نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 درسی از آیة الله انصاری شیرازی

ذکــر

قال الله تبارک و تعالی و تقدس: « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّه »

یکی از مقامات اخلاقی، مقام ذکر است. یعنی انسان خداوند عالم را به یاد آورد و فراموش نکند.

اگرچه محال است، ممکن الوجود تکوینا حضور حق تعالی را فراموش کند. زیرا همان طور که انسان به سبب علم حضوری به خود، خویش را فراموش نمی کند، خدا را هم تکویناً فراموش نمی کند « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»

ولی گاهی اوقات انسان تشریعا خدا را فراموش می کند و بر این اساس آیه شریفه می فرماید: « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدا» یعنی ای پیامبر مگو که من فردا فلان کار را صورت می دهم « إلا أن يشاءَ الله»، مگر گفته باشی اگر خدا بخواهد.

این نهایت توحید افعالی است که آن توحید بیانگر "لا حول و لا قوة إلا بالله" یا "بحول الله و قوته أقوم و أقعد" است.

در توحید افعالی انسان خودش را در افعال مستقل نمی داند و برای خودش استقلال وجودی فرض نمی کند: «لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض » .
آب را دیدی که در طوفان چه کرد باد را دیدی که با عادان چه کرد
گر نبودی واقف از حق جان باد فرق کی کردی میان قوم عاد؟

پس تمام موجودات من جمله خودمان، لشکر حق تعالی و تحت تدبیر و اوامر خداوند متعال هستیم. ممکن در مقابل واجب به مثابه صفر می باشد که تا عددی در کنارش قرار نگیرد، هیچ وپوچ است. ممکنات در حقیقت سایه و ضلّ حق متعال هستند و سایه مادامی موجودیت دارد که صاحب سایه موجود باشد.

البته این مطالب به معنای جبری گری نیست، بلکه « لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن » در قرآن آمده: «وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت » ، یعنی ای انسان پروردگارت را یاد آور، هرگاه فراموش کردی. جناب علامه طباطبایی در معنی این آیه فرمودند: اگر پروردگارت را فراموش کردی دوباره متذکر او بشو.

« وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت »؛ یکی از مصادیق نسیان، غرور و تکبر و منیت است. فرد وقتی کار خیر مانند تهجّد، ذکر و... انجام می دهد، خیال می کند که خودش به حول و قوت خودش صورت داد و لذا تکبر و غرور پیدا می کند. ما باید متوجه باشیم که این حالت با توحید افعالی که همان "لاحول و لا قوة إلا بالله" است، منافات دارد.
یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشید شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

من، من گفتن، حرفهای بچه گانه است و شیطان اولین کسی بود که با غرور گفت: « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ » ؛ مخصوصاً وقتی انسان در مقام انتقام گیری قرار گیرد به نهایت غرور و تکبر می رسد. لذا فرمود: « وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت ».

انسان باید به آداب الهی و معارف اسلامی مؤدب باشد و بدانیم که فتح و ظفر از طرف خداوند می رسد.

امام راحل هیچ گاه «من» نگفت. زمانی که روزنامه اطلاعات نوشت «روحانیت و دولت تفاهم کردند؟!» امام خمینی (رحمة الله علیه) روی منبر مسجد اعظم فرمودند: چه کسی تفاهم کرده؟ آیا این طلبه پوسیده خمینی تفاهم کرده است؟!

چند کلمه ای در مورد ذکر حرف بزنیم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: بهترین ذکر، ذکر "لا إله إلا الله" است. ذکر "سبحان الله و الحمدلله و لا إله إلا الله و الله اکبر" ذکر جامعی است.

در روایت آمده که ذکر "لاحول و لاقوة إلا بالله العلیّ العظیم" بعد از نماز صبح و عشاء به عدد 7 مستحب باشد.

جناب علامه طباطبایی از قول مرحوم قاضی می فرمودند: وقت خواب ذکر "لا إله إلا الله" را تکرار کنید، در ادامه فقط "الله الله" بگوئید و با کلمه " الله" به خواب بروید، زیرا ممکن است جان انسان در خواب گرفته شود: « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها » .

ذکر مراتبی دارد: اول ذکر لسانی؛ وقتی لسان، ذکر حق تعالی می گوید به مصداق حدیث قدسی « أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي » ، خداوند همنشین زبان می شود، که در حقیقت جلیس خود انسان می شود. دوم ذکر قلبی؛ یعنی انسان در قلبش خداوند را یاد نماید، که مقام بالاتری است.
هرچه نه یاد تو، فراموش به هرچه نه جز ذکر تو، خاموش به

خداوند إن شاءالله به همه توفیق پیمودن مراحل عالیه علم و عمل را عنایت فرماید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

ذکــر

قال الله تبارک و تعالی و تقدس: « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّه »

یکی از مقامات اخلاقی، مقام ذکر است. یعنی انسان خداوند عالم را به یاد آورد و فراموش نکند.

اگرچه محال است، ممکن الوجود تکوینا حضور حق تعالی را فراموش کند. زیرا همان طور که انسان به سبب علم حضوری به خود، خویش را فراموش نمی کند، خدا را هم تکویناً فراموش نمی کند « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»

ولی گاهی اوقات انسان تشریعا خدا را فراموش می کند و بر این اساس آیه شریفه می فرماید: « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدا» یعنی ای پیامبر مگو که من فردا فلان کار را صورت می دهم « إلا أن يشاءَ الله»، مگر گفته باشی اگر خدا بخواهد.

این نهایت توحید افعالی است که آن توحید بیانگر "لا حول و لا قوة إلا بالله" یا "بحول الله و قوته أقوم و أقعد" است.

در توحید افعالی انسان خودش را در افعال مستقل نمی داند و برای خودش استقلال وجودی فرض نمی کند: «لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض » .
آب را دیدی که در طوفان چه کرد باد را دیدی که با عادان چه کرد
گر نبودی واقف از حق جان باد فرق کی کردی میان قوم عاد؟

پس تمام موجودات من جمله خودمان، لشکر حق تعالی و تحت تدبیر و اوامر خداوند متعال هستیم. ممکن در مقابل واجب به مثابه صفر می باشد که تا عددی در کنارش قرار نگیرد، هیچ وپوچ است. ممکنات در حقیقت سایه و ضلّ حق متعال هستند و سایه مادامی موجودیت دارد که صاحب سایه موجود باشد.

البته این مطالب به معنای جبری گری نیست، بلکه « لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن » در قرآن آمده: «وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت » ، یعنی ای انسان پروردگارت را یاد آور، هرگاه فراموش کردی. جناب علامه طباطبایی در معنی این آیه فرمودند: اگر پروردگارت را فراموش کردی دوباره متذکر او بشو.

« وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت »؛ یکی از مصادیق نسیان، غرور و تکبر و منیت است. فرد وقتی کار خیر مانند تهجّد، ذکر و... انجام می دهد، خیال می کند که خودش به حول و قوت خودش صورت داد و لذا تکبر و غرور پیدا می کند. ما باید متوجه باشیم که این حالت با توحید افعالی که همان "لاحول و لا قوة إلا بالله" است، منافات دارد.
یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشید شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

من، من گفتن، حرفهای بچه گانه است و شیطان اولین کسی بود که با غرور گفت: « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ » ؛ مخصوصاً وقتی انسان در مقام انتقام گیری قرار گیرد به نهایت غرور و تکبر می رسد. لذا فرمود: « وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت ».

انسان باید به آداب الهی و معارف اسلامی مؤدب باشد و بدانیم که فتح و ظفر از طرف خداوند می رسد.

امام راحل هیچ گاه «من» نگفت. زمانی که روزنامه اطلاعات نوشت «روحانیت و دولت تفاهم کردند؟!» امام خمینی (رحمة الله علیه) روی منبر مسجد اعظم فرمودند: چه کسی تفاهم کرده؟ آیا این طلبه پوسیده خمینی تفاهم کرده است؟!

چند کلمه ای در مورد ذکر حرف بزنیم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: بهترین ذکر، ذکر "لا إله إلا الله" است. ذکر "سبحان الله و الحمدلله و لا إله إلا الله و الله اکبر" ذکر جامعی است.

در روایت آمده که ذکر "لاحول و لاقوة إلا بالله العلیّ العظیم" بعد از نماز صبح و عشاء به عدد 7 مستحب باشد.

جناب علامه طباطبایی از قول مرحوم قاضی می فرمودند: وقت خواب ذکر "لا إله إلا الله" را تکرار کنید، در ادامه فقط "الله الله" بگوئید و با کلمه " الله" به خواب بروید، زیرا ممکن است جان انسان در خواب گرفته شود: « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها » .

ذکر مراتبی دارد: اول ذکر لسانی؛ وقتی لسان، ذکر حق تعالی می گوید به مصداق حدیث قدسی « أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي » ، خداوند همنشین زبان می شود، که در حقیقت جلیس خود انسان می شود. دوم ذکر قلبی؛ یعنی انسان در قلبش خداوند را یاد نماید، که مقام بالاتری است.
هرچه نه یاد تو، فراموش به هرچه نه جز ذکر تو، خاموش به

خداوند إن شاءالله به همه توفیق پیمودن مراحل عالیه علم و عمل را عنایت فرماید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

اگرچه محال است، ممکن الوجود تکوینا حضور حق تعالی را فراموش کند. زیرا همان طور که انسان به سبب علم حضوری به خود، خویش را فراموش نمی کند، خدا را هم تکویناً فراموش نمی کند « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»

ولی گاهی اوقات انسان تشریعا خدا را فراموش می کند و بر این اساس آیه شریفه می فرماید: « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدا» یعنی ای پیامبر مگو که من فردا فلان کار را صورت می دهم « إلا أن يشاءَ الله»، مگر گفته باشی اگر خدا بخواهد.

این نهایت توحید افعالی است که آن توحید بیانگر "لا حول و لا قوة إلا بالله" یا "بحول الله و قوته أقوم و أقعد" است.

در توحید افعالی انسان خودش را در افعال مستقل نمی داند و برای خودش استقلال وجودی فرض نمی کند: «لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض » .
آب را دیدی که در طوفان چه کرد باد را دیدی که با عادان چه کرد
گر نبودی واقف از حق جان باد فرق کی کردی میان قوم عاد؟

پس تمام موجودات من جمله خودمان، لشکر حق تعالی و تحت تدبیر و اوامر خداوند متعال هستیم. ممکن در مقابل واجب به مثابه صفر می باشد که تا عددی در کنارش قرار نگیرد، هیچ وپوچ است. ممکنات در حقیقت سایه و ضلّ حق متعال هستند و سایه مادامی موجودیت دارد که صاحب سایه موجود باشد.

البته این مطالب به معنای جبری گری نیست، بلکه « لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن » در قرآن آمده: «وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت » ، یعنی ای انسان پروردگارت را یاد آور، هرگاه فراموش کردی. جناب علامه طباطبایی در معنی این آیه فرمودند: اگر پروردگارت را فراموش کردی دوباره متذکر او بشو.

« وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت »؛ یکی از مصادیق نسیان، غرور و تکبر و منیت است. فرد وقتی کار خیر مانند تهجّد، ذکر و... انجام می دهد، خیال می کند که خودش به حول و قوت خودش صورت داد و لذا تکبر و غرور پیدا می کند. ما باید متوجه باشیم که این حالت با توحید افعالی که همان "لاحول و لا قوة إلا بالله" است، منافات دارد.
یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشید شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

من، من گفتن، حرفهای بچه گانه است و شیطان اولین کسی بود که با غرور گفت: « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ » ؛ مخصوصاً وقتی انسان در مقام انتقام گیری قرار گیرد به نهایت غرور و تکبر می رسد. لذا فرمود: « وَ اذكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيت ».

انسان باید به آداب الهی و معارف اسلامی مؤدب باشد و بدانیم که فتح و ظفر از طرف خداوند می رسد.

امام راحل هیچ گاه «من» نگفت. زمانی که روزنامه اطلاعات نوشت «روحانیت و دولت تفاهم کردند؟!» امام خمینی (رحمة الله علیه) روی منبر مسجد اعظم فرمودند: چه کسی تفاهم کرده؟ آیا این طلبه پوسیده خمینی تفاهم کرده است؟!

چند کلمه ای در مورد ذکر حرف بزنیم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: بهترین ذکر، ذکر "لا إله إلا الله" است. ذکر "سبحان الله و الحمدلله و لا إله إلا الله و الله اکبر" ذکر جامعی است.

در روایت آمده که ذکر "لاحول و لاقوة إلا بالله العلیّ العظیم" بعد از نماز صبح و عشاء به عدد 7 مستحب باشد.

جناب علامه طباطبایی از قول مرحوم قاضی می فرمودند: وقت خواب ذکر "لا إله إلا الله" را تکرار کنید، در ادامه فقط "الله الله" بگوئید و با کلمه " الله" به خواب بروید، زیرا ممکن است جان انسان در خواب گرفته شود: « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها » .

ذکر مراتبی دارد: اول ذکر لسانی؛ وقتی لسان، ذکر حق تعالی می گوید به مصداق حدیث قدسی « أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي » ، خداوند همنشین زبان می شود، که در حقیقت جلیس خود انسان می شود. دوم ذکر قلبی؛ یعنی انسان در قلبش خداوند را یاد نماید، که مقام بالاتری است.
هرچه نه یاد تو، فراموش به هرچه نه جز ذکر تو، خاموش به

خداوند إن شاءالله به همه توفیق پیمودن مراحل عالیه علم و عمل را عنایت فرماید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

Starts: 2010/08/12
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran

ذکــر

قال الله تبارک و تعالی و تقدس: « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّه »

یکی از مقامات اخلاقی، مقام ذکر است. یعنی انسان خداوند عالم را به یاد آورد و فراموش نکند.

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap