نسخه آزمایشی
سخـن روز
آیت الله عاملی: قلب مؤمن بین دو انگشت خدا قرار دارد و خداوند است که در قلب او تصرف می‌کند.

 مراسله ای از سالک عارف و عالم عامل حاج شیخ محمد بهاری همدانی (قدس سره)

دلتنگی و بی حالی

آقا جان در وقت شبی \"رَأیتُکَ کَسِلاً \" (تو را بی حال دیدم) اما حکمت آن را ندانستم، از چه جهت عارضه رخ نموده \"ماذا التَّوانی و ماذا التَّکاسُلُ و التَّحَزُّنُ؟\" (این سستی چیست؟ و این کاهلی و حزن از چیست؟)

اگر از جهت واماندن از علم است، کسی علم سَلَم نفروخته، و اگر از قلّت جاه است، کسی آقایی سَلَم نفروخته [یعنی کسی علم و آقایی را پیش فروش نکرده تا تو آن را پیشکشی خریده باشی و حال موعد دریافت آن فرارسیده باشد چنین نیست] و اگر از کمی مَداخل است، کسی بیش از قوت شبانه کیسه زر ندوخته، گفت : "دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم".

اگر چه آقای آقا سید عبدالمجید طاب ثراه می فرمودند: این معامله از چند جهت باطل است، مگر اینکه در جواب بگویم : "مذهب عاشق ز مذهبها جداست".

و اگر از جهت امورات اخروی است، آن بسیار بی وجه است، زیرا که به اندک بهانه ای رو به آن طرف می توان یافت "فَاِنَّ الّراحِلَ اِلیهِ قریبُ المَسافَة" (به راستی که کوچ کننده به سوی او راهش نزدیک است) هیچ مایه ندارد بعد "قَولِهِ عَزَّ مِن قائِلٍ : لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَیفَ اشتِیاقی بِهِم لَماتوا شَوقَاً ". (اگر پشت کنندگان به من می دانستند که چه اشتیاقی به آنان دارم از شوق قالب تهی می کردند) در این صورت سستی و تَکاسُل چرا؟

دَعِ التَّکاسُلَ و اغنَم فَاِنَّما مَثَلٌ

که زاد رهروان چیستی است و چالاکی

لنک و لوک و چفته شکل و بی ادب

سوی از میغیژ و او را می طلب

آیا تکلیف شاقّی به تو کرده بود؟ عبادت ما لایُحتَمَّل (غیر قابل تحمل) از جناب تو خواسته؟ "عَلی رُؤُسِِ الاَشهاد" مؤاخذه نموده؟ از انعام و احسان تو کوتاهی شده؟ که ناز می کنی؟
" اَلعَجل" «دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن» دیدی به عبادت نمی توانی پیش ببری، به گدایی و تضرع از او چیز بخواه.

هین مگو ما را بر آن در، بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست

بهانه طلب است. مجانی دادن و مفت بخشیدن "دأب و دَیدَن" (خوی و روش) اوست آماده این کار است.

«داد او را قابلیت شرط نیست» توجه صرف کافی است در این مقام، خیالُ به چند مرتبه توبه شکستن کار دیگری وصله بر نمی دارد [را از سر به در کن] «صد بار اگر توبه شکستی باز آ».

"فاِنَّهُ جَلّت عَظَمَتُهُ تَوّابٌ غَفورٌ وَ اَولیائُهُ الکِرامُ اَیضاً مَأمورونَ بِهِ" (به راستی که خداوند بزرگ توبه پذیر و آمرزنده است و اولیاء گرامی اش نیز به این امر مأمورند)

و اگر دلتنگی و کسالت از جهت فرقت رفقاء و اَحِبّه باشد نظراً به (اِنَّ مَوَدَّةَ سَنَةٍ رَحِمٌ ماسّةٌ وَ هیَ لُحمَةٌ کَلُحمَةِ النَّسَِّ و فُرقَتُها نَارٌ مُوقَدَةٌ " (همانا دوستی یک ساله به منزله خویشاوندیِ نزدیکی است و این دوستی، خویشی ای مانند خویشیِ نَسَبی است و جدایی و بریدن آن آتشی برافروخته و سوزان است)

و لِذا قیلَ [و بدین سبب گفته شده]:

وَجَدتُ مُصیباتِ الزَّمانِ جَمیعها

سِوی فُرقَةِ الاَحبابِ هَیِّنَةَ الخَطبِ

(همه گرفتاریهای روزگار را آسان یافتم به جز جدایی از دوستان).

وَ قالَ الآخَرُ:

یَقولونَ اِنَّ المَوتَ صَعبٌ علی الفَتی

مُفارَقَةُ الاَحبابِ وَ اللهِ اَصعَبُ

(گویند: مرگ بر جوان سخت است، سوگند به خدا جدایی از دوستان سخت تر است).

اینجا جهاتی است از کلام که "مَنُوطٌ بتشقیقاتٍ فِی المَقامِ" (وابسته و معلق به شکافتن مطلب است در این مقام) تارةً رفیق انس و التذاذات دنیویه بوده اند و فوت شده از تو.

این مطلب اینجا علاوه بر اینکه مایه دلتنگی نباید باشد، مایه سرور شما هم بشود، زیرا که از شما برکت نشده، مگر یک طغار هرزگی "وَفَّقَنَا اللهُ وَ اِیّاکَ لِنیلِ هذِهِ المَرتبةِ الجَلیلةِ" (خداوند ما و تو را برای رسیدن به این مرتبه بزرگ توفیق بخشد) و اگر رفیق لِلّه و فِی الله بوده اند، که ترکشان مورث دهشت گردیده چاره این مطلب اوقات تلخی نیست و کسالت نِی،

بلکه باید به صدد بر آیی به مقدار میسور تلطّف و مهربانی خرج دهی هر کس را به حسب حال او اِنعام و احسان فرمایی "فَاِنَّ الاُخُوَّةُ عَقدٌ یَجِبُ الوَفاءُ بِهِ (همانا برادری عقد و پیمانی است که وفای به آن واجب است" غرض نه بیان اقسام حقوق اخوانست، بلکه مقصود من این است که باید انسان اسباب برانگیزاندن اخوان خود را فراهم بیاورد، تا در اُخُوَّت ثبات پیدا کنند و بهره او را دریابد و ثمره اخوت دینی گویا این باشد که "یُعانُ عَلی الخَلاصِ مِمَّا وَقَعَ فیهِ مِنَ الاِبتلاءاتِ الاِخرَوِیَّةِ" (... که آدمی را بر رهایی از گرفتاریهای آن جهانی یاری می کند)،

زیرا که حوادث اخروی کمتر از حوادثات دنیویه نخواهد بود، ببین از خلاصی آنها بلا معین مُعین می توانی آن وقت "زین برادر آن برادر هم بدان"، " اَللّهُمَّ وَفَّقنا لِقیام حقوق الاِخوانِ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطاهِرینَ" (خداوندا به حق محمّد و آل پاک و پاکیزه اش ما را برای قیام نمودن در به جا آوردنِ حقوق برادران توفیق بخش).

منبع: رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک

دلتنگی و بی حالی

آقا جان در وقت شبی \"رَأیتُکَ کَسِلاً \" (تو را بی حال دیدم) اما حکمت آن را ندانستم، از چه جهت عارضه رخ نموده \"ماذا التَّوانی و ماذا التَّکاسُلُ و التَّحَزُّنُ؟\" (این سستی چیست؟ و این کاهلی و حزن از چیست؟)

اگر از جهت واماندن از علم است، کسی علم سَلَم نفروخته، و اگر از قلّت جاه است، کسی آقایی سَلَم نفروخته [یعنی کسی علم و آقایی را پیش فروش نکرده تا تو آن را پیشکشی خریده باشی و حال موعد دریافت آن فرارسیده باشد چنین نیست] و اگر از کمی مَداخل است، کسی بیش از قوت شبانه کیسه زر ندوخته، گفت : "دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم".

اگر چه آقای آقا سید عبدالمجید طاب ثراه می فرمودند: این معامله از چند جهت باطل است، مگر اینکه در جواب بگویم : "مذهب عاشق ز مذهبها جداست".

و اگر از جهت امورات اخروی است، آن بسیار بی وجه است، زیرا که به اندک بهانه ای رو به آن طرف می توان یافت "فَاِنَّ الّراحِلَ اِلیهِ قریبُ المَسافَة" (به راستی که کوچ کننده به سوی او راهش نزدیک است) هیچ مایه ندارد بعد "قَولِهِ عَزَّ مِن قائِلٍ : لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَیفَ اشتِیاقی بِهِم لَماتوا شَوقَاً ". (اگر پشت کنندگان به من می دانستند که چه اشتیاقی به آنان دارم از شوق قالب تهی می کردند) در این صورت سستی و تَکاسُل چرا؟

دَعِ التَّکاسُلَ و اغنَم فَاِنَّما مَثَلٌ

که زاد رهروان چیستی است و چالاکی

لنک و لوک و چفته شکل و بی ادب

سوی از میغیژ و او را می طلب

آیا تکلیف شاقّی به تو کرده بود؟ عبادت ما لایُحتَمَّل (غیر قابل تحمل) از جناب تو خواسته؟ "عَلی رُؤُسِِ الاَشهاد" مؤاخذه نموده؟ از انعام و احسان تو کوتاهی شده؟ که ناز می کنی؟
" اَلعَجل" «دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن» دیدی به عبادت نمی توانی پیش ببری، به گدایی و تضرع از او چیز بخواه.

هین مگو ما را بر آن در، بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست

بهانه طلب است. مجانی دادن و مفت بخشیدن "دأب و دَیدَن" (خوی و روش) اوست آماده این کار است.

«داد او را قابلیت شرط نیست» توجه صرف کافی است در این مقام، خیالُ به چند مرتبه توبه شکستن کار دیگری وصله بر نمی دارد [را از سر به در کن] «صد بار اگر توبه شکستی باز آ».

"فاِنَّهُ جَلّت عَظَمَتُهُ تَوّابٌ غَفورٌ وَ اَولیائُهُ الکِرامُ اَیضاً مَأمورونَ بِهِ" (به راستی که خداوند بزرگ توبه پذیر و آمرزنده است و اولیاء گرامی اش نیز به این امر مأمورند)

و اگر دلتنگی و کسالت از جهت فرقت رفقاء و اَحِبّه باشد نظراً به (اِنَّ مَوَدَّةَ سَنَةٍ رَحِمٌ ماسّةٌ وَ هیَ لُحمَةٌ کَلُحمَةِ النَّسَِّ و فُرقَتُها نَارٌ مُوقَدَةٌ " (همانا دوستی یک ساله به منزله خویشاوندیِ نزدیکی است و این دوستی، خویشی ای مانند خویشیِ نَسَبی است و جدایی و بریدن آن آتشی برافروخته و سوزان است)

و لِذا قیلَ [و بدین سبب گفته شده]:

وَجَدتُ مُصیباتِ الزَّمانِ جَمیعها

سِوی فُرقَةِ الاَحبابِ هَیِّنَةَ الخَطبِ

(همه گرفتاریهای روزگار را آسان یافتم به جز جدایی از دوستان).

وَ قالَ الآخَرُ:

یَقولونَ اِنَّ المَوتَ صَعبٌ علی الفَتی

مُفارَقَةُ الاَحبابِ وَ اللهِ اَصعَبُ

(گویند: مرگ بر جوان سخت است، سوگند به خدا جدایی از دوستان سخت تر است).

اینجا جهاتی است از کلام که "مَنُوطٌ بتشقیقاتٍ فِی المَقامِ" (وابسته و معلق به شکافتن مطلب است در این مقام) تارةً رفیق انس و التذاذات دنیویه بوده اند و فوت شده از تو.

این مطلب اینجا علاوه بر اینکه مایه دلتنگی نباید باشد، مایه سرور شما هم بشود، زیرا که از شما برکت نشده، مگر یک طغار هرزگی "وَفَّقَنَا اللهُ وَ اِیّاکَ لِنیلِ هذِهِ المَرتبةِ الجَلیلةِ" (خداوند ما و تو را برای رسیدن به این مرتبه بزرگ توفیق بخشد) و اگر رفیق لِلّه و فِی الله بوده اند، که ترکشان مورث دهشت گردیده چاره این مطلب اوقات تلخی نیست و کسالت نِی،

بلکه باید به صدد بر آیی به مقدار میسور تلطّف و مهربانی خرج دهی هر کس را به حسب حال او اِنعام و احسان فرمایی "فَاِنَّ الاُخُوَّةُ عَقدٌ یَجِبُ الوَفاءُ بِهِ (همانا برادری عقد و پیمانی است که وفای به آن واجب است" غرض نه بیان اقسام حقوق اخوانست، بلکه مقصود من این است که باید انسان اسباب برانگیزاندن اخوان خود را فراهم بیاورد، تا در اُخُوَّت ثبات پیدا کنند و بهره او را دریابد و ثمره اخوت دینی گویا این باشد که "یُعانُ عَلی الخَلاصِ مِمَّا وَقَعَ فیهِ مِنَ الاِبتلاءاتِ الاِخرَوِیَّةِ" (... که آدمی را بر رهایی از گرفتاریهای آن جهانی یاری می کند)،

زیرا که حوادث اخروی کمتر از حوادثات دنیویه نخواهد بود، ببین از خلاصی آنها بلا معین مُعین می توانی آن وقت "زین برادر آن برادر هم بدان"، " اَللّهُمَّ وَفَّقنا لِقیام حقوق الاِخوانِ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطاهِرینَ" (خداوندا به حق محمّد و آل پاک و پاکیزه اش ما را برای قیام نمودن در به جا آوردنِ حقوق برادران توفیق بخش).

منبع: رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک

مدیر
Date published: 12:00
10 / 10ScaleMaximum stars

اگر از جهت واماندن از علم است، کسی علم سَلَم نفروخته، و اگر از قلّت جاه است، کسی آقایی سَلَم نفروخته [یعنی کسی علم و آقایی را پیش فروش نکرده تا تو آن را پیشکشی خریده باشی و حال موعد دریافت آن فرارسیده باشد چنین نیست] و اگر از کمی مَداخل است، کسی بیش از قوت شبانه کیسه زر ندوخته، گفت : "دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم".

اگر چه آقای آقا سید عبدالمجید طاب ثراه می فرمودند: این معامله از چند جهت باطل است، مگر اینکه در جواب بگویم : "مذهب عاشق ز مذهبها جداست".

و اگر از جهت امورات اخروی است، آن بسیار بی وجه است، زیرا که به اندک بهانه ای رو به آن طرف می توان یافت "فَاِنَّ الّراحِلَ اِلیهِ قریبُ المَسافَة" (به راستی که کوچ کننده به سوی او راهش نزدیک است) هیچ مایه ندارد بعد "قَولِهِ عَزَّ مِن قائِلٍ : لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَیفَ اشتِیاقی بِهِم لَماتوا شَوقَاً ". (اگر پشت کنندگان به من می دانستند که چه اشتیاقی به آنان دارم از شوق قالب تهی می کردند) در این صورت سستی و تَکاسُل چرا؟

دَعِ التَّکاسُلَ و اغنَم فَاِنَّما مَثَلٌ

که زاد رهروان چیستی است و چالاکی

لنک و لوک و چفته شکل و بی ادب

سوی از میغیژ و او را می طلب

آیا تکلیف شاقّی به تو کرده بود؟ عبادت ما لایُحتَمَّل (غیر قابل تحمل) از جناب تو خواسته؟ "عَلی رُؤُسِِ الاَشهاد" مؤاخذه نموده؟ از انعام و احسان تو کوتاهی شده؟ که ناز می کنی؟
" اَلعَجل" «دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن» دیدی به عبادت نمی توانی پیش ببری، به گدایی و تضرع از او چیز بخواه.

هین مگو ما را بر آن در، بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست

بهانه طلب است. مجانی دادن و مفت بخشیدن "دأب و دَیدَن" (خوی و روش) اوست آماده این کار است.

«داد او را قابلیت شرط نیست» توجه صرف کافی است در این مقام، خیالُ به چند مرتبه توبه شکستن کار دیگری وصله بر نمی دارد [را از سر به در کن] «صد بار اگر توبه شکستی باز آ».

"فاِنَّهُ جَلّت عَظَمَتُهُ تَوّابٌ غَفورٌ وَ اَولیائُهُ الکِرامُ اَیضاً مَأمورونَ بِهِ" (به راستی که خداوند بزرگ توبه پذیر و آمرزنده است و اولیاء گرامی اش نیز به این امر مأمورند)

و اگر دلتنگی و کسالت از جهت فرقت رفقاء و اَحِبّه باشد نظراً به (اِنَّ مَوَدَّةَ سَنَةٍ رَحِمٌ ماسّةٌ وَ هیَ لُحمَةٌ کَلُحمَةِ النَّسَِّ و فُرقَتُها نَارٌ مُوقَدَةٌ " (همانا دوستی یک ساله به منزله خویشاوندیِ نزدیکی است و این دوستی، خویشی ای مانند خویشیِ نَسَبی است و جدایی و بریدن آن آتشی برافروخته و سوزان است)

و لِذا قیلَ [و بدین سبب گفته شده]:

وَجَدتُ مُصیباتِ الزَّمانِ جَمیعها

سِوی فُرقَةِ الاَحبابِ هَیِّنَةَ الخَطبِ

(همه گرفتاریهای روزگار را آسان یافتم به جز جدایی از دوستان).

وَ قالَ الآخَرُ:

یَقولونَ اِنَّ المَوتَ صَعبٌ علی الفَتی

مُفارَقَةُ الاَحبابِ وَ اللهِ اَصعَبُ

(گویند: مرگ بر جوان سخت است، سوگند به خدا جدایی از دوستان سخت تر است).

اینجا جهاتی است از کلام که "مَنُوطٌ بتشقیقاتٍ فِی المَقامِ" (وابسته و معلق به شکافتن مطلب است در این مقام) تارةً رفیق انس و التذاذات دنیویه بوده اند و فوت شده از تو.

این مطلب اینجا علاوه بر اینکه مایه دلتنگی نباید باشد، مایه سرور شما هم بشود، زیرا که از شما برکت نشده، مگر یک طغار هرزگی "وَفَّقَنَا اللهُ وَ اِیّاکَ لِنیلِ هذِهِ المَرتبةِ الجَلیلةِ" (خداوند ما و تو را برای رسیدن به این مرتبه بزرگ توفیق بخشد) و اگر رفیق لِلّه و فِی الله بوده اند، که ترکشان مورث دهشت گردیده چاره این مطلب اوقات تلخی نیست و کسالت نِی،

بلکه باید به صدد بر آیی به مقدار میسور تلطّف و مهربانی خرج دهی هر کس را به حسب حال او اِنعام و احسان فرمایی "فَاِنَّ الاُخُوَّةُ عَقدٌ یَجِبُ الوَفاءُ بِهِ (همانا برادری عقد و پیمانی است که وفای به آن واجب است" غرض نه بیان اقسام حقوق اخوانست، بلکه مقصود من این است که باید انسان اسباب برانگیزاندن اخوان خود را فراهم بیاورد، تا در اُخُوَّت ثبات پیدا کنند و بهره او را دریابد و ثمره اخوت دینی گویا این باشد که "یُعانُ عَلی الخَلاصِ مِمَّا وَقَعَ فیهِ مِنَ الاِبتلاءاتِ الاِخرَوِیَّةِ" (... که آدمی را بر رهایی از گرفتاریهای آن جهانی یاری می کند)،

زیرا که حوادث اخروی کمتر از حوادثات دنیویه نخواهد بود، ببین از خلاصی آنها بلا معین مُعین می توانی آن وقت "زین برادر آن برادر هم بدان"، " اَللّهُمَّ وَفَّقنا لِقیام حقوق الاِخوانِ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطاهِرینَ" (خداوندا به حق محمّد و آل پاک و پاکیزه اش ما را برای قیام نمودن در به جا آوردنِ حقوق برادران توفیق بخش).

منبع: رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک

Starts: 2010/08/17
Ends: Duration:
P.O. Box:
Ardabil,
Iran
دلتنگی و بی حالی

آقا جان در وقت شبی \"رَأیتُکَ کَسِلاً \" (تو را بی حال دیدم) اما حکمت آن را ندانستم، از چه جهت عارضه رخ نموده \"ماذا التَّوانی و ماذا التَّکاسُلُ و التَّحَزُّنُ؟\" (این سستی چیست؟ و این کاهلی و حزن از چیست؟)

" />


پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی دارالارشاد مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید حسن عاملی

SiteMap