نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آية الله انصاری شیرازی

مقام تذکّر

یکی از مقامات انسانی مقام تذکر است. نیکوست به مناسبت ایام محرم، مصائب سید الشهدا (علیه السلام) و خطبه شب عاشورای ایشان را متذکر شویم.

هر موجودی ظاهر و باطنی دارد.\"مُلک\"، ظاهر موجودات است،« تبارک الذی بیده الملک و هو علی کلّ شی ء قدیر،( ملک – 1)» و \"ملکوت\"، باطن موجودات است که بالاتر از ملّک عالم است،« فسبحان الذی بیده ملکوت کلّ شی ء و الیه ترجعون،( یس – 83)»

اصحاب سید الشهدا (علیه السلام) عالم غیب و اعتقاد به ماوراء الطبیعه را تثبیت کردند.معتقد بودند که غیر از این نشئه، نشئه دیگری است، « و لقدعلمتم النشأةالأولی فلولا تذکّرون،(واقعه-62)» اصحاب سید الشهدا (علیه السلام) شب عاشورا را مزاح می کردند با این که می دانستند فردا آخر عمرشان است و به دست این مردم به شهادت می رسند. یکی به دیگری می گفت: شب مزاح نیست، دیگران جوابش دادند شب مزاح و نشاط است، زیرا چیزی نمانده است به رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) و علی (علیه السلام) در بهشت ملحق شویم. شهدای کربلا این درس را از مکتب حضرت زهرا(سلام الله علیها) آموخته بودند.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) در روزهای آخر حیات خویش، حضرت زهرا(سلام الله علیها) را نزد خود فرا خواندند، سپس در گوش آن حضرت نجوایی فرمودند که موجب گریه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شد، زیرا فهمید پدر بزرگوارش به عالم دیگر منتقل می شود. دوباره ایشان را طلبیده و فرمودند: اولین کسی که در بهشت به من ملحق می شود تو خواهی بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) خندید و نشاط یافت.

این برای بشر درسی است که مردن نابود شدن نیست بلکه امری وجودی است و خداوند مردن را خلق کرده « لذی خلق الموت و الحیاة (ملک-2)» در آیه موت بر حیات مقدم شده است، زیرا موت نردبان و سبب انتقال انسان به عالم بالاتر است، انسان تا نمیرد حیات نمی یابد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) با خنده و نشاط عالم غیب را اثبات کردند که هزار برهان بوعلی و فارابی و .. برای اثبات عالم غیب، بالاتر و مؤثرتر است، لذا باید چشم ابراهیم پیدا کرد تا به ملکوت آسمان و زمین نظر کرد «وکذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الرض،( انعام – 75)»

حضرت علی (علیه السلام ) درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله ) می فرماید: " طبیبٌ دوّارٌ بطبه – (خطبه 108/4) " پیامبر (صلی الله علیه و آله) مانند کسی است که تمام امکانات پزشکی را برداشته و در پی یافتن بیماری است تا او را مداوا کند. قافله کربلا قافله ای بود که معارف را همراه خود می برد و مانند طبیبی سیّار، بشر را پیدا می کرد و معارف را بیان می نمود.

حضرت علی اکبر (علیه السلام ) به امام حسین (علیه السلام) عرضه داشت " اَفَلَسنا علی الحق" . حضرت در جواب فرمود: ما بر حق هستیم. سپس عرض کرد «اذن لا نبالی بالموت،(بحار44/367)» این سخنان در بیداری بشر، برای تثبیت عالم غیب و این که مردن فانی شدن نیست خیلی حائز اهمیت است. « انما خلقتم لا للفناء»

" اثنی علی الله احسن الثناء " خداوند را ستایش می کنم به بهترین ستایش ها و حقیقتا  ستایشی  که از امام معصوم (علیه السلام) در شب عاشورا و در زمین کربلا صادر شد بهترین ستایش است.

"واحمده علی السّراء و الضرّاء" پروردگار را در سختی و آسانی حمد میکنم . برای عارف تفاوتی ندارد که چه حالتی به او روی می آورد. سپس امام حسین (علیه السلام) شش نعمت الهی را متذکر و خدا را بر آن نعمت ها حمد می نماید: " الهم انّی احمدک علی اَن اکرمتنا بالنبوة" دین بزرگ ترین نعمتی است که پروردگار متعال به بشر ارزانی فرموده تا انسان را با عالم غیب مرتبط کند، صاحب عصمت و نبوت در حقیقت، رابط بین عالم ماده و عالم تجرد است.

نبوت ختمیه، دین را به اوج عظمت رسانید، «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی (مائده – 3)»

علّمتنا القرآن (بحار44/392)» (به ما قرآن را تعلیم دادی.) وقتی قرآن می فرماید:« هوالاول  و الاخر و الظاهر و  الباطن (حدید-33)» همه چیز گفته است و هیچ عارف و حکیمی بالاتر از آن  نمی تواند بگوید. قرآن کتابی است که اگر ما به معارف باطنی آن آشنا می بودیم بهترین رفتار را ارائه می کردیم و خاشع می گشتیم «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا  متصدعاٌ من خشیة الله ( حشر- 21)»

قرآن را در تاریکی نفس دیده ایم و فقط الفاظ آن را می خوانیم لذا به آن گستاخی می کنیم.

"وفقّهتنا بالدین" خدایا ستایشت می کنم که ما را فقیه در دین قرار دادی.

« وجعلت لنا اسماعا و ابصارا وافندةً، فاجعلنا من الشاکرین(بحار44:392)؛ خدایا حمدت می کنم که به ما گوش شنوا و چشم بینا و دل دانا عنایت فرمودی»، البته انسان باید با طهارت و کشیک نفس از این عنایات الهی پاسبانی کند و گرنه:

چشم باز و گوش باز و این عمی     حیرتم از چشم بندی خدا

«لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها(اعراف/179)» قلب در آیه شریفه به معنای روح و عقل انسان است.

شایسته است در ایام محرم ، مصائب و سخنان گوهربار امام حسین (علیه السلام ) را بخوانیم و برای نفس خود متذکر شویم که اجر الهی را همراه دارد.انقلاب سید الشهدا (علیه السلام ) سرمشق است، گاندی می گوید: ما از امام حسین (علیه السلام ) فداکاری را آموختیم.

مقام تذکّر

یکی از مقامات انسانی مقام تذکر است. نیکوست به مناسبت ایام محرم، مصائب سید الشهدا (علیه السلام) و خطبه شب عاشورای ایشان را متذکر شویم.

هر موجودی ظاهر و باطنی دارد.\"مُلک\"، ظاهر موجودات است،« تبارک الذی بیده الملک و هو علی کلّ شی ء قدیر،( ملک – 1)» و \"ملکوت\"، باطن موجودات است که بالاتر از ملّک عالم است،« فسبحان الذی بیده ملکوت کلّ شی ء و الیه ترجعون،( یس – 83)»

اصحاب سید الشهدا (علیه السلام) عالم غیب و اعتقاد به ماوراء الطبیعه را تثبیت کردند.معتقد بودند که غیر از این نشئه، نشئه دیگری است، « و لقدعلمتم النشأةالأولی فلولا تذکّرون،(واقعه-62)» اصحاب سید الشهدا (علیه السلام) شب عاشورا را مزاح می کردند با این که می دانستند فردا آخر عمرشان است و به دست این مردم به شهادت می رسند. یکی به دیگری می گفت: شب مزاح نیست، دیگران جوابش دادند شب مزاح و نشاط است، زیرا چیزی نمانده است به رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) و علی (علیه السلام) در بهشت ملحق شویم. شهدای کربلا این درس را از مکتب حضرت زهرا(سلام الله علیها) آموخته بودند.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) در روزهای آخر حیات خویش، حضرت زهرا(سلام الله علیها) را نزد خود فرا خواندند، سپس در گوش آن حضرت نجوایی فرمودند که موجب گریه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شد، زیرا فهمید پدر بزرگوارش به عالم دیگر منتقل می شود. دوباره ایشان را طلبیده و فرمودند: اولین کسی که در بهشت به من ملحق می شود تو خواهی بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) خندید و نشاط یافت.

این برای بشر درسی است که مردن نابود شدن نیست بلکه امری وجودی است و خداوند مردن را خلق کرده « لذی خلق الموت و الحیاة (ملک-2)» در آیه موت بر حیات مقدم شده است، زیرا موت نردبان و سبب انتقال انسان به عالم بالاتر است، انسان تا نمیرد حیات نمی یابد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) با خنده و نشاط عالم غیب را اثبات کردند که هزار برهان بوعلی و فارابی و .. برای اثبات عالم غیب، بالاتر و مؤثرتر است، لذا باید چشم ابراهیم پیدا کرد تا به ملکوت آسمان و زمین نظر کرد «وکذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الرض،( انعام – 75)»

حضرت علی (علیه السلام ) درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله ) می فرماید: " طبیبٌ دوّارٌ بطبه – (خطبه 108/4) " پیامبر (صلی الله علیه و آله) مانند کسی است که تمام امکانات پزشکی را برداشته و در پی یافتن بیماری است تا او را مداوا کند. قافله کربلا قافله ای بود که معارف را همراه خود می برد و مانند طبیبی سیّار، بشر را پیدا می کرد و معارف را بیان می نمود.

حضرت علی اکبر (علیه السلام ) به امام حسین (علیه السلام) عرضه داشت " اَفَلَسنا علی الحق" . حضرت در جواب فرمود: ما بر حق هستیم. سپس عرض کرد «اذن لا نبالی بالموت،(بحار44/367)» این سخنان در بیداری بشر، برای تثبیت عالم غیب و این که مردن فانی شدن نیست خیلی حائز اهمیت است. « انما خلقتم لا للفناء»

" اثنی علی الله احسن الثناء " خداوند را ستایش می کنم به بهترین ستایش ها و حقیقتا  ستایشی  که از امام معصوم (علیه السلام) در شب عاشورا و در زمین کربلا صادر شد بهترین ستایش است.

"واحمده علی السّراء و الضرّاء" پروردگار را در سختی و آسانی حمد میکنم . برای عارف تفاوتی ندارد که چه حالتی به او روی می آورد. سپس امام حسین (علیه السلام) شش نعمت الهی را متذکر و خدا را بر آن نعمت ها حمد می نماید: " الهم انّی احمدک علی اَن اکرمتنا بالنبوة" دین بزرگ ترین نعمتی است که پروردگار متعال به بشر ارزانی فرموده تا انسان را با عالم غیب مرتبط کند، صاحب عصمت و نبوت در حقیقت، رابط بین عالم ماده و عالم تجرد است.

نبوت ختمیه، دین را به اوج عظمت رسانید، «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی (مائده – 3)»

علّمتنا القرآن (بحار44/392)» (به ما قرآن را تعلیم دادی.) وقتی قرآن می فرماید:« هوالاول  و الاخر و الظاهر و  الباطن (حدید-33)» همه چیز گفته است و هیچ عارف و حکیمی بالاتر از آن  نمی تواند بگوید. قرآن کتابی است که اگر ما به معارف باطنی آن آشنا می بودیم بهترین رفتار را ارائه می کردیم و خاشع می گشتیم «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا  متصدعاٌ من خشیة الله ( حشر- 21)»

قرآن را در تاریکی نفس دیده ایم و فقط الفاظ آن را می خوانیم لذا به آن گستاخی می کنیم.

"وفقّهتنا بالدین" خدایا ستایشت می کنم که ما را فقیه در دین قرار دادی.

« وجعلت لنا اسماعا و ابصارا وافندةً، فاجعلنا من الشاکرین(بحار44:392)؛ خدایا حمدت می کنم که به ما گوش شنوا و چشم بینا و دل دانا عنایت فرمودی»، البته انسان باید با طهارت و کشیک نفس از این عنایات الهی پاسبانی کند و گرنه:

چشم باز و گوش باز و این عمی     حیرتم از چشم بندی خدا

«لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها(اعراف/179)» قلب در آیه شریفه به معنای روح و عقل انسان است.

شایسته است در ایام محرم ، مصائب و سخنان گوهربار امام حسین (علیه السلام ) را بخوانیم و برای نفس خود متذکر شویم که اجر الهی را همراه دارد.انقلاب سید الشهدا (علیه السلام ) سرمشق است، گاندی می گوید: ما از امام حسین (علیه السلام ) فداکاری را آموختیم.

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) در روزهای آخر حیات خویش، حضرت زهرا(سلام الله علیها) را نزد خود فرا خواندند، سپس در گوش آن حضرت نجوایی فرمودند که موجب گریه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شد، زیرا فهمید پدر بزرگوارش به عالم دیگر منتقل می شود. دوباره ایشان را طلبیده و فرمودند: اولین کسی که در بهشت به من ملحق می شود تو خواهی بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) خندید و نشاط یافت.

این برای بشر درسی است که مردن نابود شدن نیست بلکه امری وجودی است و خداوند مردن را خلق کرده « لذی خلق الموت و الحیاة (ملک-2)» در آیه موت بر حیات مقدم شده است، زیرا موت نردبان و سبب انتقال انسان به عالم بالاتر است، انسان تا نمیرد حیات نمی یابد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) با خنده و نشاط عالم غیب را اثبات کردند که هزار برهان بوعلی و فارابی و .. برای اثبات عالم غیب، بالاتر و مؤثرتر است، لذا باید چشم ابراهیم پیدا کرد تا به ملکوت آسمان و زمین نظر کرد «وکذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الرض،( انعام – 75)»

حضرت علی (علیه السلام ) درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله ) می فرماید: " طبیبٌ دوّارٌ بطبه – (خطبه 108/4) " پیامبر (صلی الله علیه و آله) مانند کسی است که تمام امکانات پزشکی را برداشته و در پی یافتن بیماری است تا او را مداوا کند. قافله کربلا قافله ای بود که معارف را همراه خود می برد و مانند طبیبی سیّار، بشر را پیدا می کرد و معارف را بیان می نمود.

حضرت علی اکبر (علیه السلام ) به امام حسین (علیه السلام) عرضه داشت " اَفَلَسنا علی الحق" . حضرت در جواب فرمود: ما بر حق هستیم. سپس عرض کرد «اذن لا نبالی بالموت،(بحار44/367)» این سخنان در بیداری بشر، برای تثبیت عالم غیب و این که مردن فانی شدن نیست خیلی حائز اهمیت است. « انما خلقتم لا للفناء»

" اثنی علی الله احسن الثناء " خداوند را ستایش می کنم به بهترین ستایش ها و حقیقتا  ستایشی  که از امام معصوم (علیه السلام) در شب عاشورا و در زمین کربلا صادر شد بهترین ستایش است.

"واحمده علی السّراء و الضرّاء" پروردگار را در سختی و آسانی حمد میکنم . برای عارف تفاوتی ندارد که چه حالتی به او روی می آورد. سپس امام حسین (علیه السلام) شش نعمت الهی را متذکر و خدا را بر آن نعمت ها حمد می نماید: " الهم انّی احمدک علی اَن اکرمتنا بالنبوة" دین بزرگ ترین نعمتی است که پروردگار متعال به بشر ارزانی فرموده تا انسان را با عالم غیب مرتبط کند، صاحب عصمت و نبوت در حقیقت، رابط بین عالم ماده و عالم تجرد است.

نبوت ختمیه، دین را به اوج عظمت رسانید، «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی (مائده – 3)»

علّمتنا القرآن (بحار44/392)» (به ما قرآن را تعلیم دادی.) وقتی قرآن می فرماید:« هوالاول  و الاخر و الظاهر و  الباطن (حدید-33)» همه چیز گفته است و هیچ عارف و حکیمی بالاتر از آن  نمی تواند بگوید. قرآن کتابی است که اگر ما به معارف باطنی آن آشنا می بودیم بهترین رفتار را ارائه می کردیم و خاشع می گشتیم «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا  متصدعاٌ من خشیة الله ( حشر- 21)»

قرآن را در تاریکی نفس دیده ایم و فقط الفاظ آن را می خوانیم لذا به آن گستاخی می کنیم.

"وفقّهتنا بالدین" خدایا ستایشت می کنم که ما را فقیه در دین قرار دادی.

« وجعلت لنا اسماعا و ابصارا وافندةً، فاجعلنا من الشاکرین(بحار44:392)؛ خدایا حمدت می کنم که به ما گوش شنوا و چشم بینا و دل دانا عنایت فرمودی»، البته انسان باید با طهارت و کشیک نفس از این عنایات الهی پاسبانی کند و گرنه:

چشم باز و گوش باز و این عمی     حیرتم از چشم بندی خدا

«لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها(اعراف/179)» قلب در آیه شریفه به معنای روح و عقل انسان است.

شایسته است در ایام محرم ، مصائب و سخنان گوهربار امام حسین (علیه السلام ) را بخوانیم و برای نفس خود متذکر شویم که اجر الهی را همراه دارد.انقلاب سید الشهدا (علیه السلام ) سرمشق است، گاندی می گوید: ما از امام حسین (علیه السلام ) فداکاری را آموختیم.

Starts: 2011/04/25
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
مقام تذکّر

یکی از مقامات انسانی مقام تذکر است. نیکوست به مناسبت ایام محرم، مصائب سید الشهدا (علیه السلام) و خطبه شب عاشورای ایشان را متذکر شویم.

هر موجودی ظاهر و باطنی دارد.\"مُلک\"، ظاهر موجودات است،« تبارک الذی بیده الملک و هو علی کلّ شی ء قدیر،( ملک – 1)» و \"ملکوت\"، باطن موجودات است که بالاتر از ملّک عالم است،« فسبحان الذی بیده ملکوت کلّ شی ء و الیه ترجعون،( یس – 83)»

اصحاب سید الشهدا (علیه السلام) عالم غیب و اعتقاد به ماوراء الطبیعه را تثبیت کردند.معتقد بودند که غیر از این نشئه، نشئه دیگری است، « و لقدعلمتم النشأةالأولی فلولا تذکّرون،(واقعه-62)» اصحاب سید الشهدا (علیه السلام) شب عاشورا را مزاح می کردند با این که می دانستند فردا آخر عمرشان است و به دست این مردم به شهادت می رسند. یکی به دیگری می گفت: شب مزاح نیست، دیگران جوابش دادند شب مزاح و نشاط است، زیرا چیزی نمانده است به رسول اکرم (صلی الله علیه وآله ) و علی (علیه السلام) در بهشت ملحق شویم. شهدای کربلا این درس را از مکتب حضرت زهرا(سلام الله علیها) آموخته بودند.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap