواره باید در تدارک زاد و توشه باشد و اگر حق الله و حق الناسی به گردن دارد و یا غیبت و تهمت و استهزا کسی را کرده است، از آنان حلالیت بطلبد. زیرا آنهایی که چشم برزخی شان باز است می بینند کسانی که غیبت می کنند، به چه عذابی گرفتار شده اند.


آیه شریفه می فرماید: « وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ »
(6)، غیبت در قرآن، به خوردن گوشت برادر دینی خود تعبیر شده است.

کسی که می خواهد به آغوش پروردگار باز گردد و از گناهان و تقصیرات توبه کند، باید چند مرحله را پشت سر بگذارد. ابتدا توبه از گناه است؛ یعنی انسان واجبات خدا را انجام بدهد و محرمات را ترک کند. این اولین قدمی است که انسان در راه سیر و سلوک بر می دارد. اگر کسی این کلاس را طی کرد، کلاس دوم توبه، ترک اولی و حتی مباهات است؛ یعنی انسان تا می تواند مکروهات را انجام ندهد؛ هرچند اگر انجام داد عذاب و عقابی ندارد، اما اهل سیر و سلوک نمی شود.


کلاس سوم، توبه از غیر خداوند است، یعنی مانند یک سربازی که درب پادگان نگهبانی می دهد مواظب باشد غیر خداوند در قلب او وارد نشود.

دفتر حق است دل، به حق بنگارش حیف بود پر نقوش باطله باشد

روایت است که می فرماید: « قلبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ »
(7) خداوند می فرماید: «أنا عِندَ المُنكَسِرَةِ قلوبُهُم »(8) ، من در نزد دلهای شکسته ام.
نیازارم ز خود هرگز دلی را از آن ترسم در آن جای تو باشد

« التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ »
(9)؛ توبه در سیر و سلوک اهمیت فراوانی دارد و کسی که توبه می کند به منزله آن است که گناه نکرده است. مرحوم شیخ کاشی از اساتید آیه الله بروجردی، فرموده بود: من می خواهم از عبادات هفتاد ساله خود توبه کنم؛ عباداتی که خلوص نیت در آن نبود یا برای ریا بوده است. بنابراین توبه از گناهان را نباید دست کم گرفت. والسلام علیکم و رحمه الله

پا نوشتها
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1 . بقره : 222

2. ق : 16

3. حدید : 4

4. ق : 21 و 22

5. الكافي،ج 1 ،ص: 138(باب جوامع التوحيد ..)

6. حجرات : 12

7. بحارالأنوار،ج 55 ،ص: 39 (باب 4- العرش و الكرسي و حملتهما ...)

8. بحارالأنوار ، ج 70 ،ص: 157 (باب 125- الغفلة و اللهو و كثرة ..)

9. الكافي،ج 2 ،ص: 435 (باب التوبة..)

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

البته این بازگشت، مکانی نیست و نمی¬توان تکویناً از او دور شد؛ زیرا ممکن¬الوجود مانند صفر است و خداوند واجب الوجود است و صفر بدون عدد خوانده نمی شود؛ معنای حرف نیز بدون معنای اسمی تحقق پیدا نمی کند و همین طور، تا انسان نباشد سایه ای نیست؛ لذا خداوند متعال با همه ممکنات هست و از او نمی توان دور شد که می فرماید: « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد » (2)، از جان ما به ما نزدیکتر است. در جای دیگر می فرماید: « هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم »(3) . پس، از نظر تکوین، ممکن الوجود که همان مخلوق است، نه می تواند و نه امکان دارد که از خداوند دور شود؛ اما از نظر تشریع، وقتی انسان معصیت می کند و با اوامر خداوند مخالفت می ورزد، از قرب او دور می شود؛ یعنی گناه، حجاب و پرده ضخیمی را بین حبیب و محبوب ایجاد می کند و باعث فاصله او از خدا می شود؛ اما نه فاصله مکانی، بلکه فاصله ای که شاعر به آن اشاره کرده است.
حجاب چهره جان می شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

« وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهيد لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديد »
(4) ، هر انسانی وارد محشر می گردد در حالی که همراه او حرکت دهند و گواهی است (به او خطاب می شود) تو از این صحنه و دادگاه بزرگ الهی غافل بودی، اکنون پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملاً تیزبین است؛ ممکن است بعضی ها دارای موت اختیاری باشند و این حقیقت را قبل از افراد دیگر ببینند.

فرزند مرحوم آیت الله قاضی طباطبائی نقل می کرد که پدرم می فرمود: هر تردید و شکی که باشد تا دم مردن است، وقتی انسان از این دنیا بیرون رفت، همه چیز برای او کشف می شود.


از اثرات سوء گناه این است که بین خالق و مخلوق، حجاب ایجاد می کند و هیچ حجابی ضخیم تر از گناه خودپسندی و خودخواهی وجود ندارد؛ وقتی انسان خود را دید و به خود اعتماد کرد آن وقت گرفتاری ها شروع می شود.


مطلب دیگر آن که، گناه سم است و اگر انسان مسموم شد باید هرچه زودتر به طبیب مراجعه کند؛ در روایتی است که می فرماید: کاری که گناه در وجود انسان انجام می دهد از کاری که قصاب با چاقو و کارد در بدن گوسفند انجام می دهد بدتر است. لذا اگر انسان گناهی مرتکب شد، باید با آب توبه خود را شست و شو دهد.

غسل دراشک زدم که اهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

خداوند متعال منزه و پاک است و کسی که چشمش به مال و جاه و مقام و نوامیس مردم است، نمی تواند خدا را ببیند. خداوند را با چشمی که با نماز شب تطهیر شده باید دید. از حضرت علی (علیه السلام) سؤال کردند: « هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ حِينَ عَبَدْتَه»؟ آیا پروردگار خود را هنگام عبادت دیده ای؟ فرمود: « َ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه»، خداوند ندیده را عبادت نمی کنم؛ بعد فرمود: « لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان »
(5) ، بنابراین با این چشم های آلوده نمی شود چهره یار را دید.

بنابراین انسان همواره باید در تدارک زاد و توشه باشد و اگر حق الله و حق الناسی به گردن دارد و یا غیبت و تهمت و استهزا کسی را کرده است، از آنان حلالیت بطلبد. زیرا آنهایی که چشم برزخی شان باز است می بینند کسانی که غیبت می کنند، به چه عذابی گرفتار شده اند.


آیه شریفه می فرماید: « وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ »
(6)، غیبت در قرآن، به خوردن گوشت برادر دینی خود تعبیر شده است.

کسی که می خواهد به آغوش پروردگار باز گردد و از گناهان و تقصیرات توبه کند، باید چند مرحله را پشت سر بگذارد. ابتدا توبه از گناه است؛ یعنی انسان واجبات خدا را انجام بدهد و محرمات را ترک کند. این اولین قدمی است که انسان در راه سیر و سلوک بر می دارد. اگر کسی این کلاس را طی کرد، کلاس دوم توبه، ترک اولی و حتی مباهات است؛ یعنی انسان تا می تواند مکروهات را انجام ندهد؛ هرچند اگر انجام داد عذاب و عقابی ندارد، اما اهل سیر و سلوک نمی شود.


کلاس سوم، توبه از غیر خداوند است، یعنی مانند یک سربازی که درب پادگان نگهبانی می دهد مواظب باشد غیر خداوند در قلب او وارد نشود.

دفتر حق است دل، به حق بنگارش حیف بود پر نقوش باطله باشد

روایت است که می فرماید: « قلبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ »
(7) خداوند می فرماید: «أنا عِندَ المُنكَسِرَةِ قلوبُهُم »(8) ، من در نزد دلهای شکسته ام.
نیازارم ز خود هرگز دلی را از آن ترسم در آن جای تو باشد

« التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ »
(9)؛ توبه در سیر و سلوک اهمیت فراوانی دارد و کسی که توبه می کند به منزله آن است که گناه نکرده است. مرحوم شیخ کاشی از اساتید آیه الله بروجردی، فرموده بود: من می خواهم از عبادات هفتاد ساله خود توبه کنم؛ عباداتی که خلوص نیت در آن نبود یا برای ریا بوده است. بنابراین توبه از گناهان را نباید دست کم گرفت. والسلام علیکم و رحمه الله

پا نوشتها
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1 . بقره : 222

2. ق : 16

3. حدید : 4

4. ق : 21 و 22

5. الكافي،ج 1 ،ص: 138(باب جوامع التوحيد ..)

6. حجرات : 12

7. بحارالأنوار،ج 55 ،ص: 39 (باب 4- العرش و الكرسي و حملتهما ...)

8. بحارالأنوار ، ج 70 ،ص: 157 (باب 125- الغفلة و اللهو و كثرة ..)

9. الكافي،ج 2 ،ص: 435 (باب التوبة..)

Starts: 2010/08/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
مقام توبه

قال الله تبارک و تعالی و تقدّس: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ» (1)
یکی دیگر از مقامات اخلاقی، مقام توبه است. پس از آن که انسان از خواب یا سکر غفلت بیدار می شود و به هوش می آید، متوجه می شود باید به سوی خداوند متعال برگردد و از هر چه غیر خدا است بگذرد، خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرمود: أنا بُدُّکَ الأزمّ ؛ یعنی انسان از هر چه غیر خدا است می تواند بگذرد، اما خداوند متعال لابد منه است و اگر کسی از خدا دور شد باید دوباره به خداوند باز گردد.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap